واژهنامه
واژهنامهٔ هوش مصنوعی
معادل فارسی اصطلاحات کلیدی هوش مصنوعی، یکجا. هر واژه پیش از انتشار توسط تحریریه بازبینی میشود؛ فهرست بهمرور کاملتر میشود.
۲۴۱ واژه
- acceleratorشتابدهنده
هر سختافزار تخصصی مانند GPU یا تراشهٔ اختصاصی که برای اجرای سریعتر و کارآمدتر بارهای کاری هوش مصنوعی نسبت به پردازندهٔ همهمنظوره طراحی شده است.
- accuracyصحت
نسبت پیشبینیهای درست مدل به کل پیشبینیها؛ سادهترین معیار کارایی که در دادههای نامتوازن گمراهکننده میشود.
- adapterآداپتور (لایهٔ سازگارساز)
ماژول کوچکی که میان لایههای یک مدل ازپیشآموزشدیده افزوده میشود تا با آموزش همان ماژول، مدل بدون تغییر وزنهای اصلی برای کاری تازه سازگار شود.
- adversarial exampleنمونهٔ خصمانه
ورودیای که با تغییرهای کوچک و عمدیْ نامحسوس برای انسان دستکاری شده تا مدل هوش مصنوعی را به خطای طبقهبندی وادار کند.
- adversarial robustnessاستواری خصمانه
توانایی یک مدل در حفظ عملکرد درست هنگام مواجهه با ورودیهایی که عمداً برای فریب آن دستکاری شدهاند.
- agentعامل
یک موجودیت خودمختار هوش مصنوعی که میتواند محیط را درک کند، استدلال کند و عمل انجام دهد.
- agenticعاملمحور
مربوط به عاملهای خودمختاری که برنامهریزی میکنند، از ابزارها استفاده میکنند و کارهای چندمرحلهای را بهصورت خودکار اجرا میکنند.
- agent memoryحافظهٔ عامل
سازوکاری که به عامل هوش مصنوعی اجازه میدهد اطلاعات گفتوگوها و کنشهای پیشین را ذخیره و بازیابی کند تا فراتر از پنجرهٔ زمینهٔ جاری بهخاطر بسپارد.
- agent planningبرنامهریزی عامل
فرایندی که در آن یک عامل هوش مصنوعی یک هدف را به دنبالهای از گامها و زیرکارها میشکند تا آن را بهصورت خودکار اجرا کند.
- ai safetyایمنی هوش مصنوعی
حوزهای که میکوشد سامانههای هوش مصنوعی را چنان طراحی کند که بهصورت ناخواسته به انسان یا جامعه آسیب نرسانند.
- algorithmic biasسوگیری الگوریتمی
گرایش نظاممند یک مدل به نتایج ناعادلانه دربارهٔ گروههای خاص، که معمولاً از دادههای آموزشیِ جانبدار سرچشمه میگیرد.
- alignmentهمراستاسازی
اطمینان از اینکه سامانههای هوش مصنوعی مطابق با ارزشها و نیتهای انسانی رفتار میکنند.
- asicمدار مجتمع کاربردیویژه (ASIC)
تراشهای که برای یک کار مشخص ساخته میشود و در همان وظیفه کارایی و بهرهوری انرژی بسیار بالاتری از سختافزار همهمنظوره دارد، اما انعطافپذیر نیست.
- attentionتوجه
سازوکاری در ترنسفورمر که هنگام پردازش هر واژه، به واژههای مرتبطتر در متن وزن بیشتری میدهد تا بافت معنایی را بهتر دریابد.
- aucسطح زیر منحنی (AUC)
سطح زیر منحنی ROC که توانایی کلی مدل را در تفکیک دستههای مثبت و منفی در یک عدد میان صفر و یک میسنجد.
- autoencoderخودرمزگذار
شبکهای عصبی که داده را به یک نمایش فشرده میفشارد و سپس میکوشد همان داده را از روی آن نمایش بازسازی کند.
- autoregressiveخودبازگشتی
روش تولیدِ متن که در آن مدل هر توکن را یکییکی و بر پایهٔ توکنهای پیشتولیدشده پیشبینی میکند.
- autoscalingمقیاسدهی خودکار
افزایش یا کاهش خودکار شمار سرورها یا شتابدهندههای اختصاصیافته به یک سرویس متناسب با میزان بار، برای کنترل هزینه و حفظ پایداری عملکرد.
- backdoor attackحملهٔ درِ پشتی
کاشت یک ماشهٔ پنهان در مدل هنگام آموزش، که با دیدن ورودی خاصی رفتار مخرب از پیشتعیینشدهای را فعال میکند.
- backpropagationپسانتشار
الگوریتمی که خطای خروجی شبکهٔ عصبی را لایهبهلایه به عقب پخش میکند تا میزان تنظیم هر وزن برای کاهش خطا مشخص شود.
- batchingدستهبندی
گردآوری چند درخواست و پردازش همزمان آنها در یک دسته روی شتابدهنده، که گذردهی را بالا میبرد و هزینهٔ هر درخواست را پایین میآورد.
- batch normalizationنرمالسازی دستهای
روشی که خروجی هر لایه را در سراسر یک دسته به مقیاس استاندارد بازمیگرداند تا آموزش پایدارتر و سریعتر پیش برود.
- batch sizeاندازهٔ دسته
تعداد نمونههایی که مدل پیش از یکبار بهروزرسانی وزنها بهطور همزمان پردازش میکند.
- beam searchجستوجوی پرتویی
روش تولید متن که در هر گام چند دنبالهٔ نامزدِ محتمل را همزمان نگه میدارد تا در پایان بهترین دنبالهٔ کلی را برگزیند.
- benchmarkمحک
مجموعهای استاندارد از وظایف و دادهها که برای سنجش و مقایسه کارایی مدلهای مختلف بر یک مبنای یکسان بهکار میرود.
- bias-variance tradeoffموازنه اریبی و واریانس
تعادلی بنیادی که در آن کاستن از خطای ناشی از سادگیِ بیش از حد مدل، معمولاً خطای ناشی از حساسیتش به داده آموزش را افزایش میدهد و برعکس.
- bleuمعیار BLEU
معیاری برای ارزیابی ترجمه ماشینی که همپوشانی واژگان و عبارتهای متن تولیدشده را با چند ترجمه مرجع انسانی میسنجد.
- calibrationکالیبراسیون
میزان همخوانی اطمینان اعلامشده مدل با درستی واقعی آن؛ مدلِ کالیبره وقتی نود درصد اطمینان میدهد، حدود نود درصد مواقع درست میگوید.
- catastrophic forgettingفراموشی فاجعهبار
پدیدهای که در آن مدل هنگام آموزش روی داده یا کار جدید، بخش بزرگی از آنچه پیشتر آموخته بود را از دست میدهد.
- chain-of-thoughtزنجیره تفکر
روشی در طراحی پرامپت که در آن مدل پیش از پاسخدادن، گامبهگام استدلال میکند.
