تصور کنید یک گردنبند درخشان روی گردنتان است که نه برای مدیریت تقویم شما، بلکه برای پر کردن خلأهای عاطفیتان طراحی شده است. این سختافزاری است که بهجای کمک به کارتان، میخواهد «دوست» شما باشد.
آوی شیفمن (Avi Schiffmann)، مدیرعامل ۲۴ ساله شرکت Friend، روز پنجشنبه دومین نسخه از دستگاه همراه هوش مصنوعی خود را معرفی کرد. این محصول تحولی بنیادین داشته و از یک رابط متنی ساده به یک تجربه کاملاً صوتی تبدیل شده است. Friend در زمانی وارد بازار شده است که پوشیدنیهای مبتنی بر هوش مصنوعی در تلاشاند تا فرمی معنادار فراتر از نمایشگرهای سنتی پیدا کنند.
شیفمن که اولین بار در سال ۲۰۲۰ و در سن ۱۷ سالگی با ردیابی موارد ابتلا به کووید-۱۹ به شهرت رسید، اکنون سختافزار خود را نه به عنوان یک ابزار بهرهوری، بلکه به عنوان یک لنگر عاطفی عمدی معرفی میکند. در حالی که اکثر شرکتهای هوش مصنوعی به دنبال افزایش کارایی و سرعت هستند، Friend هدف خود را «استیصال خاموش ناشی از تنهایی» قرار داده است.
مشخصات فنی و سختافزاری
نسخه جدید تغییرات فیزیکی و نرمافزاری قابل توجهی نسبت به ورژن اول داشته است:
- خروجی صوتی: نسخه اول Friend یک پوشیدنی بود که همیشه گوش میداد اما پاسخهای خود را تنها از طریق پیام متنی ارسال میکرد. بهروزرسانی بزرگ این مدل، اضافه شدن یک بلندگو در پشت دستگاه است که اجازه میدهد هوش مصنوعی پاسخهای خود را با صدا بیان کند. این تغییر سختافزاری باعث شده است که شکل گردنبند تغییر کرده و بخش پایینی آن حجیمتر شود.
- هوش مصنوعی: توانمندیهای پردازشی و هوش دستگاه ارتقا یافته و اکنون از آخرین مدلهای OpenAI استفاده میکند. این مدلها در قالب یک مدل زبانی بزرگ (LLM) — مثل کتابخانهداری که میلیاردها صفحه را خوانده و حالا با همان لحن کتابها جواب میدهد — عمل میکنند. این رویکرد به تبدیل ورودیهای کاربر به تجربههای تعاملی نزدیک است، مشابه آنچه در زیرساخت Gizmo برای تبدیل پرامپت به بازیهای تعاملی دیدیم.
- شخصیتهای ثابت: برخلاف اکثر هوشهای مصنوعی که قابلیت شخصیسازی دارند، هر گردنبند با یک صدا و شخصیت تصادفی و دائمی عرضه میشود که از پیش تعیین شده است. کاربران نمیتوانند نام یا صدای دوست دیجیتال خود را تغییر دهند؛ این یعنی شما با آن شخصیت خاص و منحصربهفرد «قفل» شدهاید و باید با آن کنار بیایید.

قیمتگذاری و مدل کسبوکار
بر اساس مستندات منتشر شده، هزینه ورود به این دنیای دیجیتال بهشدت افزایش یافته است. قیمت نسل دوم ۲۴۹ دلار است که افزایش چشمگیری نسبت به قیمت ۱۲۹ دلاری نسخه اول دارد. همچنین شیفمن دامنه Friend.com را به مبلغ ۱.۸ میلیون دلار خریداری کرده است تا جایگاه برند خود را در فضای وب تثبیت کند.
برای مدیریت حافظه بلندمدت، شرکت یک اشتراک ماهانه اختیاری ۱۰ دلاری ارائه میدهد. بدون پرداخت این هزینه، هوش مصنوعی تنها گفتگوهای ۳۰ روز گذشته را به یاد میآورد و حافظه آن پس از این مدت پاک میشود. علاوه بر این، شیفمن قصد دارد سختافزار خود را با مجموعهای از اکسسوریها، از جمله بندهای رنگی، در اواخر سال جاری میلادی گسترش دهد.
زمینه: پرسونای آوی شیفمن
رویکرد شیفمن در کسبوکار، بازتابی مستقیم از محیط زندگی و شخصیت اوست. او بازدیدکنندگان را به آپارتمان بزرگش در سانفرانسیسکو دعوت میکند، در حالی که اغلب پیراهنی نارنجی به تن دارد که تصویری کارتونی از موتورسیکلت Valentino Rossi روی آن است. او جاهطلبی خود را «ذاتاً خودشیفتهوار» توصیف میکند و معتقد است که این محصول در واقع تجسمی از احساسات درونی اوست.
