پرش به محتوای اصلی
پرش به محتوای مقاله

تجربه یک توسعه‌دهنده: هزینه ۸۸۵۷ دلاری برای ۶ پروژه با Claude Code

·۳۰ خرداد ۱۴۰۵۱۱ دقیقه مطالعه۱ بازدید
تجربه من از ساخت ۶ پروژه با Claude Code و هزینه ۸۸۵۷ دلار
تجربه من از ساخت ۶ پروژه با Claude Code و هزینه ۸۸۵۷ دلار
اشتراک‌گذاری
واقعاً چه چیز جدید است؟

افشای دقیق ساختار هزینه‌ای Claude Code و اثبات اینکه ۸۶٪ از توکن‌ها در لایه Cache مصرف می‌شوند و تنظیمات settings.json عامل اصلی ۸۰٪ تفاوت بهره‌وری کاربران است.

اگر امروز در حال ساخت اپلیکیشن‌های تجاری و آماده‌ی تولید با هوش مصنوعی هستید، تنظیمات پیکربندی شما تنها سد دفاعی بین یک اسپرینت بهره‌ور و یک صورت‌حساب ۹ هزار دلاری است. طبق گزارشی مفصل که یک توسعه‌دهنده مستقل در ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶ منتشر کرد، او تنها در ۱۴ روز مبلغ ۸۸۵۷.۶۲ دلار برای اجرای ۶ پروژه کاملاً مجزا با Claude Code هزینه کرده است. این مورد یک تبلیغ یا بازاریابی نیست، بلکه تحلیلی داده‌محور از تجربه‌ای عمیق در استفاده گسترده است که خلأ موجود در انجمن‌هایی مثل Reddit و Dev.to را پر می‌کند؛ جایی که اکثر پست‌ها محدود به نمونه‌های ساده‌ای مثل «اپلیکیشن لیست کارهای روزانه» (Todo App) هستند و واقعیت‌های عملیاتی را نادیده می‌گیرند.

این تجربه در حالی رخ می‌دهد که برنامه‌نویسان از استفاده از AI برای نوشتن قطعه‌کدهای ساده (Snippets) به سمت به‌کارگیری آن برای ارکستراسیون کامل استک‌های نرم‌افزاری (Full-stack Orchestration) حرکت می‌کنند. همان‌طور که در تحلیل قبلی ما درباره‌ی اینکه چگونه Claude Code با اتوماسیون کارهای اداری و تکراری پیروز می‌شود اشاره کردیم، این ابزار در حذف کارهای خسته‌کننده عالی است، اما داده‌های جدید، واقعیت اقتصادی تلخ استفاده از قدرتمندترین مدل‌ها در مقیاس واقعی را نشان می‌دهد. برای اکثر کاربران، هوش مصنوعی یک تقویت‌کننده بهره‌وری است؛ اما برای کسانی که اپلیکیشن‌های عملیاتی و تجاری را به مرحله تولید می‌برند، به یک هزینه عملیاتی سنگین تبدیل می‌شود. این توسعه‌دهنده اشاره کرد که با در نظر گرفتن نرخ ۱۵۰ دلار در ساعت برای کارهای فریلنسری سطح بالا، خروجی حاصل از این دو هفته کار با AI معادل ۴ تا ۵ هفته کار دستی یک برنامه‌نویس ارشد بود.

کالبدشکافی مالی

به نقل از این گزارش، توسعه‌دهنده برای بخش اعظم کار از مدل Claude Opus 4.8 با پنجره متنی (Context Window) یک میلیون توکنی استفاده کرد تا بتواند حجم وسیعی از کدها را در حافظه مدل نگه دارد. طی این ۱۴ روز، ابزار مذکور حدود ۳.۸۸۴ میلیارد توکن را در ۴۷٬۲۳۵ درخواست API پردازش کرد.

هزینه‌ها به صورت خطی نبودند. سه روز اول حدود ۸۰۰ دلار هزینه داشت چون کاربر در حال یادگیری نحوه استفاده مؤثر از ابزار و تنظیم بستر کاری بود. اوج مصرف در ۱۸ ژوئن به ۸۲۸.۷۴ دلار تنها در یک روز رسید؛ جهشی شدید که دلیلش اجرای هم‌زمان سخت‌سازی امنیتی یک اپلیکیشن SaaS و عیب‌یابی یک خط لوله (Pipeline) پیچیده ویدئویی بود. در روزهای پایانی، هزینه به حدود ۳۰۰ دلار در روز کاهش یافت، زیرا پیکربندی‌ها در نهایت بهینه شده بود و تعداد گفتگوهای رفت‌وبرگشتی برای اصلاح خطاها به‌شدت کم شد.