- checkpointنقطهٔ بازرسی
ذخیرهٔ وضعیت کامل یک مدل و وزنهای آن در میانهٔ آموزش، تا بتوان آموزش را از همان نقطه ادامه داد یا همان نسخهٔ مدل را برای استفاده بازیابی کرد.
- chunkingتکهبندی
تقسیم یک سند بلند به قطعههای کوچکتر، تا هر قطعه جداگانه بُرداری و برای بازیابی در سامانههای مبتنی بر بازیابی ذخیره شود.
- classificationطبقهبندی
وظیفهای در یادگیری ماشین که هدف آن نسبتدادن هر نمونه به یکی از چند دستهی گسستهی از پیشتعریفشده، مانند هرزنامه یا غیرهرزنامه، است.
- clusterخوشه
مجموعهای از چند سرور یا گره که بههم متصل شدهاند و برای آموزش یا اجرای مدلهای بزرگ هوش مصنوعی همچون یک واحد محاسباتی یکپارچه کار میکنند.
- clusteringخوشهبندی
روشی در یادگیری بدون نظارت که نمونههای مشابه را بدون برچسبِ از پیشدادهشده در گروههایی به نام خوشه کنار هم قرار میدهد.
- cold startراهاندازی سرد
تأخیر اضافی نخستین درخواست هنگامیکه سرویس مدل باید از حالت خاموش بارگذاری و بر روی حافظهٔ شتابدهنده مستقر شود، پیش از آنکه آمادهٔ پاسخگویی گردد.
- computeمحاسبات
منابع محاسباتیِ لازم برای آموزش و اجرای مدلهای هوش مصنوعی.
- confusion matrix[Confusion Matrix]
ماتریس درهمریختگی (confusion matrix) جدولی است که تعداد پیشبینیهای درست و نادرست یک مدل طبقهبندی را برای هر دسته نشان میدهد.
- constitutional aiهوش مصنوعی قانونمدار
روشی برای همسوسازی که در آن مدل پاسخهای خود را بر پایهٔ مجموعهای صریح از اصول نوشتهشده نقد و اصلاح میکند تا کمخطرتر شود.
- content moderationنظارت بر محتوا
بررسی و فیلترکردن محتوای تولیدشده یا ورودی کاربر برای حذف موارد خطرناک، غیرقانونی یا ناقض سیاستها.
- context windowپنجرهٔ زمینه
بیشینهٔ مقدار متنی که مدل زبانی میتواند بهصورت توکن همزمان در نظر بگیرد؛ هر چه بیرون از این پنجره باشد نادیده گرفته میشود.
- continuous batchingدستهبندی پیوسته
شیوهای در سرویسدهی مدل که درخواستهای تازه را بدون انتظار برای پایان درخواستهای قبلی به دستهٔ در حال پردازش میافزاید تا پردازنده بیکار نماند.
- cosine similarity[Cosine Similarity]
شباهت کسینوسی (cosine similarity) معیاری است که زاویه بین دو بردار را در فضای چندبعدی اندازهگیری میکند و برای مقایسه جهت متون یا دادهها در یادگیری ماشین به کار میرود.
- cross-entropyآنتروپی متقاطع
تابع زیانی پرکاربرد در دستهبندی که اختلاف میان توزیع احتمال پیشبینیشده و توزیع واقعی برچسبها را اندازه میگیرد.
- cross-validationاعتبارسنجی متقابل
روشی برای ارزیابی مدل که داده را به چند بخش تقسیم میکند و آموزش و آزمون را چرخشی روی این بخشها تکرار مینماید.
- data centerمرکز داده
تأسیساتی که زیرساخت محاسباتیِ لازم برای بارهای کاری هوش مصنوعی را در خود جای میدهد.
- data leakageنشت داده
ورود ناخواسته اطلاعاتِ داده آزمون به فرایند آموزش، که کارایی مدل را بهطور کاذب بالا نشان میدهد و در عمل فرومیریزد.
- data poisoningمسمومسازی داده
آلودهکردن عمدی دادههای آموزشیِ یک مدل با نمونههای دستکاریشده تا رفتار یا خروجی آن به نفع مهاجم تغییر کند.
- decision treeدرخت تصمیم
مدلی که با مجموعهای از پرسشهای شرطیِ پیاپی بر روی ویژگیها، داده را شاخهبهشاخه تا رسیدن به یک پیشبینی هدایت میکند.
- decodingرمزگشایی
فرایند تبدیل پیشبینیهای عددیِ مدل زبانی به متن واقعی، با گزینش توکن بعدی در هر گام بر پایهٔ راهبردی مانند نمونهگیری یا جستوجوی پرتویی.
- deepfakeجعل عمیق
رسانهٔ ساختگیِ تولیدشده با هوش مصنوعی که بهگونهای باورپذیر افراد واقعی را جعل میکند.
- differential privacyحریم خصوصی تفاضلی
روشی ریاضی که با افزودن نوفهٔ سنجیده به داده، تحلیل آماری را ممکن میکند بیآنکه اطلاعات هیچ فرد منفردی فاش شود.
- diffusion modelمدل انتشار
مدلی مولد که داده را با معکوسکردن یک فرایند تدریجیِ نوفهگذاری (افزودن نویز) میسازد.
- dimensionality reductionکاهش ابعاد
کاستن از شمار ویژگیهای یک مجموعهداده با حفظ بیشترِ اطلاعات مهم، برای سادهترشدن مدل و کاهش بار محاسباتی.
- distillation[distillation]
آموزش یک مدل کوچکتر (student) برای تقلید رفتار یک مدل بزرگتر و پیچیدهتر (teacher) با هدف حفظ دقت در حالی که سرعت و کارایی افزایش مییابد.
- distributed trainingآموزش توزیعشده
تقسیم بار آموزش یک مدل میان چند شتابدهنده یا گره که همزمان کار میکنند، تا مدلهای بزرگی که در یک دستگاه جا نمیشوند در زمان معقول آموزش ببینند.
- dpoبهینهسازی مستقیم ترجیح (DPO)
روشی برای همسوسازی مدل که آن را مستقیماً از جفت پاسخهای ترجیحدادهشده و ردشده آموزش میدهد، بدون نیاز به مدل پاداش جداگانه.
- dropoutدراپاوت
روشی برای منظمسازی که در هر گام آموزش بخشی از نورونها را بهطور تصادفی غیرفعال میکند تا مدل به ویژگیهای خاص بیشازحد وابسته نشود.
- early stoppingتوقف زودهنگام
متوقفکردن آموزش بهمحض آنکه کارایی مدل روی دادهٔ اعتبارسنجی رو به افول میگذارد، تا از بیشبرازش جلوگیری شود.
- edge computingرایانش لبه
پردازش داده در نزدیکیِ منبع آن، بهجای مراکز دادهٔ متمرکز.
