اگر تصور میکنید ساخت یک مرکز داده عظیم در شهرتان به معنای ایجاد هزاران فرصت شغلی است، باید روی این باور تجدیدنظر کنید. دادههای جدید نشان میدهد این سازههای غولپیکر، برخلاف وعدههای تبلیغاتی، اثرات اشتغالی بسیار محدودی بر جامعه محلی دارند.
مؤسسه بروکینگز (Brookings Institution) در تحلیلی دقیق گزارش داده است که یک مرکز داده معمولی تنها بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ شغل محلی ایجاد میکند. این یافته مستقیماً روایتهای رایج صنعت را به چالش میکشد که اغلب مزایای اشتغال این پروژههای زیرساختی را بیش از حد بزرگ جلوه میدهند.
این پژوهش در حالی منتشر میشود که موجی از واکنشهای سیاسی علیه این بخش شکل گرفته است. در ۲۵ مارس ۲۰۲۶، سناتور برنی سندرز و نماینده الکساندرییا اوکازیو-کورتز، «قانون توقف مراکز داده هوش مصنوعی» را معرفی کردند تا ساختوسازها تا زمان تعیین استانداردهای ایمنی و حفاظتی برای کارکنان متوقف شود. این فشار قانونی پس از مقاومت شدید جوامع محلی رخ داد؛ بهطوری که بیش از ۱۰۰ منطقه دستور توقف صادر کردهاند و ایالتهایی مثل ویرجینیا و جورجیا در حال بازنگری در برنامههای مشوق مالی خود هستند. این روند در ایالتهای دیگر نیز مشاهده میشود، بهطوری که نیویورک به عنوان اولین ایالت، صدور مجوز برای مراکز داده جدید را به طور سراسری متوقف کرد تا اثرات زیستمحیطی و اجتماعی این سازهها را بازبینی کند.
گفتگوی ملی درباره این موضوع بهشدت تغییر کرده است. پنج سال پیش، افتتاح مراکز داده به عنوان رویدادهایی جشنگونه برگزار میشد، اما تا اوایل ۲۰۲۶ ورق برگشت. تنها در شش هفته نخست سال ۲۰۲۶، بیش از ۳۰۰ لایحه ایالتی برای کنترل مراکز داده ثبت شد. ایالتهایی که زمانی برای ارائه بیشترین مشوقهای مالی با هم رقابت میکردند، اکنون کل این برنامهها را زیر سؤال بردهاند. در همین راستا، برخی دولتها برای مقابله با این بحران از ابزارهای نوین استفاده کردهاند؛ برای مثال حکمران نیویورک با بهرهگیری از هوش مصنوعی توانست فرآیند اصلاح قوانین مربوط به این زیرساختها را از ۵ سال به ۲ ماه کاهش دهد.
همانطور که در تحلیلهای قبلی ما درباره هزینههای زیستمحیطی زیرساختهای محاسباتی اشاره کردیم، جوامع محلی اکنون هزینههای مستقیم این رونق را میپردازند. مراکز داده مقادیر عظیمی آب و برق مصرف میکنند. در منطقه شبکه PJM که به ۶۵ میلیون نفر در ۱۳ ایالت خدمات میدهد، هزینههای تأمین برق در یک سال از ۲.۲ میلیارد دلار به ۱۴.۷ میلیارد دلار رسید که مراکز داده عامل نزدیک به دو-سوم این افزایش بودند. در سطح ملی، نرخ برق مسکونی بین ژوئیه ۲۰۲۰ و ژوئیه ۲۰۲۵ حدود ۳۲٪ افزایش یافت.
علاوه بر فشار بر شبکه برق، ساکنان با آلودگی صوتی، فشار بر زیرساختها و از دست رفتن دائمی زمینهای کشاورزی مواجهاند. در حالی که طرفداران این مراکز استدلال میکنند آمریکا نباید زیرساختهای هوش مصنوعی را به رقبای ژئوپلیتیک واگذار کند، منتقدان میگویند مزایا بیش از حد بزرگنمایی شده است. به نقل از گزارشهای مالی، تنها در ویرجینیا، معافیت مالیاتی مراکز داده در سال مالی ۲۰۲۵ حدود ۱.۶ میلیارد دلار برای بودجه ایالتی هزینه داشته است.
برای دستیابی به حقیقت درباره اشتغال، پژوهشگران دنی باهار (Dany Bahar) و گرگ رایت (Greg Wright) ۱۵۰۰ مرکز داده و ۵۲ پروژه لغو شده در آمریکا را بین سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۲۴ تحلیل کردند. آنها با مقایسه سایتهای ساخته شده و لغو شده، اثر رشد اقتصادی پیشین در آن مناطق را حذف کردند تا نتیجه دقیقتری بگیرند. این روش ضروری بود چون مراکز داده معمولاً در مناطقی با زمین ارزان و دسترسی به فیبر نوری ساخته میشوند که پیش از ورود مرکز داده هم رشد سریعتری داشتند.