پیچیدگی پروژه‌ها و بازگشت سرمایه (ROI)

هزینه بسته به محدوده پروژه و سطح تلاش معماری مورد نیاز، تفاوت شدیدی داشت:

  • LightCraft V2 (سرویس تبدیل تصویر به ویدیو): حدود ۴۲۰۰ دلار. این گران‌ترین پروژه بود اما بالاترین بازگشت سرمایه را داشت. یک اپلیکیشن کامل Full-stack با Next.js شامل احراز کاربر، سیستم شارژ اعتبار، تولید ویدیو و سخت‌سازی امنیتی. دستاوردهای کلیدی شامل سخت‌سازی امنیتی بر اساس استانداردهای OWASP (مانند توکن‌های CSRF، محدود کردن نرخ درخواست یا Rate Limiting، و پاک‌سازی ورودی‌ها)، تضمین سازگاری تراکنش‌های اتمیک برای اعتبارها (اطمینان از اینکه کسر اعتبار و ایجاد تسک حتماً به عنوان یک واحد واحد انجام شود تا اعتبار کاربر گم نشود) و منطق Failover چندموتوره (زنجیره جایگزینی Runway $\rightarrow$ Kling $\rightarrow$ Veo) برای مدیریت تایم‌اوت‌های API بود. تخمین زده می‌شود ۳ هفته از زمان توسعه ذخیره شده است. توسعه‌دهنده اشاره کرد که حل مشکل هم‌زمانی کسر اعتبار به تنهایی در حالت دستی چندین روز زمان می‌برد.
  • خط لوله ویدئویی اخبار AI: حدود ۱۸۰۰ دلار. یک اتوماسیون پیچیده شامل: استخراج اخبار از RSS $\rightarrow$ بازنویسی توسط LLM برای نریشن $\rightarrow$ تبدیل متن به صدا (TTS) $\rightarrow$ تطبیق خودکار تصاویر $\rightarrow$ مونتاژ با FFmpeg. این سیستم شامل منطق سخت‌گیرانه‌ای است که به جای استفاده از تصاویر پیش‌فرض (Placeholder)، ویدئوهای واقعی محصول را دانلود می‌کند و اگر دانلود شکست بخورد، تولید آن ویدیو کاملاً متوقف می‌شود تا کیفیت پایین نرود. مدیریت هزینه‌های بالای اتوماسیون ویدیو یکی از چالش‌های همیشگی است؛ چنان‌که برخی متخصصان با جایگزینی SaaSهای گران‌قیمت با گردش کارهای خودمیزبان توانسته‌اند هزینه‌های سالانه خود را از ۲۴۰۰ دلار به ۲۰ دلار کاهش دهند. اکنون بررسی کیفیت خبرهای روز تنها ۳۰ دقیقه زمان می‌برد، در حالی که پیش از این تماماً عملیات فنی و دستی بود.
  • ابزار رزرو وقت ویزای نیوزیلند (NZ WHV): حدود ۱۱۰۰ دلار. ابزاری با Playwright برای پر کردن خودکار فرم‌ها، منطق انتظار برای CAPTCHA و بازیابی از تایم‌اوت‌های شبکه با قابلیت ادامه از نقطه توقف (Checkpoint Resumption). این پروژه تنها «نیمی از هزینه را می‌ارزید» چون مدل با فرم‌های قدیمی ASP.NET Web Forms و فیلدهای پنهانی مثل __VIEWSTATE و __EVENTVALIDATION که در هر ارسال تغییر می‌کنند و برای امنیت قدیمی استفاده می‌شدند، به شدت مشکل داشت. پس از هارد‌کد کردن اولیه این موارد، ۵ تا ۶ دور تکرار لازم بود تا سیستم از طریق پارسینگ دینامیک پایدار شود.
  • اپلیکیشن کوییز روانشناسی (sbti2): حدود ۶۰۰ دلار. نقطه طلایی Claude Code. توسعه‌دهنده از یک پرامپت تک‌جمله‌ای استفاده کرد: «یک اپلیکیشن ارزیابی روانشناسی بساز که کاربران به سوالات پاسخ دهند و یک نمودار راداری با تحلیل دقیق ببینند و قابلیت اشتراک‌گذاری اسکرین‌شات داشته باشد». مدل استک فنی را خودش انتخاب کرد، ساختار پروژه را ایجاد کرد و تمام کدها (شامل انتقال‌های Framer Motion و بصری‌سازی نمودار راداری) را در ۴ ساعت نوشت. تنها دو تغییر در طرح رنگی درخواست شد.
  • آموزنامه توسعه‌دهنده: حدود ۵۰۰ دلار. برای مستندات و اسکریپت‌ها استفاده شد. توسعه‌دهنده اشاره کرد که Claude عادت به توضیح بیش از حد دارد؛ مثلاً برای یک دستور ساده export https_proxy=http://127.0.0.1:7890 حدود ۲۰۰ کلمه مقدمه و بستر می‌نویسد که باعث اتلاف توکن می‌شود.
  • دموی تصویر به ویدیو (img2video-demo): حدود ۴۰۰ دلار. یک Wrapper ساده برای API. نتیجه‌گیری شد که این مورد «واقعاً نمی‌ارزید» چون زمان صرف شده برای توصیف نیازمندی‌ها به AI تقریباً با زمان کدنویسی دستی برابر بود.