با وجود اینکه او یک شرکت هوش مصنوعی را رهبری میکند، شیفمن بهشدت به زندگی آنالوگ علاقه دارد. او ادعا میکند که در خانهاش هیچ اتصال اینترنتی ندارد، موسیقی را با گرامافون (رکورد پلیر) گوش میدهد و در حال ضبط مستندی درباره خودش با استفاده از فیلمهای قدیمی Kodak Ektachrome است. او توصیف میکند که این فیلم در ابتدا شبیه به فیلم The Social Network شروع شد، اما در نهایت به چیزی شبیه به فیلم Boyhood تبدیل گشت.
استراتژی جنجال و تحریک مخاطب
استراتژی بازاریابی شیفمن بر پایه تحریک و ایجاد جنجال استوار است. او در سال ۲۰۲۵ تبلیغات گستردهای را در نیویورک، لسآنجلس و شیکاگو قرار داد و در اوایل سال ۲۰۲۶ این کار را در پاریس تکرار کرد. این تبلیغات منجر به اعتراضات و حتی نوشتن گرافیتی روی بیلبوردها شد، زیرا مردم احساس میکردند این محصول باعث «ارزشزدایی از انسانیت» میشود. جالب اینکه شیفمن در خانهاش عکسی قاببندی شده از یک ایستگاه مترو در پاریس که این تبلیغات در آن دیده میشوند را به قیمت ۵,۰۰۰ دلار نگه داشته است.
او این واکنشهای تند را بخشی از یک پروژه هنری بزرگتر، به سبک Andy Warhol میبیند. وقتی از او پرسیده شد که آیا این پروژه بیشتر یک شوخی پیچیده است یا یک محصول واقعی، شیفمن پاسخ داد: «واقعیت دیگر تمام شده است؛ اکنون همه چیز کنایه (Irony) است». او استدلال میکند که کمپین تبلیغاتی چاپی او یک تلاش آنالوگ عمدی برای تشویق تعاملات انسانی بود.
برای تأکید بر هزینه انسانیِ انزوا، شیفمن چهار ویدیو از کاربرانی منتشر کرد که در آنها مشتریانی که با افسردگی و تنهایی میجنگند، دیده میشوند. او صراحتاً اعلام کرد که تأثیر دستگاهش بر مردم در «شهرکهای تصادفی آپالاش» برایش جذابتر از فراهم کردن بهرهوری برای متخصصان امور مالی در نیویورک است و در این باره افزود: «واقعاً برایم اهمیتی ندارد (I don’t really give a fuck)».
محدودیتهای منطقهای و رشد
هدفهای رشد شیفمن بسیار بلندپروازانه است؛ او قصد دارد ۵۰ هزار دستگاه از نسخه دوم را بفروشد، در حالی که نسخه اول تنها ۵ هزار عدد فروش داشت. با این حال، او پذیرفت که احتمالاً مجبور خواهد شد محصول را از بازار اتحادیه اروپا خارج کند. او دلیل اصلی این تصمیم را هزینههای بسیار بالای تطبیق با قوانین سختگیرانه حریم خصوصی اتحادیه اروپا یا همان GDPR عنوان کرد.
این اقدام نشاندهنده شکاف عمیق و رو به رشد میان فلسفه «سریع حرکت کن و چیزها را بشکن» در دنیای سختافزارهای هوش مصنوعی و محیطهای نظارتی و قانونی سختگیر در اروپا است.
تحلیل تحریریه
دستگاه Friend کمتر شبیه به یک کالای الکترونیکی مصرفی است و بیشتر شبیه به یک آزمایش اجتماعی در مورد «برند به مثابه یک پرسونا» است. شیفمن با قفل کردن کاربران در شخصیتهای تصادفی و پذیرش برچسبهای «دیستوپیایی» — شبیه به یکی از قسمتهای سریال Black Mirror — روی این موضوع شرطبندی کرده است که اصالت، حتی اگر مصنوعی و بدقلق باشد، ارزشمندتر از کاربرد و utility است.
برای کاربر، این بدان معناست که دستگاه مانند آینهای از شخصیت خود شیفمن عمل میکند. این رویکرد، استانداردهای صنعتی را که در آن هوش مصنوعی یک دستیار مطیع است، به چالش میکشد؛ در اینجا، هوش مصنوعی همراهی است که شما مجبورید آن را تحمل کنید، که در واقع تقلیدی از پیشبینیناپذیر بودن روابط انسانی واقعی است.
وسواس شیفمن به فیلمسازی نشان میدهد که این دستگاه هوشمند ممکن است ابزاری برای کنجکاوی خلاقانه او باشد. او میپرسد: «چگونه میتوان آدمهای عجیب و تنها را باحال جلوه داد؟» و این نشان میدهد که محصولات او وسیلهای برای کاوش در ماهیت «جالب» تنهایی هستند.
باید منتظر ماند و دید بازار به این زاویه «ضد-بهرهوری» چه واکنشی نشان میدهد. اگر Friend موفق شود، ممکن است سیگنالی باشد برای تغییر مسیر سختافزارهای هوش مصنوعی، به گونهای که از کلیشه «دستیار دیجیتال» فاصله گرفته و به سمت همراهیهای شبیهسازی شده عاطفی و تخصصی حرکت کنند.




گفتگو