اگر امروز یک نویسنده هستید و آثار خود را در آمازون منتشر میکنید، احتمالاً متوجه شدهاید که دیده شدن سختتر شده و درآمدتان کاهش یافته است. این یک تصور نیست؛ دادهها نشان میدهند که هجوم محتوای مصنوعی، سهم هر نویسنده انسانی از کیک درآمدی بازار را کوچکتر کرده است. کتابهایی که هیچ متن مصنوعی در آنها شناسایی نشده بود، در ۷ ژانر از ۸ ژانر مورد بررسی، درآمد کمتری کسب کردند. این اثر «رقیقکنندگی» نشان میدهد که حجم بالای محتوا، استخر درآمدی خالقان انسانی را کوچک میکند، فارغ از اینکه کیفیت این «آشغالهای مصنوعی» (AI Slop) چقدر پایین باشد.
این وضعیت در حالی رخ میدهد که صنعت نشر با مقیاس عظیم هوش مصنوعی زاینده (Generative AI) — شبیه به چاپخانههایی که بدون توقف و بدون نیاز به نویسنده، هزاران صفحه متن تولید میکنند — دستوپنجه نرم میکند. سالها بحث بر سر این بود که آیا هوش مصنوعی میتواند کتاب «خوبی» بنویسد، اما اکنون بحث به دینامیک بازار تغییر کرده است: اینکه افزایش شدید عرضه، چه تأثیری بر قیمت و دیده شدن آثار انسانی دارد. همانطور که در تحلیلهای پیشین ما دربارهی اقتصاد محتوای تولیدشده توسط ماشین اشاره کردیم، مشکل اصلی دیگر کیفیت نیست، بلکه اشباع بازار است.
متدولوژی و طبقهبندی
برای اطمینان از دقت، محققان کتابها را بر اساس متن کامل و نه پیشنمایشهای کوتاه بررسی کردند. آنها از ابزار Pangram v3.3 استفاده کردند که نرخ خطای مثبت آن تنها ۰.۰۴ درصد است (هرچند نسخه Pangram 4 از آن زمان منتشر شده است). کتابها بر اساس سهم متنی که به عنوان تولیدشده توسط AI علامتگذاری شده بود، به سه باند متمایز تقسیم شدند:
- بدون AI: هیچ متن مصنوعی شناسایی نشد.
- کم: تا ۲۵ درصد محتوای مصنوعی.
- قابلتوجه: بیش از ۲۵ درصد محتوای مصنوعی.
مقیاس رقیقشدن بازار
بر اساس گزارش چاکرابارتی و همکاران (Chakrabarty et al.)، کاتالوگ تجمعی کتابهای آمازون بین سه ماهه اول ۲۰۲۳ تا سه ماهه اول ۲۰۲۶ حدود ۳۸.۳ برابر رشد کرد. اما تعداد عناوینی که واقعاً در هر فصل فروخته شدند تنها ۱۹.۲ برابر و درآمد فصلی تنها ۸.۹ برابر افزایش یافت.
این شکاف یک فشار ریاضی ایجاد میکند. کتابهای بیشتری برای رقابت بر سر استخری از درآمد وجود دارند که بسیار کندتر از حجم محتوا رشد میکند. در نگاه اول، کتابهای AI در پایینترین سطح هستند: عناوینی با محتوای مصنوعی قابلتوجه ۲۰ درصد کاتالوگ را تشکیل میدهند اما تنها ۱۲.۱ درصد از فروش و ۱۱.۳ درصد از درآمد را دارند. در مقابل، کتابهای انسانی ۶۲.۹ درصد کاتالوگ را تشکیل داده و ۷۲.۵ درصد درآمد را خلق میکنند.

با این حال، محققان دریافتند که درآمد بهازای هر کتاب برای عناوینی که هیچ AI در آنها نبود، در تقریباً تمام ژانرها کاهش یافته است. این یافته ثابت میکند که افت درآمد صرفاً بهدلیل پایین آمدن میانگین کلی (به خاطر کتابهای بیفروش AI) نیست. نویسندگان این مطالعه این پدیده را «رقیقشدن» مینامند، هرچند اشاره میکنند که این یافتهها مشاهدهای و همبستگیمحور هستند و نه یک اثبات تجربی برای علیت.