تجربه من از ساخت ۶ پروژه با Claude Code و هزینه ۸۸۵۷ دلار: نکات کلیدی

اقتصاد پنهان توکن‌ها

بر اساس مستندات این گزارش، بخش اعظم توکن‌ها در حافظه پنهان (Caching) مصرف می‌شوند. اکثر کاربران به اشتباه فکر می‌کنند هزینه فقط بین «ورودی + خروجی» تقسیم می‌شود، اما ساختار واقعی صورت‌حساب برای ۳.۸ میلیارد توکن چنین بود:

  • ورودی جدید (New Input): ۲۹.۰۱ میلیون توکن (محتوایی که برای اولین بار خوانده شد)
  • خروجی (Output): ۳۴.۵۷ میلیون توکن (محتوایی که Claude تولید کرد)
  • نوشتن در کش (Cache Writes): ۱.۳۲۲ میلیارد توکن (خواندن اولین‌باره فایل‌های حجیم یا بستر طولانی)
  • اصابت به کش (Cache Hits): ۲.۴۹۹ میلیارد توکن (استفاده مجدد از بستر کش شده)

با نرخ ۸۶.۴ درصد اصابت به کش، توسعه‌دهنده از صورت‌حسابی چندین برابر گران‌تر گریخت، زیرا توکن‌های Cache Hit یک‌دهم هزینه ورودی‌های جدید هستند. این اصابت‌ها شامل خواندن مکرر فایل‌های پروژه، فایل CLAUDE.md و تاریخچه گفتگوهاست. این موضوع یک شکاف ۵ برابری هزینه ایجاد می‌کند بین کاربرانی که «هرچه پیش آمد» عمل می‌کنند (و باعث تخریب کش و Invalid کردن آن می‌شوند) و کاربرانی که نرخ اصابت به کش را بالا نگه می‌دارند. توسعه‌دهنده اشاره می‌کند که به حداکثر رساندن Cache Hits تمرکز اصلی ماژول دوم «دفترچه راهنمای میدانی Claude Code» است.

هزینه هر درخواست

توکن‌های خروجی به طور قابل توجهی گران‌تر از ورودی‌ها هستند. در مدل Opus 4.8، نرخ ورودی ۱۵ دلار و خروجی ۷۵ دلار به ازای هر میلیون توکن است؛ یعنی خروجی ۵ برابر گران‌تر است. نمونه‌هایی از جزئیات صورت‌حساب عبارتند از:

  • پاسخ پیچیده: ۲۱۲ توکن ورودی، ۱۳۹۷ توکن خروجی = ۱.۹۱ دلار (زمان پردازش ۱۰۴ ثانیه)
  • تأیید ساده: ۵۱۴ توکن ورودی، ۷ توکن خروجی = ۰.۴۵ دلار (زمان پردازش ۲ ثانیه)

به همین دلیل، توسعه‌دهنده دستور صریحی به فایل CLAUDE.md اضافه کرد: «کوتاه بنویس، چیزهایی که از تو نخواستم را توضیح نده». کاهش یک پاسخ ۲۰۰۰ خطی پر از توضیحات و کامنت‌های اضافی به ۵۰۰ خط کد تمیز، مستقیماً باعث صرفه‌جویی مالی می‌شود.