یافتههای آنها اثرات متواضعانهای را نشان میدهد:
- بخش پردازش داده: اشتغال در دهه اول فعالیت ۵۶٪ افزایش یافت.
- مخابرات: در انواع خاصی از مراکز، مشاغل ۴۳٪ رشد کردند.
- دستمزدها: مطالعه نشان داد دستمزدها تا حد زیادی بدون تغییر ماندهاند.
- املاک: قیمت خانهها افزایش اندک ۲ تا ۵ درصدی داشت.

این مطالعه تفاوتی حیاتی بین دو نوع مرکز داده قائل میشود. مراکز هایپر-اسکیل (Hyperscale) — شبیه به کارخانههای عظیمی که فقط برای یک برند خاص تولید میکنند — توسط غولهایی مثل آمازون، گوگل، مایکروسافت و متا برای بارهای کاری خودشان ساخته میشوند. در مقابل، مراکز کولوکیشن (Colocation) — شبیه به مجتمعهای تجاری که واحدها را به کسبوکارهای مختلف اجاره میدهند — توسط مالکان زیرساخت مثل اکوینیکس (Equinix) یا دیجیتال رئلتی (Digital Realty) ساخته میشوند تا فضا را به دیگران اجاره دهند.
این تفاوت، نتیجه اقتصادی را تغییر میدهد. پردیسهای هایپر-اسکیل تقاضای زیادی برای فیبرهای با ظرفیت بالا و مراکز عملیات شبکه ایجاد میکنند و باعث رشد مشاغل مخابراتی میشوند. اما مراکز کولوکیشن به مستاجرانی اجاره میدهند که اغلب هیچ حضور عملیاتی محلی ندارند و در نتیجه، مشاغل بلندمدت بسیار کمتری ایجاد میکنند.
تحقیق بروکینگز همچنین به ناهماهنگی در توزیع مشوقهای مالی اشاره میکند. در شهرستانهای دارای مراکز هایپر-اسکیل، مشوقها تنها حدود ۲٪ از کل سرمایهگذاری ساختوساز را تشکیل میدهند؛ زیرا این شرکتها دسترسی به برق و فیبر را اولویت میبینند، نه تخفیف مالیاتی.
در مقابل، در شهرستانهای دارای مراکز کولوکیشن، مشوقها ۶۲٪ از کل سرمایهگذاری را شامل میشوند. این یعنی یارانههای عمومی دقیقاً به مراکزاتی میرسد که کمترین مزیت شغلی را برای نیروی کار محلی ایجاد میکنند.
برای یک کارگر معمولی، «تب هوش مصنوعی» بیشتر یک معامله سخت است تا یک سود خالص. اگرچه یک شهرستان ممکن است یک پرداختکننده مالیات بزرگ به دست آورد، اما تعداد مشاغل دائمی در مقایسه با موج موقت کارگران ساختمانی بسیار پایین است. مراکز داده از نظر نیاز به نیروی انسانی، یکی از کمتقاضاترین سازهها در اقتصاد هستند و بسیاری از پروژههای بزرگ تنها دهها تا چند صد کارمند دائمی جذب میکنند.
این شواهد نشان میدهد مدل فعلی «مشوق در برابر زیرساخت» هدفمند نیست. سیاستگذاران در واقع سازههایی را یارانه میدهند که کمترین نیاز به نیروی کار را دارند، در حالی که شهروندان هزینه آن را با قبضهای برق بالاتر میپردازند.
چه آمریکا به سمت توقف سراسری برود و چه قوانین منطقهای را اصلاح کند، بحث از وعدههای شفاهی به دادههای سخت تغییر کرده است. پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا مراکز داده شغل ایجاد میکنند یا خیر، بلکه این است که آیا آن چند صد شغل، فشار سیستماتیک بر آب، برق و زمین را توجیه میکند؟
گام بعدی شما
- اگر در حوزه توسعه زیرساخت یا سیاستگذاری شهری فعال هستید، مدلهای توزیعشده یا رایانش لبه (Edge Computing) را بررسی کنید که فشار متمرکز بر شبکه برق را کاهش میدهند.
- تحلیلهای مربوط به «هزینه استنتاج» را دنبال کنید تا بفهمید چرا شرکتها به دنبال بهینهسازی مدلها هستند تا نیاز به مراکز داده عظیم کاهش یابد.
- گزارشهای محلی درباره نرخ برق در مناطق صنعتی را رصد کنید تا اثر واقعی زیرساختهای AI بر هزینههای جاری را بسنجید.
اما داستان سختافزاری این تحول حتی شگفتانگیزتر است — به تحلیل ما درباره تراشههای Blackwell و تلاش برای کاهش مصرف انرژی مراجعه کنید.




گفتگو