- embeddingبردار معنایی
نمایش داده بهصورت یک بردار عددیِ فشرده که معنای آن را در خود نگه میدارد.
- epoch[Epoch]
یک بار کامل عبور الگوریتم از کل مجموعهداده آموزشی برای یادگیری، که در هر epoch وزنهای مدل بهروزرسانی میشوند.
- exact matchتطابق دقیق
معیاری سختگیرانه که پاسخ مدل را تنها در صورتی درست میشمارد که کلمهبهکلمه با پاسخ مرجع یکی باشد.
- f1 scoreامتیاز F1
میانگین هماهنگ دقت (precision) و بازخوانی (recall) که کارایی یک مدل دستهبندی را در یک عدد واحد خلاصه میکند.
- fairnessانصاف
ویژگی یک سامانهٔ هوش مصنوعی که تصمیمها یا پیشبینیهایش میان افراد و گروههای مختلف بدون تبعیض ناروا توزیع شود.
- feature engineeringمهندسی ویژگی
فرایند ساختن، تبدیل و انتخاب متغیرهای ورودی از دادهی خام برای آنکه مدل یادگیری ماشین بتواند الگوها را بهتر بیاموزد.
- few-shot learningیادگیری با نمونهٔ اندک
توانایی مدل برای انجام یک کار تنها با دیدن چند مثال در پرامپت، بدون آموزش مجدد.
- few-shot promptingپرامپتنویسی با چند نمونه
روشی که در آن چند مثالِ ورودی و خروجی را درون پرامپت میگذارند تا مدل الگوی کار خواستهشده را از روی همان نمونهها یاد بگیرد.
- fine-tuningتنظیم دقیق
آموزشِ بیشترِ یک مدلِ ازپیشآموزشدیده روی دادههای مخصوص یک حوزه برای تخصصیترشدن آن.
- flash attentionتوجه برقآسا (flash attention)
پیادهسازیِ بهینهای از سازوکار توجه که با کاهش رفتوآمد داده در حافظهٔ پردازنده، محاسبه را سریعتر و کممصرفتر میکند.
- flopsعملیات اعشاری در ثانیه (FLOPs)
معیار سنجش توان محاسباتی که شمار عملیات اعشاری انجامشده در هر ثانیه را نشان میدهد و برای مقایسهٔ سرعت سختافزار هوش مصنوعی بهکار میرود.
- foundation modelمدل بنیادی
مدلی بزرگ که روی دادههای گسترده آموزش دیده و میتوان آن را برای کارهای گوناگون سازگار کرد.
- fpgaآرایهٔ گیت برنامهپذیر میدانی (FPGA)
تراشهای که مدار داخلی آن را میتوان پس از ساخت بارها بازپیکربندی کرد و انعطافپذیری سختافزار قابلبرنامهریزی را با سرعتی نزدیک به مدار اختصاصی فراهم میکند.
- function callingفراخوانی تابع
قابلیتی که به مدل زبانی اجازه میدهد بهجای پاسخ متنی، خروجی ساختاریافتهای تولید کند که توابع یا APIهای ازپیشتعریفشده را با آرگومانهای مناسب فرامیخواند.
- generalizationتعمیمپذیری
توانایی مدل در عملکرد درست روی دادهی تازهای که در آموزش ندیده است، نه صرفاً حفظکردن دادهی آموزشی.
- generative adversarial network (gan)شبکه مولد تخاصمی
نوعی مدل مولد که در آن دو شبکهٔ عصبی، یکی سازندهٔ نمونه و دیگری تشخیصدهندهٔ جعلیبودن، در رقابت با هم آموزش میبینند تا خروجی واقعنماتر شود.
- generative modelمدل مولد
مدلی در یادگیری ماشین که بهجای صرفِ دستهبندی داده، نمونههای تازهای مانند تصویر، متن یا صدا میسازد که شبیه دادههای آموزشیاند.
- gpuواحد پردازش گرافیکی (GPU)
تراشهای با هزاران هستهٔ موازی که با اجرای همزمان محاسبات ماتریسی، آموزش و اجرای مدلهای هوش مصنوعی را بسیار سریعتر از پردازندهٔ مرکزی انجام میدهد.
- gradient clippingبرش گرادیان
روشی که بزرگی گرادیانها را به سقفی معین محدود میکند تا از بهروزرسانیهای جهشی و ناپایداری آموزش جلوگیری شود.
- gradient descentگرادیان کاهشی
روش بهینهسازی که پارامترهای مدل را گامبهگام در جهت کاهش خطا تغییر میدهد تا به کمترین خطای ممکن نزدیک شود.
- greedy decoding[Greedy decoding]
روشی در تولید متن با مدلهای زبانی که در هر مرحله احتمالپذیرترین کلمه را انتخاب میکند، بدون بازنگری آینده (greedy decoding).
- groundingمبنیسازی
پیونددادن خروجی مدل به دادهها یا منابع واقعی و قابلِ راستیآزمایی.
- ground truthداده مرجع
دادههای برچسبخورده و درستِ تأییدشده که خروجی مدل با آن سنجیده میشود تا درست یا نادرست بودنش معلوم شود.
- guardrailsحفاظها (نردههای ایمنی)
محدودیتها و فیلترهایی که بر ورودی و خروجی مدل اعمال میشوند تا از تولید محتوای ناخواسته یا خطرناک جلوگیری کنند.
- hallucinationتوهم
زمانی که مدل هوش مصنوعی اطلاعاتی باورپذیر اما از نظر واقعیت نادرست تولید میکند.
- hallucination rateنرخ توهم
سهم خروجیهای یک مدل که اطلاعات نادرست یا ساختگی دارند، بهکاررفته برای سنجش میزان پایبندی مدل به واقعیت.
- hbmحافظهٔ پهنایباند بالا (HBM)
نوعی حافظهٔ لایهچیده و بسیار سریع که نزدیک تراشهٔ شتابدهنده قرار میگیرد تا داده را با پهنایباند بالا برای آموزش و استنتاج مدلهای بزرگ تأمین کند.
- human evaluationارزیابی انسانی
سنجش کیفیت خروجی مدل بهدست داوران انسانی، بهجای معیارهای خودکار، برای ویژگیهایی مانند روانی، مفید بودن و درستی.
- hybrid searchجستوجوی ترکیبی
روش بازیابی که جستوجوی معناییِ مبتنی بر بردار را با تطبیق کلیدواژهای ترکیب میکند تا نتایجی دقیقتر و کاملتر بهدست آید.
- hyperparameterابرپارامتر
تنظیماتی مانند نرخ یادگیری یا اندازهٔ دسته که پیش از آموزش بهدست انسان تعیین میشوند، نه آنکه مدل آنها را از داده بیاموزد.
- image captioningشرحنویسی تصویر
وظیفهای که در آن مدل هوش مصنوعی محتوای یک تصویر را تحلیل میکند و یک توصیف متنی به زبان طبیعی برای آن میسازد.