شکاف پیکربندی

به باور این توسعه‌دهنده، بهره‌وری توسط فایل‌های settings.json و CLAUDE.md تعیین می‌شود، نه فقط مدل انتخابی. او معتقد است ۸۰ درصد شکاف بهره‌وری بین کاربران به تنظیمات settings.json برمی‌گردد و تفاوت بین یک کاربر حرفه‌ای و مبتدی در همین جزئیات است.

تنظیمات پیشرفته و مجوزها

  • سطح تلاش (Effort Level): تنظیم effortLevel: "xhigh" در فایل ~/.claude/settings.json رفتار مدل را به کلی تغییر می‌دهد. در حالت پیش‌فرض، مدل کدی می‌زند که «فقط کامپایل شود و ارسال شود». اما در حالت xhigh، مدل فعالانه لبه‌های خطا (Edge Cases) را پیش‌بینی کرده، مدیریت خطای کامل‌تری می‌نویسد و کامنت‌هایی برای توضیح تصمیمات طراحی اضافه می‌کند. هرچند هزینه هر درخواست افزایش می‌یابد، اما چون تعداد دفعات اصلاح کد (Fix-it rounds) کم می‌شود، در مجموع ارزان‌تر تمام می‌شود (مثلاً یک مسیر API که در حالت عادی ۴ دور تکرار می‌خواست تا درست شود، در حالت xhigh در ۱ دور انجام شد).
  • مجوزها (Permissions): به جای تأیید تک‌تک دستورات Shell که جریان کار را می‌گیرد، افزودن دستورات رایج به لیست سفید permissions.allow (مانند Bash(npm run *) یا Bash(git status)، Bash(git diff *)، Bash(ls *) و Bash(cat *)) وقفه در تعاملات را بیش از ۵۰ درصد کاهش می‌دهد.
  • سیستم هوک‌ها (Hooks): مکانیزمی کمتر بحث شده که اسکریپت‌ها را خودکار اجرا می‌کند. او یک هوک PostToolUse تنظیم کرد تا بعد از هر ویرایش در کامپوننت‌های فرانت‌اند، دستور eslint --fix خودکار اجرا شود. همچنین از PreToolUse برای拦截 (intercept) عملیات‌های خطرناک، مانند جلوگیری از حذف دایرکتوری‌های خارج از node_modules توسط AI استفاده کرد. بخش زیادی از این سیستم باید از طریق آزمون و خطا یا خواندن کد منبع کشف شود، زیرا مستندات رسمی تنها چند پاراگراف محدود در این مورد دارند.

محدودیت‌های رفتاری در CLAUDE.md

برای جلوگیری از مهندسی بیش‌ازحد (Over-engineering)، توسعه‌دهنده از یک فایل CLAUDE.md ۸۰ خطی استفاده می‌کند که به جای استک فنی، بر محدودیت‌های رفتاری تمرکز دارد. اصول کلیدی عبارتند از:

  • اگر ۲۰۰ خط کد را می‌توان در ۵۰ خط نوشت، حتماً بازنویسی کن.
  • ویژگی‌های اضافی خارج از آنچه درخواست شده را اضافه نکن.
  • برای کدهای یک‌باره و ساده، انتزاع (Abstraction) پیچیده ایجاد نکن.
  • قبل از تغییر، کدهای مرتبط را بخوان تا بستر و Context را درک کنی.
  • هر خط تغییر یافته باید مستقیماً به درخواست کاربر بازگردد و دلیل داشته باشد.

بدون این دستورات، Claude تمایل دارد مدیریت‌کننده‌های فایل پیکربندی ناخواسته، سلسله‌مراتبی پیچیده از Exceptionها یا الگوهای Factory بیش‌ازحد انتزاعی اضافه کند که فقط کد را شلوغ می‌کند.