تنها استثنا ژانر فانتزی/ماوراءطبیعی/ترسناک بود. در این دستهبندی، متون AI دیرتر وارد شدند و نفوذ کمتری داشتند، که منجر به افزایش ۳۵ درصدی درآمد بهازای هر کتاب برای نویسندگان انسانی شد. این بازگشت روند، نشان میدهد که علت کاهش درآمد یک روند کلی در کل بازار نیست، بلکه به حضور AI مربوط است.
دینامیک Kindle Unlimited
الگوهای رقیقشدن در ژانرهایی که در سرویس Kindle Unlimited در دسترس بودند، شدیدتر بود. در این محیطهای اشتراکی، خوانندگان از یک استخر مشترک استفاده میکنند. در این ژانرهای خاص، برتری سهم درآمدی کتابهای انسانی ۸.۴ درصد کمتر از ژانرهایی بود که دسترسی کمتری به Kindle Unlimited داشتند. محققان این شکاف را به ویژگیهای خاص هر ژانر نسبت میدهند و نه لزوماً به یک رابطه علّی مستقیم با خود پلتفرم.
صعود AI به صدر جدولها
اگرچه بسیاری از کتابهای AI بیکیفیت هستند، اما با موفقیت در حال نفوذ به جدولهای برترند. سهم عناوینی با محتوای مصنوعی قابلتوجه در لیست ۲۵ اثر برتر (Top 25) از تقریباً صفر به ۳۱ درصد در طول دوره مطالعه رسید.
رتبههای برتر همچنین سریعتر تغییر میکردند. سهم کتابهای انسانی که از یک فصل به فصل بعد در لیست ۲۵ اثر برتر باقی میماندند، در یک مقطع به ۲۸ درصد کاهش یافت و در نهایت روی ۶۲ درصد تثبیت شد. تا سه ماهه دوم ۲۰۲۶، سهم فروش کتابهای بدون AI به حدود ۶۰ درصد رسید، در حالی که در اوایل ۲۰۲۳ این رقم نزدیک به ۱۰۰ درصد بود.
این موج توسط تعداد کمی از تولیدکنندگان پرکار با نامهای مستعار هدایت میشود:
- ۲۸۷ نفر از ۳۸۵ نویسنده AI شناساییشده، پس از انتشار اولین کتاب AI خود، خروجی ماهانه خود را به شدت افزایش دادند.
- پردرآمدترین نام مستعار AI تنها با ۸ عنوان کتاب، ۱.۷ میلیون دلار درآمد ناخالص کسب کرد.
- یک تککتاب با محتوای سنگین AI، از فروش ۸۰,۴۳۱ نسخه، ۶۴۳,۰۰۰ دلار درآمد داشت.
این وضعیت مشابه گزارشهای مربوط به «کورال هارت» است که گفته میشود در یک سال ۲۰۰ عنوان کتاب عاشقانه با ۲۱ نام مستعار منتشر کرده و تقریباً ۵۰,۰۰۰ نسخه فروخته است. این روند اسپمهای AI فراتر از کتابهاست و شامل مواردی میشود که در آن آهنگهای تولید شده توسط AI برای کلاهبرداری میلیونها دلار از پلتفرمهای استریم استفاده شدهاند.
مدرک قطعی: «عبارات نادر»
برای اینکه بفهمند این کتابها صرفاً «الهامگرفته» هستند یا در واقع کپیبرداری میکنند، محققان از ابزار infini-gram متعلق به مؤسسه آلن برای هوش مصنوعی و شاخص Google Books استفاده کردند. آنها «عبارات نادر» — جملاتی که در ۵ کتاب یا کمتر ظاهر شده و در یک عکسبرداری (snapshot) ۴.۷ تریلیونی از توکنهای وب وجود ندارند — را ردیابی کردند.