- image segmentationقطعهبندی تصویر
وظیفهای در بینایی ماشین که هر پیکسل تصویر را به یک شیء یا ناحیه نسبت میدهد تا مرزهای دقیق اجزای تصویر مشخص شوند.
- image-to-imageتبدیل تصویر به تصویر
تولید تصویری تازه از روی یک تصویر ورودی، معمولاً با راهنمای متنی، برای دگرگونکردن سبک یا محتوای آن.
- imbalanced dataدادهی نامتوازن
مجموعهدادهای که در آن شمار نمونههای یک دسته بسیار بیشتر از دستههای دیگر است و همین مدل را بهسوی دستهی پرشمار سوگیر میکند.
- in-context learningیادگیری در بستر متن
توانایی یک مدل زبانی برای آموختن انجام یک کار از روی نمونهها و دستورهای موجود در همان پرامپت، بیآنکه وزنهایش تغییر کند.
- inferenceاستنتاج
استفاده از یک مدلِ آموزشدیده برای پیشبینی یا تولید خروجی روی دادههای جدید.
- inpaintingترمیم تصویر (inpainting)
پرکردن بخشهای حذفشده یا آسیبدیدهٔ یک تصویر با محتوای ساختگیِ همخوان با محیط اطراف آن.
- instruction tuningتنظیم دستوری
آموزش بیشتر یک مدل زبانی روی مجموعهای از جفتهای دستور و پاسخ تا یاد بگیرد فرمانهای کاربر را دنبال کند.
- inter-annotator agreementتوافق بین برچسبگذاران
میزان همخوانی برچسبها یا داوریهای چند انسان بر یک داده واحد، که سنجهای از سازگاری و قابلاعتماد بودن داده برچسبخورده است.
- interpretabilityتفسیرپذیری
میزانی که میتوان دلیل یک تصمیم یا خروجی مدل هوش مصنوعی را برای انسان فهمید و توضیح داد.
- jailbreak[jailbreak]
دستکاری ورودی برای دور زدن محدودیتهای ایمنی مدل زبان بزرگ و دریافت پاسخهای ممنوعه یا مضر (jailbreak).
- k-meansکی-میانگین
الگوریتمی پرکاربرد در خوشهبندی که داده را به شماری خوشهی از پیشتعیینشده تقسیم میکند و هر نمونه را به نزدیکترین مرکز خوشه نسبت میدهد.
- knowledge baseپایگاه دانش
مجموعهای سازمانیافته از اسناد و اطلاعات که سامانههای بازیابیمحور برای پاسخدادن به پرسشها از آن منبع میگیرند.
- knowledge graphگراف دانش
ساختاری دادهای که موجودیتها و روابط میان آنها را بهصورت گره و یال نمایش میدهد تا دانش به شکلی قابلپردازش برای ماشین سازمان یابد.
- kv cache[KV Cache]
حافظهای در مدلهای زبانی بزرگ که برای ذخیره نتایج میانی محاسبات لایههای توجه (kv cache) در هنگام تولید متن بهصورت ترتیبی به کار میرود و از محاسبات تکراری جلوگیری میکند.
- labelبرچسب
پاسخ یا مقدار درستی که در یادگیری نظارتشده به هر نمونهی آموزشی نسبت داده میشود تا مدل آن را هدفِ پیشبینی قرار دهد.
- large language model (LLM)مدل زبانی بزرگ
یک مدل بنیادی که روی حجم عظیمی از دادههای متنی آموزش دیده تا زبان را بفهمد و تولید کند.
- latencyتأخیر
فاصلهٔ زمانی میان فرستادن درخواست به مدل و دریافت پاسخ، که در سرویسهای بیدرنگ اهمیت زیادی دارد.
- latent spaceفضای نهان
فضای عددیِ فشردهای که مدل ویژگیهای پنهان داده را در آن نگه میدارد، بهگونهای که نمونههای شبیه به هم در آن نزدیک یکدیگر قرار میگیرند.
- learning rateنرخ یادگیری
ابرپارامتری که اندازهٔ هر گام بهروزرسانی وزنها را تعیین میکند؛ مقدار بسیار بزرگ آموزش را ناپایدار و مقدار بسیار کوچک آن را کند میکند.
- llama.cppلاماسیپلاسپلاس (llama.cpp)
یک کتابخانهٔ متنباز نوشتهشده به ++C برای اجرای محلی مدلهای زبانی روی پردازندهٔ معمولی، بدون نیاز به کارت گرافیک قدرتمند.
- llm-as-a-judgeمدل زبانی بهمثابه داور
بهکارگیری یک مدل زبانی بزرگ برای ارزیابی و امتیازدهی به خروجی مدلهای دیگر، بهعنوان جایگزینی مقیاسپذیر برای داوری انسانی.
- logitsلاجیتها
خروجی خام و عددیِ مدل پیش از تبدیل به احتمال، که امتیاز هر توکن ممکن برای جایگاه بعدی را نشان میدهد.
- loraلورا (LoRA)
روشی برای تنظیم کارآمدِ مدل که بهجای تغییر همهٔ وزنها، تنها چند ماتریس کوچک افزوده را آموزش میدهد تا هزینه و حافظه کاهش یابد.
- loss functionتابع زیان
تابعی که فاصلهٔ میان پیشبینی مدل و پاسخ درست را به عددی واحد تبدیل میکند تا آموزش بکوشد آن را کمینه کند.
- mean average precision (map)میانگین دقت میانگین (mAP)
معیاری پرکاربرد در تشخیص اشیا و بازیابی که دقت مدل را در چند سطح بازخوانی و چند دسته میانگین میگیرد تا یک عدد کلی بهدست دهد.
- mean squared error (mse)میانگین مربعات خطا (MSE)
معیاری برای مدلهای رگرسیون که میانگین مجذور اختلاف میان مقادیر پیشبینیشده و مقادیر واقعی را اندازه میگیرد و خطاهای بزرگ را شدیدتر جریمه میکند.
- membership inference attackحملهٔ استنتاج عضویت
حملهای که تشخیص میدهد آیا یک نمونهٔ مشخص در دادههای آموزشی مدل بوده است یا نه، و حریم خصوصی آن داده را تهدید میکند.
- mixed precisionدقت ترکیبی
استفادهٔ همزمان از قالبهای عددی کمبیت و پربیت در آموزش یا اجرای مدل، برای صرفهجویی در حافظه و افزایش سرعت بدون افت محسوس کیفیت نتیجه.
- mixture of expertsترکیب خبرهها
معماریای که مدل را به چند زیرشبکهٔ خبره میشکند و برای هر ورودی تنها بخشی از آنها را فعال میکند تا محاسبات کاهش یابد.
- mmluآزمون MMLU
محکی پرکاربرد از پرسشهای چندگزینهای در دهها رشته دانشگاهی که گستره دانش و درک مدلهای زبانی را میسنجد.