درس‌های سخت درباره محدودیت‌های AI

این آزمایش نقاط کور Claude Opus 4.8 را آشکار کرد که حتی با تنظیمات بالا هم نیاز به دخالت انسانی دارند:

نقاط کور فنی و منطقی

  • تکنولوژی‌های قدیمی: در پروژه‌هایی که از استک‌های قدیمی مثل ASP.NET Web Forms استفاده می‌کردند، زمان عیب‌یابی ۳۰ تا ۵۰ درصد افزایش یافت چون مدل داده‌های آموزشی بسیار بیشتری برای React دارد و در مدیریت وضعیت (State) فرم‌های چندمرحله‌ای قدیمی مشکل دارد.
  • خطرات سناریوی کاربر: مدل ممکن است منطقاً درست اما عملاً خراب باشد. مثلاً فیلدی برای شناسایی بات‌ها (Honeypot) طراحی کرد که با CSS پنهان شده بود. در حالی که این منطق درست بود، اما باعث شد کاربرانی که از Password Manager (مانند 1Password یا Bitwarden) استفاده می‌کنند، چون این ابزارها فیلدهای پنهان را هم پر می‌کنند، به اشتباه مسدود شوند.
  • سیاست‌های پلتفرم: هوش مصنوعی از محدودیت‌های سطح اکانت بی‌خبر است. کدی برای ارسال SMS نوشت که از نظر فنی کامل و بی‌نقص بود اما چون نوع اکانت کاربر اجازه ارسال پیام تبلیغاتی را نداشت، کد شکست خورد؛ محدودیتی که AI نمی‌توانست از طریق تحلیل کد بداند.
  • منطق کسب‌وکار: مدل مدل‌های تجاری غلط را به چالش نمی‌کشد و فقط اجرا می‌کند. وقتی توسعه‌دهنده پاداش روزانه ۱۰ واحد را تعریف کرد (۳۰۰ در ماه)، مدل هشدار نداد که این مبلغ از کل اشتراک ماهانه مدل Pro (۲۰۰ در ماه) بیشتر است و مدل تجاری را تخریب می‌کند! توسعه‌دهنده مجبور شد این را دستی به ۳ واحد در روز و ۴۰۰ واحد برای Pro تغییر دهد.

استراتژی انتخاب مدل

او از یک سیستم پروفایل دوگانه در settings.json برای تعادل بین هزینه و سرعت استفاده کرد:

  • Opus 4.8: مخصوص تصمیمات معماری، طراحی سیستم و کارهایی که بیش از دو ساعت تفکر انسانی می‌طلبند. این مدل در مدیریت وضعیت و موارد خاص (مانند منطق Failover در LightCraft) عالی است.
  • Sonnet: برای کارهای خرد و تکراری (Grunt Work) مثل تغییرات دسته‌جمعی فایل‌ها، افزودن کامنت‌ها یا نوشتن تست‌های واحد.

تحلیل نهایی نشان می‌دهد ROI این ابزار برای کسانی که پیکربندی را بلدند، دو برابر است. یک کاربر بدون تنظیمات، پول خود را در چرخه‌های تکراری بازنویسی می‌سوزاند، در حالی که کاربر بهینه شده ۲ تا ۳ برابر بهره‌وری می‌گیرد. اگر این توسعه‌دهنده از ابتدا بهینه کار می‌کرد، شاید همان خروجی ۸۸۵۷ دلاری را با ۳۰۰۰ دلار به دست می‌آورد؛ زیرا ۲ هزار دلار اول نوعی «مالیات یادگیری» بود تا AI یاد بگیرد چگونه با کاربر همکاری کند.

برای کسی که تحت فشار ددلاین در حال عرضه یک محصول واقعی است، پرداخت ۸۸۵۷ دلار در مقابل ۴ هفته توسعه توسط یک برنامه‌نویس ارشد، یک معامله توجیه‌پذیر است. اما برای یک کنجک‌کار یا آماتور، شروع با Opus بدون تنظیمات دقیق، «سوزاندن خالص پول» توصیف شده است.

قالب نهایی پیکربندی

برای به حداکثر رساندن خروجی و کاهش هزینه‌ها، توسعه‌دهنده این ساختار هسته برای CLAUDE.md را توصیه می‌کند:

اصول کدنویسی

  • کد مختصر بنویس (۵۰ خط به جای ۲۰۰ خط).
  • بدون ویژگی‌های درخواستی نشده، «انعطاف‌پذیری» کاذب یا انتزاع‌های اضافی.
  • تغییرات باید مستقیماً و دقیقاً به درخواست کاربر مرتبط باشند.
  • دلیل تغییرات («چرا») را دقیقاً بعد از اجرا توضیح بده.