یافتهها تکاندهنده بود: کتابهای پرفروش AI بهشدت از این عبارات نادر استفاده میکنند. در ۵۰ عنوان پردرآمد AI، عبارات نادر ۴۵ درصد متن را تشکیل میدادند، در حالی که این رقم برای ۵۰ کتاب برتر انسانی ۳۷.۷ درصد بود. برای آثار ادبی انسانی که برنده جایزه شده یا نامزد شده بودند، این رقم تنها ۱۹.۱ درصد بود.
نکته حیاتی این است که با افزایش درآمد، این همپوشانی نیز افزایش مییافت. به ازای هر ده برابر افزایش در درآمد، همپوشانی با کتابهای موجود ۷.۶ درصد افزایش مییافت. چنین همبستگیای برای کتابهای بدون AI وجود نداشت. این نشان میدهد موفقترین کتابهای AI آنهایی هستند که دقیقترین تقلید یا بازتولید را از آثار دارای کپیرایت انجام دادهاند.
چاکرابارتی به Ai2 گفت در حالی که تشخیصدهندهها تخمینی از احتمال مصنوعی بودن ارائه میدهند، حضور عبارات نادری که در وب یافت نمیشوند، به عنوان یک مدرک परिस्थितهای عمل میکند که نشان میدهد متن از کتابها گرفته شده است. این موضوع به رد استدلالهای شرکتهای AI کمک میکند که ادعا میکنند آموزش AI صرفاً شبیه به مطالعه انسانی است.
پیامدهای قانونی و پلتفرمی
این یافتهها همان شواهد تجربی است که در پروندههای بزرگ کپیرایت کم بود. در پرونده Kadrey v. Meta، قاضی وینس چابری در ژوئن ۲۰۲۵ اشاره کرده بود که سخت است تصور کنیم تولید سیل عظیمی از آثار رقیب با استفاده از دادههای دارای کپیرایت، «استفاده منصفانه» (Fair Use) باشد، اما شاکیان دادهای درباره رقیقشدن بازار نداشتند.
اکنون این مطالعه آن دادهها را ارائه میدهد. این پژوهش یک همبستگی مستقیم بین ورود عناوینی با محتوای مصنوعی و افت درآمد نویسندگان انسانی نشان میدهد. این با مطالعهای در نوامبر ۲۰۲۵ همسو است که نشان داد مدلها میتوانند قطعات دارای کپیرایت را تقریباً کلمه به کلمه بازتولید کنند، و مقاله دیگری در پاییز ۲۰۲۵ که نشان داد تنها دو کتاب برای تنظیم دقیق (fine-tune) یک مدل روی سبک یک نویسنده کافی است.
آمازون در سرویس Kindle Direct Publishing (KDP) نویسندگان را ملزم به افشای استفاده از AI کرده است، اما این اطلاعات را با مشتریان به اشتراک نمیگذارد. آمازون تلاش کرده است با محدود کردن تعداد انتشارات به سه مورد در روز، جلوی این سیل را بگیرد، اما حجم محتوا همچنان در حال افزایش است و برخی عناوین حتی نامها و سبکهای نویسندگان مشهور را میربایند.
این مسیر به سمتی میرود که برچسب «ساخته شده توسط انسان» به یک برند لوکس و گرانقیمت تبدیل شود. از آنجایی که بخش میانی بازار توسط محتوای مصنوعی تخلیه شده است، نویسندگان ممکن است برای حفظ قدرت قیمتگذاری خود، به اثبات اصالت (provenance) تکیه کنند.
گام بعدی شما
- اگر نویسنده هستید، روی ایجاد «اثبات اصالت» (Provenance) برای آثار خود سرمایهگذاری کنید تا بتوانید قیمت بالاتری نسبت به محتوای انبوه AI بگیرید.
- در هنگام خرید یا مطالعه، به دنبال نویسندگانی باشید که سبکهای پیچیده و غیرقابل پیشبینی دارند، زیرا مدلهای فعلی در تقلید از خلاقیت سطح بالا شکست میخورند.
- دنبال کنید که آیا آمازون در آینده برچسب «تأیید شده توسط انسان» را برای خریداران فعال میکند یا خیر.
اما داستان سختافزاری این تحول حتی شگفتانگیزتر است — به تحلیل ما دربارهی تراشههای Blackwell مراجعه کنید.




گفتگو