- model cardکارت مدل
سندی همراه یک مدل که هدف، دادههای آموزشی، تواناییها، محدودیتها و مجوز کاربرد آن را بهاختصار شرح میدهد.
- model context protocol (mcp)پروتکل زمینهٔ مدل (MCP)
استانداردی باز برای اتصال مدلهای زبانی به ابزارها و منابع دادهٔ بیرونی، که شیوهٔ یکسانی برای فراهمکردن زمینه و قابلیتها به مدل تعریف میکند.
- model extractionاستخراج مدل
حملهای که با پرسوجوی مکرر از یک مدل و تحلیل پاسخها، نسخهای تقریبی از آن را بازسازی یا سرقت میکند.
- model inversionوارونگی مدل
حملهای که از خروجیهای یک مدل برای بازسازی ویژگیهای دادههای آموزشی، مانند چهرهٔ افراد، بهره میگیرد.
- model mergingادغام مدل
ترکیب وزنهای دو یا چند مدل آموزشدیده در یک مدل واحد تا تواناییهای هرکدام بدون آموزش دوبارهٔ پرهزینه گرد هم آیند.
- model servingسرویسدهی مدل
استقرار یک مدل آموزشدیده روی زیرساخت تولیدی بهگونهای که از طریق رابط برنامهنویسی، درخواستهای کاربران را بهصورت برخط دریافت و پاسخ دهد.
- momentumتکانه
افزودهای به کاهش گرادیان که بخشی از بهروزرسانیهای پیشین را در گام جاری نگه میدارد تا همگرایی سریعتر و نوسان کمتر شود.
- multi-agent systemسامانهٔ چندعاملی
سامانهای متشکل از چند عامل هوش مصنوعی که با هم همکاری یا تعامل میکنند تا کاری را که از توان یک عامل خارج است حل کنند.
- multi-head attentionتوجه چندسر
اجرای موازیِ چند سازوکار توجه روی یک ورودی، که به مدل امکان میدهد همزمان جنبههای مختلف رابطهٔ میان واژهها را دریابد.
- multimodalچندوجهی
مدلهایی که بهطور ذاتی چند نوع داده — متن، تصویر، صوت و ویدیو — را پردازش و تولید میکنند.
- nearest neighbor searchجستوجوی نزدیکترین همسایه
یافتن نقاطی در فضای برداری که کمترین فاصله را با یک بردار پرسش دارند، و پایهٔ جستوجوی شباهت در پایگاههای برداری است.
- negative promptپرامپت منفی
توصیفی که به مدل تولید تصویر میگوید چه عناصری را در خروجی نیاورد، در کنار توصیف اصلیِ آنچه باید ساخته شود.
- neural networkشبکهٔ عصبی
مدل محاسباتیِ الهامگرفته از مغز که از لایههایی از واحدهای بههمپیوسته ساخته شده و الگوها را از روی داده میآموزد.
- nodeگره
یک ماشین یا سرور منفرد در یک خوشهٔ محاسباتی که معمولاً چند شتابدهنده دارد و بخشی از بار کلی آموزش یا استنتاج را بر عهده میگیرد.
- npuواحد پردازش عصبی (NPU)
تراشهای ویژهٔ اجرای شبکههای عصبی که برای استنتاج کممصرف روی دستگاههایی مانند گوشی و رایانهٔ شخصی بهینه شده است.
- object detectionتشخیص اشیا
وظیفهای در بینایی ماشین که اشیای موجود در تصویر را شناسایی میکند و موقعیت هرکدام را با یک کادر محصورکننده مشخص میسازد.
- ollamaاولاما
ابزاری متنباز که دانلود، نصب و اجرای محلی مدلهای زبانی روی رایانهٔ شخصی را با چند دستور ساده فراهم میکند.
- one-shot[One-shot]
نوعی یادگیری ماشین که مدل با دیدن تنها یک نمونه از هر دسته، توانایی تشخیصِ نمونههای جدیدِ همان دسته را بهدست میآورد.
- on-premisesدرونسازمانی
استقرار نرمافزار یا مدل روی زیرساخت داخلی یک سازمان، بهگونهای که دادهها از مرز شبکهٔ آن خارج نشوند.
- open weightsوزنهای باز
وزنهای مدل هوش مصنوعی که بهصورت عمومی منتشر شدهاند تا هر کسی بتواند از آنها استفاده کند و تغییرشان دهد.
- optical character recognition (ocr)نویسهخوانی نوری (OCR)
فناوری که متن چاپی یا دستنویس درون تصویر یا سند اسکنشده را شناسایی و به متن قابلویرایش ماشینی تبدیل میکند.
- optimizerبهینهساز
الگوریتمی که بر پایهٔ گرادیانها تصمیم میگیرد وزنهای مدل چگونه بهروزرسانی شوند؛ نمونههای رایج آن Adam و SGD هستند.
- outpaintingگسترش تصویر (outpainting)
ساختن محتوای تازه در فراسوی لبههای یک تصویر برای بزرگتر کردن کادر آن بهگونهای همخوان با بخش موجود.
- overfitting[Overfitting]
پدیدهای که در آن مدلِ یادگیریِ ماشین آنقدر به جزئیات و نویزِ دادههای آموزشی میچسبد که بهجای قوانینِ کلی آنها را حفظ میکند، و در نتیجه روی دادههای جدید عملکردِ ضعیفی دارد.
- parametersپارامترها
مقادیر عددی درون یک مدل که در جریان آموزش تنظیم میشوند و دانش مدل را در خود نگه میدارند؛ شمارشان معیار اندازهٔ مدل است.
- pass@kمعیار pass@k
معیاری در ارزیابی تولید کد که نشان میدهد اگر مدل k پاسخ بسازد، با چه احتمالی دستکم یکی از آنها آزمونها را با موفقیت میگذراند.
- peftتنظیم کارآمد با پارامتر اندک (PEFT)
خانوادهای از روشها که فقط بخش کوچکی از پارامترهای یک مدل بزرگ را آموزش میدهد تا هزینهٔ سازگارکردن آن بهشدت کاهش یابد.
- perplexity[perplexity]
معیاری که نشان میدهد یک مدلِ زبانی در پیشبینیِ کلمهٔ بعدی چقدر سرگشته است؛ هرچه مقدارش کمتر باشد، مدل با قطعیتِ بیشتری پیشبینی میکند و کیفیتِ بهتری دارد.
- positional encodingرمزگذاری موقعیت
افزودن اطلاعاتِ جایگاهِ هر توکن به ورودی ترنسفورمر، تا مدل ترتیب واژهها را تشخیص دهد چون توجه بهخودیِخود ترتیب را نمیفهمد.
- ppoبهینهسازی سیاست تقریبی (PPO)
الگوریتمی در یادگیری تقویتی که سیاست مدل را گامبهگام و محتاطانه بهروز میکند تا تغییرات بزرگ و بیثباتکننده رخ ندهد.