استک فنی

  • Next.js 16 + React 19 + TypeScript
  • Tailwind CSS 4
  • Prisma + SQLite
  • Deploy: Vercel

نبایدها

  • کدهای مجاور، کامنت‌ها یا فرمت‌بندی‌ها را بدون درخواست «بهبود» نبخش.
  • چیزهایی که خراب نیستند و درست کار می‌کنند را ریفکتور نکن.
  • برای سناریوهای غیرممکن و تخیلی، مدیریت خطا اضافه نکن.

و یک settings.json اولیه برای شروع:

{
  "preferences": {
    "effortLevel": "xhigh"
  },
  "permissions": {
    "allow": [
      "Bash(npm run *)",
      "Bash(git status)",
      "Bash(git diff *)",
      "Bash(ls *)",
      "Bash(cat *)"
    ]
  }
}

گام بعدی شما

  • اگر از Claude Code استفاده می‌کنید، فوراً effortLevel را روی xhigh قرار دهید تا دفعات بازنویسی کد کاهش یابد و کیفیت اولیه بالا رود.
  • یک فایل CLAUDE.md ایجاد کنید و در آن صراحتاً از مدل بخواهید از توضیحات اضافی پرهیز کند تا هزینه توکن‌های خروجی (که ۵ برابر گران‌ترند) کم شود.
  • لیست مجوزهای permissions.allow را برای دستورات رایج Git و NPM گسترش دهید تا جریان کاری شما با درخواست‌های تأیید مداوم قطع نشود.

اما داستان سخت‌افزاری این تحول حتی شگفت‌انگیزتر است — به تحلیل ما درباره‌ی تراشه‌های Blackwell مراجعه کنید.

چرا این موضوع مهم است؟

این گزارش بر اساس تجربه عملی (Experience) نشان می‌دهد که مدل‌های قدرتمند بدون استراتژی کاهش توکن، برای استارتاپ‌ها تبدیل به یک سیاهچاله مالی می‌شوند. اعتبار این تحلیل در جزئیات دقیق صورت‌حساب است که مرز بین بهره‌وری و اتلاف سرمایه را مشخص می‌کند.

تأثیر برای ایران

هزینه ۸۸۰۰ دلاری برای دو هفته، برای اکثر توسعه‌دهندگان ایرانی غیرقابل دسترس است. با این حال، استراتژی‌های بهینه‌سازی کش و استفاده ترکیبی از Sonnet و Opus، راهکاری حیاتی برای کاهش هزینه‌های API برای تیم‌های کوچک داخلی است.

·نگاه ما
تحریریه دات‌هوش

پتانسیل ابزارهای Agentic در مقیاس صنعتی، نه در قدرت مدل، بلکه در لایه مدیریت Context و Cache نهفته است. این تجربه ثابت می‌کند که «مالیات یادگیری» در دنیای AI واقعی است و تفاوت بین یک کاربر آماتور و حرفه‌ای، در توانایی کنترل خروجی‌های Verbose (پرحرف) مدل برای کاهش هزینه است. در واقع، مهندسی پرامپت در سطح Agent، تبدیل به مهندسی پیکربندی (Configuration Engineering) شده است.

منابع

این گزارش با خط‌لولهٔ خودکار دات‌هوش از منابع معتبر جهانی تدوین و زیر نظر تحریریه منتشر شده است. روش کار ما

گفتگو

پنج‌شنبه‌های هوش‌محور

بسته‌ی هفتگی دات‌هوش

۵ خبر، ۲ ابزار، ۱ پرامپت در هر شماره. به‌زودی راه‌اندازی می‌شود — هر پنج‌شنبه صبح.

خبر کلیدی
ابزار کاربردی
پرامپت حرفه‌ای
تحلیل پژوهش
به‌زودی
زاویه‌ی ایرانی
به‌زودی
تمرین این هفته
به‌زودی

راهنماهای دات‌هوش

راهنماهای کاربردیِ دات‌هوش برای کار با هوش مصنوعی — از همین‌جا شروع کنید:

دات‌هوش

راهنمای فارسی هوش مصنوعی — با نگاه به ایران

اخبار روزانه، معرفی ابزارها و مدل‌ها، و آموزشِ کار با هوش مصنوعی؛ همیشه با این پرسش که از ایران چه چیزی کار می‌کند و چه چیزی نه.