- precision[Precision]
میزان درستی پیشبینیهای مثبت یک مدل؛ یعنی نسبت موارد واقعاً مثبت به مجموع موارد پیشبینیشده بهعنوان مثبت (precision).
- preference dataدادهٔ ترجیحی
دادهای که در آن برای هر ورودی چند پاسخ مقایسه و مشخص شده کدام بهتر است، تا مدل را بهسوی پاسخهای مطلوب انسان سوق دهد.
- prefillپیشپُرکردن
مرحلهٔ نخستِ تولید پاسخ در مدلهای زبانی که در آن کل پرامپت ورودی یکجا پردازش میشود تا تولید توکنهای بعدی آغاز شود.
- pretrainingپیشآموزش
مرحلهٔ نخست آموزش مدل زبانی روی حجم عظیمی از متن عمومی، که در آن مدل ساختار و دانش کلی زبان را پیش از هرگونه تخصصیسازی فرامیگیرد.
- prompt engineeringمهندسی پرامپت
طراحی و بهینهسازیِ ورودیهای مدلهای هوش مصنوعی برای رسیدن به خروجیِ دلخواه.
- prompt injectionتزریق پرامپت
حملهای که در آن دستورهای پنهان در ورودی یا دادههای بیرونی، مدل زبانی را وادار میکند از دستورهای اصلیِ سازنده سرپیچی کند.
- prompt leakingافشای پرامپت
آشکارشدنِ ناخواستهٔ دستورالعملهای پنهان یا پرامپت سیستمیِ یک مدل، که اغلب از راه ورودیهای فریبندهٔ کاربر رخ میدهد.
- prompt templateقالب پرامپت
ساختاری از پیشآماده با جاهای خالی که دادههای متغیر در آنها قرار میگیرد تا پرامپتهایی یکدست و تکرارپذیر برای مدل ساخته شود.
- prompt tuningتنظیم پرامپت
روشی کارآمد که بهجای تغییر وزنهای مدل، تنها چند بردار ورودی قابلآموزش را بهینه میکند تا مدل ثابت برای کاری مشخص سازگار شود.
- pruningهرس کردن
حذف وزنها یا اتصالهای کماهمیتِ یک شبکهٔ عصبی برای کوچکتر و سریعتر کردن مدل با کمترین افت کارایی.
- qloraانطباق کمرتبهٔ کوانتیده (QLoRA)
گونهای از LoRA که مدل پایه را بهصورت فشرده و کمدقت نگه میدارد تا بتوان مدلهای بزرگ را روی یک کارت گرافیک منفرد تنظیم کرد.
- quantization[Quantization]
کاهش دقت مقادیر عددی در وزنها و فعالسازیهای یک مدل یادگیری ماشین برای کوچکتر شدن حجم و تسریع پردازش، مانند جایگزینی اعداد اعشاری با اعداد صحیح کوتاهتر.
- random forestجنگل تصادفی
روشی که پیشبینی شمار زیادی درخت تصمیمِ گوناگون را با هم ترکیب میکند تا نتیجهای دقیقتر و پایدارتر از یک درخت تنها بهدست آورد.
- react (reasoning and acting)ریاکت (ReAct)
الگویی برای عاملهای زبانی که در آن مدل بهصورت متناوب استدلال میکند و کنش انجام میدهد، تا با ابزارها و محیط در یک حلقه گامبهگام تعامل کند.
- reasoning modelمدل استدلالی
مدلی هوش مصنوعی که برای انجام استدلال منطقیِ چندمرحلهای طراحی شده است.
- recall[Recall]
درصد نمونههای مثبتی که مدل به درستی شناسایی کرده، از میان همه نمونههای واقعاً مثبت؛ معیاری برای سنجش توانایی یافتن موارد مهم (recall).
- red teamingتیم قرمز
آزمایش عمدی یک مدل با ورودیهای خصمانه برای کشف نقاط ضعف، پاسخهای خطرناک و آسیبپذیریها پیش از انتشار.
- regressionرگرسیون
وظیفهای در یادگیری ماشین که در آن مدل یک مقدار عددیِ پیوسته مانند قیمت یا دما را بر پایهی ویژگیهای ورودی پیشبینی میکند.
- regularizationمنظمسازی
مجموعهای از روشها که با محدودکردن پیچیدگی مدل، از بیشبرازش جلوگیری میکند تا مدل روی دادههای تازه بهتر عمل کند.
- repetition penaltyجریمهٔ تکرار
پارامتری در تولید متن که احتمال توکنهای پیشتر تولیدشده را کاهش میدهد تا مدل از تکرار بیشازحدِ واژهها و عبارتها بپرهیزد.
- rerankingبازرتبهبندی
مرحلهای که در آن نتایج بازیابیشده با مدلی دقیقتر دوباره امتیازدهی و مرتب میشوند تا مرتبطترین آنها به بالای فهرست بیایند.
- retrievalبازیابی
یافتن و بیرونکشیدن قطعههای مرتبطِ اطلاعات از یک مجموعهٔ بزرگ داده در پاسخ به یک پرسش.
- retrieval-augmented generation (RAG)تولید بازیابیافزا
مبنیسازیِ پاسخهای مدل زبانی با بازیابیِ اسناد مرتبط از یک پایگاه دانش، پیش از تولید پاسخ.
- reward hackingسوءاستفاده از پاداش
زمانی که مدل راهی برای بیشینهکردن امتیاز پاداش مییابد که هدف واقعی طراح را برآورده نمیکند، مثل ظاهرفریبی بهجای پاسخ درست.
- reward modelمدل پاداش
مدلی که آموزش دیده تا کیفیت پاسخهای یک مدل دیگر را بر اساس ترجیحات انسانی امتیازدهی کند و این امتیاز راهنمای آموزش بعدی شود.
- rlaifیادگیری تقویتی با بازخورد هوش مصنوعی (RLAIF)
روشی که بهجای داوران انسانی، از یک مدل هوش مصنوعی برای امتیازدهی به پاسخها استفاده میکند تا فرایند همسوسازی ارزانتر و مقیاسپذیرتر شود.
- rlhf[RLHF]
روش یادگیری تقویتی با بازخورد انسانی (RLHF): آموزش مدلهای زبانی که در آن پاداشها از قضاوتهای مستقیم انسان بهجای قوانین از پیش تعریفشده مشتق میشوند.
- roc curveمنحنی ROC
نموداری که برای یک دستهبند، نرخ مثبت درست را در برابر نرخ مثبت کاذب در آستانههای تصمیمگیری گوناگون نشان میدهد.
- rougeمعیار ROUGE
مجموعهای از معیارها برای ارزیابی خلاصهسازی متن که میزان همپوشانی خلاصه تولیدشده را با خلاصه مرجع انسانی اندازه میگیرد.
- scaling lawsقوانین مقیاسپذیری
روابط تجربی میان اندازهٔ مدل، حجم داده، محاسبات و کاراییِ نهایی.
- seedبذر (مقدار تصادفی اولیه)
عدد آغازینی که تصادف یک مدل مولد را تعیین میکند؛ بذرِ یکسان با ورودیِ یکسان همواره همان خروجی را بازمیسازد.
- self-attentionخودتوجهی
گونهای از توجه که در آن هر واژهٔ یک دنباله با همهٔ واژههای همان دنباله سنجیده میشود تا وابستگیهای درونمتنی استخراج شود.
- self-hostingمیزبانی شخصی
اجرای یک مدل یا سرویس هوش مصنوعی روی سرور یا سختافزار خودِ کاربر، بهجای اتکا به سرویس ابریِ یک شرکت بیرونی.
- semantic searchجستوجوی معنایی
جستوجویی که نتایج را بر پایهٔ معنا و مفهوم پرسش پیدا میکند، نه صرفِ تطابق واژهبهواژهٔ کلمات کلیدی.
- semi-supervised learningیادگیری نیمهنظارتی
روشی که برای آموزش مدل، شمار اندکی دادهی برچسبدار را با حجم بزرگی از دادهی بدون برچسب ترکیب میکند تا هزینهی برچسبگذاری کاهش یابد.
- small language model (SLM)مدل زبانی کوچک
یک مدل زبانیِ جمعوجور که بهجای قدرت خام، برای کارایی و اجرای سبک بهینه شده است.
- softmaxسافتمکس
تابعی که دنبالهای از اعداد را به توزیعی از احتمالها تبدیل میکند که جمعشان یک میشود؛ در مدلها برای انتخاب توکن بعدی بهکار میرود.
- sovereign AIهوش مصنوعی حاکمیتی
زیرساخت ملی یا منطقهایِ هوش مصنوعی که حاکمیت بر داده و توان محاسباتی را تضمین میکند.
- spectrogramطیفنگاشت
نمایش بصری از یک سیگنال صوتی که نشان میدهد توان فرکانسهای گوناگون در طول زمان چگونه تغییر میکند.
- speculative decodingرمزگشایی گمانهزنانه
روشی برای تندتر کردن تولید متن که در آن یک مدلِ کوچکتر چند توکن را پیشبینی میکند و مدل اصلی آنها را یکجا تأیید یا اصلاح میکند.
- speech recognition (asr)بازشناسی گفتار
فناوری که گفتار ضبطشده را بهصورت خودکار به متن نوشتاری تبدیل میکند.
- stochastic gradient descent (sgd)کاهش گرادیان تصادفی
نسخهای از کاهش گرادیان که در هر گام بهجای کل دادهها، تنها یک نمونه یا دستهای کوچک و تصادفی را برای بهروزرسانی پارامترها به کار میبرد.
- stop sequenceتوالی توقف
رشتهای از نشانهها که بهمحض تولید آن، مدل تولید متن را متوقف میکند تا خروجی در نقطهٔ دلخواه پایان یابد.
- style transferانتقال سبک
بازآفرینی محتوای یک تصویر با سبک بصریِ تصویری دیگر، چنانکه موضوع ثابت بماند اما ظاهر هنری آن تغییر کند.
- super-resolutionفراتفکیکپذیری (افزایش وضوح)
روشی که جزئیات تازهای به تصویر یا ویدیوی کموضوح میافزاید تا نسخهای با وضوح بالاتر بازسازی شود.
- supervised fine-tuning (sft)تنظیم نظارتشده (SFT)
مرحلهای از آموزش که در آن مدل روی نمونههای نشاندار شامل ورودی و پاسخ درست تقلید میکند تا رفتار دلخواه را بیاموزد.
- supervised learningیادگیری نظارتشده
روشی در یادگیری ماشین که در آن مدل از دادههای برچسبدار، یعنی نمونههایی با پاسخ درستِ مشخص، آموزش میبیند تا خروجی نمونههای تازه را پیشبینی کند.
- sycophancyچاپلوسی مدل
گرایش یک مدل زبانی به همراهی با نظر یا فرض کاربر و تأیید آن، حتی هنگامی که نادرست است، بهجای ارائهٔ پاسخ درست.
- synthetic data[synthetic data]
دادههای مصنوعی (synthetic data) دادههایی هستند که بهجای جمعآوری از واقعیت، با الگوریتمهای هوش مصنوعی یا مدلهای آماری تولید میشوند و ویژگیهای آماری دادههای واقعی را تقلید میکنند.
- system promptپرامپت سیستمی
دستورالعمل پنهانی که پیش از گفتوگوی کاربر به مدل داده میشود و نقش، لحن و محدودیتهای کلی رفتار آن را تعیین میکند.
- temperature[Temperature]
پارامتری در مدلهای زبانی که میزان تصادفیبودن خروجی را کنترل میکند؛ با افزایش آن، پاسخها متنوعتر و غیرقابلپیشبینیتر میشوند.
- test setمجموعه آزمون
بخشی از داده که در آموزش مدل هیچ نقشی ندارد و تنها یکبار در پایان برای سنجش کارایی واقعی مدل بر داده دیدهنشده استفاده میشود.
- text-to-imageتبدیل متن به تصویر
فناوریای که از روی یک توصیف متنی، تصویری تازه و متناسب با همان توصیف تولید میکند.
- text-to-speech (tts)تبدیل متن به گفتار
فناوریای که متن نوشتاری را به گفتار شنیداری با صدای طبیعی تبدیل میکند.
- text-to-videoتبدیل متن به ویدیو
فناوریای که از روی یک توصیف متنی، کلیپ ویدیویی متحرک و متناسب با آن توصیف میسازد.
- throughputتوان عملیاتی
میزان کاری که یک مدل در واحد زمان انجام میدهد، معمولاً برحسب تعداد توکنهای تولیدشده در هر ثانیه.
- time to first tokenزمان تا نخستین توکن
فاصلهٔ زمانی میان ارسال پرامپت و تولید نخستین توکن پاسخ توسط مدل، که حس سرعت اولیه در کاربردهای متنی تعاملی را تعیین میکند.
- tokenتوکن
کوچکترین واحد متن که مدل زبانی پردازش میکند و معمولاً یک واژه، بخشی از واژه یا یک نشانه است.
- tokenizationتوکنسازی
تجزیهٔ متن به واحدهای کوچکتر به نام توکن — واژه، بخشی از واژه یا نویسه — که مدل زبانی آنها را پردازش میکند.
- tokens per secondتوکن در ثانیه
نرخ تولید خروجی یک مدل زبانی که شمار توکنهای متن تولیدشده در هر ثانیه را نشان میدهد و معیاری رایج برای سنجش سرعت پاسخگویی است.
- tool useاستفاده از ابزار
توانایی مدل هوش مصنوعی برای فراخوانیِ ابزارها، APIها یا سرویسهای بیرونی برای انجام کارها.
- top-k samplingنمونهگیری k برتر
روش انتخاب توکن بعدی که گزینهها را به k توکنِ محتملتر محدود میکند و سپس از میان همانها بهصورت تصادفی نمونه میگیرد.
- top-p samplingنمونهگیری هستهای
روش انتخاب توکن بعدی که فقط از کوچکترین مجموعهای از محتملترین توکنها نمونه میگیرد که جمع احتمالشان از آستانهای مشخص بگذرد.
- toxicityسمّیت
میزان توهینآمیز، تحقیرآمیز یا آزاردهندهبودنِ متنی که یک مدل تولید میکند و در ارزیابیهای ایمنی سنجیده میشود.
- tpu[TPU]
پردازنده تخصصی (TPU) که گوگل برای تسریع محاسبات یادگیری ماشین، بهویژه شبکههای عصبی، طراحی کرده است.
- train/test splitتفکیک دادهی آموزش و آزمون
تقسیم مجموعهداده به دو بخشِ جدا، یکی برای آموزش مدل و دیگری برای سنجش کارایی آن روی دادهای که مدل در آموزش ندیده است.
- transfer learningیادگیری انتقالی
بهرهگیری از دانش یک مدل آموزشدیده روی یک کار بهعنوان نقطهٔ آغاز برای آموزش کاری مرتبط، تا داده و محاسبات کمتری لازم شود.
- transformerترنسفورمر
معماری شبکهٔ عصبی که با سازوکار توجه (attention) رابطهٔ میان همهٔ بخشهای ورودی را همزمان میسنجد و پایهٔ مدلهای زبانی بزرگ امروزی است.
- tree of thoughtsدرخت افکار
روش استدلالی که در آن مدل چند مسیر فکری را همزمان بهصورت یک درخت کاوش و ارزیابی میکند تا بهجای یک زنجیرهٔ خطی، بهترین راهحل را بیابد.
- underfittingکمبرازش
حالتی که مدل بهقدری ساده یا کمآموزشدیده است که حتی الگوهای دادههای آموزشی را نیز نمیتواند بهخوبی فرابگیرد.
- unsupervised learningیادگیری بدون نظارت
روشی در یادگیری ماشین که در آن مدل بدون برچسبِ از پیشدادهشده، خودِ ساختار و الگوهای نهفته در داده مانند گروهها یا خوشهها را کشف میکند.
- upscalingبزرگنمایی (افزایش ابعاد)
افزایش ابعاد پیکسلیِ یک تصویر یا ویدیو، که در نسخههای هوشمندِ آن جزئیات تازه برای حفظ وضوح ساخته میشود.
- validation setمجموعه اعتبارسنجی
بخشی از داده که در حین توسعه برای تنظیم تنظیمات مدل و انتخاب بهترین نسخه بهکار میرود، جدا از دادهای که مدل با آن آموزش میبیند.
- vanishing gradientمحوشدن گرادیان
مشکلی در شبکههای عمیق که در آن گرادیانها هنگام پسانتشار بهقدری کوچک میشوند که لایههای ابتدایی عملاً آموزش نمیبینند.
- variance[variance]
میزانی که نشان میدهد پیشبینیهای یک مدلِ یادگیری ماشین چقدر به مجموعهٔ آموزشیِ خاصی که دیده وابسته است؛ واریانسِ بالا یعنی مدل به نویزِ دادههای آموزشی بیشازحد واکنش نشان میدهد و روی دادههای جدید ناپایدار میشود.
- variational autoencoder (vae)خودرمزگذار وردشی
مدلی مولد که داده را به یک توزیع احتمالاتی در فضایی فشرده میفشرد و سپس از نمونهبرداری از آن توزیع، دادههای تازه بازسازی میکند.
- vector databaseپایگاهداده برداری
پایگاهدادهای که دادهها را بهصورت بردارهای عددی ذخیره میکند و امکان جستوجوی سریع بر پایهٔ شباهت معنایی را فراهم میسازد.
- vibe coding[Vibe Coding]
نوعی برنامهنویسی که در آن توسعهدهنده به جای نوشتن کد دقیق، توصیفات زبان طبیعی را به هوش مصنوعی میدهد و با بازخورد سریع آن را اصلاح میکند (vibe coding).
- vision-language model (vlm)مدل بینایی-زبانی
مدلی که تصویر و متن را همزمان پردازش میکند تا بتواند دربارهٔ محتوای تصویری استدلال کند و به زبان طبیعی دربارهٔ آن پاسخ دهد.
- visual question answering (vqa)پرسشوپاسخ تصویری
وظیفهای که در آن مدل هوش مصنوعی به پرسشهای زبان طبیعی دربارهٔ محتوای یک تصویر پاسخ میدهد.
- vllmvLLM
یک موتور متنباز برای اجرای پرسرعت مدلهای زبانی که با مدیریت بهینهٔ حافظه، خدمترسانی همزمان به چندین درخواست را ممکن میکند.
- vocoderوکودر (مبدل صوت)
جزئی که نمایش فشردهٔ صوت را به موج صوتیِ شنیدنی تبدیل میکند و در گام پایانیِ تولید گفتار مصنوعی به کار میرود.
- voice cloningشبیهسازی صدا
ساخت نسخهای مصنوعی از صدای یک فرد مشخص از روی نمونههای ضبطشده، بهگونهای که بتواند هر متنی را با همان صدا بگوید.
- vramحافظهٔ ویدیویی (VRAM)
حافظهٔ پرسرعت روی کارت گرافیک که وزنهای مدل و دادههای میانی را نگه میدارد و ظرفیت آن تعیین میکند چه اندازه مدلی روی آن کارت جا میشود.
- watermarkingنشانگذاری (واترمارک)
جاسازی یک نشانهٔ پنهان و قابلتشخیص در متن یا تصویرِ تولیدشده با هوش مصنوعی تا منشأ ماشینی آن بعداً قابل اثبات باشد.
- weight decayکاهش وزن
روشی برای منظمسازی که با افزودن جریمهای بر بزرگیِ وزنها، آنها را به مقادیر کوچکتر سوق میدهد و از بیشبرازش میکاهد.
- weight quantizationکوانتش وزنها
کاهش دقت عددیِ وزنهای یک مدل تا حجم و نیاز حافظهاش کم شود و بتواند روی سختافزار محدودتر اجرا شود.
- weightsوزنها
پارامترهای عددیِ آموختهشدهٔ یک شبکهٔ عصبی که شدت پیوند میان نورونها را تعیین میکنند و رفتار مدل را شکل میدهند.
- word error rateنرخ خطای کلمه
معیار سنجش بازشناسی گفتار که نسبت کلمههای جابهجا، حذف یا اضافهشده در رونوشت ماشینی را به کل کلمههای متن مرجع میسنجد.
- zero-shot[Zero-shot]
توانایی یک مدل هوش مصنوعی در انجام وظیفهای بدون آموزش قبلی روی نمونههای مشخص از آن وظیفه، صرفاً با اتکا به دانش عمومی خود.