تصور کنید هر روز دو بار با خشونت به زمین کوبیده شوید تا لولهای ۶۰ سانتیمتری را از بینی به گلویتان فرو کنند. این کابوس هشتماهه برای گابر چولی (Gabar Choli)، فیلمساز ۴۰ ساله کرد، در بازداشتگاههای اداره مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE) به واقعیت تبدیل شد. او توصیف میکند که چگونه به کفهای بتونی کوبیده میشد و لولهها را در بدنش حس میکرد.
به نقل از گزارشی که گاردین (The Guardian) در ۱۰ اوت ۲۰۲۶ منتشر کرد، این اقدامات در بستر سیاستهای سختگیرانه اخراج دستهجمعی دولت دونالد ترامپ رخ داده است. این گزارش واقعیت بیرحمانه مداخلات پزشکی اجباری در بازداشتگاههای مهاجرتی ایالات متحده را افشا میکند.

چولی که فعال استقلال کردستان بود و پیشتر در کانادا تهدید به مرگ شده بود، در ۲۵ فوریه ۲۰۲۵ طی یک بازبینی اداری بازداشت شد. او در اصل در سال ۲۰۰۷ از مناطقی در ایران که آن را اشغالشده میداند، به کانادا مهاجرت کرده بود. پیشینه او شامل اتهام قاچاق مواد مخدر در سال ۲۰۱۲ در کانادا است؛ او بیش از یک کیلوگرم تریاک دریافت کرده بود که از طریق پست از ترکیه ارسال شده بود و به همین دلیل نه ماه در زندان سپری کرد.
در سال ۲۰۲۲، چولی از مرز بلین در واشینگتن وارد آمریکا شد تا درخواست پناهندگی دهد. در حالی که پروندهاش در جریان بود، او در لسآنجلس زندگی میکرد، در جلسات بازبینی اجباری ICE شرکت میکرد و مجوز کار داشت. اگرچه قاضی در سال ۲۰۲۴ درخواست پناهندگی او را رد کرد، اما حکم داد که او به ایران اخراج نشود. با این حال، او در ۲۵ فوریه ۲۰۲۵ هنگام یکی از بازبینیهای اجباری بازداشت شد. او ابتدا در مرکز «دزرت ویو انکس» در کالیفرنیا نگه داشته شد، جایی که میگوید برای امضای حکم اخراج به ایران تحت فشار بود. او امتناع کرد و در نهایت به مرکز پردازش پورت ایسبل (Port Isabel) در جنوب تگزاس منتقل شد که توسط یک شرکت خصوصی اداره میشود.
همانطور که در پوششهای پیشین ما درباره حقوق بشر در سیستمهای اداری اشاره کردیم، تضاد میان امنیت ملی و استقلال فردی اغلب در نقاط کور قانونی به قیمت فجایع انسانی تمام میشود. چولی در ۲۴ مارس ۲۰۲۵ برای اعتراض به شرایط نامناسب بازداشتگاه و عدم پیشرفت در پرونده مهاجرتیاش، اعتصاب غذا را آغاز کرد. او این اعتصاب را تنها گزینه موجود برای مقاومت در برابر سوءرفتار میدید و در اظهارنامهای به قاضی فدرال نوشت: «من قصد خودکشی ندارم... من از اعتصاب غذا به عنوان تنها گزینه موجود برای اعتراض به بدرفتاریها و اذیتها استفاده میکنم.» اما این اقدام اعتراضی، آغاز چرخه تغذیه اجباری شد که توسط دولت تایید شده بود و تا زمان اخراج او در ژانویه ۲۰۲۶ ادامه یافت.
سازوکار تغذیه اجباری
طبق روایت چولی، او با روتینی از مهار فیزیکی شدید روبرو بود. نگهبانان شرکت خصوصی آکیما گلوبال سرویسز (Akima Global Services)، پیمانکار اداره این مرکز، به سلول او حمله میکردند و مچ دستها و مچ پاهایش را زنجیر میکردند. او سپس به درمانگاه کشیده میشد و توسط پنج عضو کارکنان روی تخت میخکوب میشد: دو نفر پاها، دو نفر دستها و یک نفر سر او را نگه میداشتند.

کادر پزشکی لولهای ۶۰ سانتیمتری را با فشار از بینی او وارد کرده و به پایین گلو میفرستادند. چولی گزارش میدهد که این فرآیند اغلب خشونتآمیز بود. در یک مورد، پرستاری لوله را با چنان شدتی فرو کرد که دیواره داخلی بینیاش پاره شد و خونریزی برای روزها ادامه یافت. او به یاد میآورد که هر سانتیمتر از لوله را هنگام ورود به بدنش حس میکرد. پس از این جلسات، او اغلب به یک سلول پزشکی انفرادی بازگردانده میشد؛ اتاقی که ICE آن را «جداسازی اداری» مینامید، نوری دائمی داشت و با دیگر بازداشتشدگان آسیبپذیر یا دارای افکار خودکشی مشترک بود.
جزئیات فرآیند و مقاومت
- تثبیت فیزیکی: چولی ordeal یا مصیبتِ این را توصیف میکند که هر روز دو بار توسط مردانی که از او قویتر بودند به زمین زده میشد. او روتین وقیحانه زنجیر شدن و کشیده شدن به درمانگاه را به یاد میآورد.
- رویه پزشکی: در حالی که او میخکوب بود، کادر پزشکی مایعات تغذیهای را از طریق لوله بینی-معدهای (Nasogastric tube) به معده او پمپ میکردند.
- مقاومت: در حالی که چولی در ابتدا داوطلبانه به درمانگاه میرفت، پس از اولین تجربه شروع به مقاومت کرد. او به یاد میآورد که فریاد میزد: «من با شما نمیآیم»، پیش از آنکه توسط نگهبانان به زور گرفته شود.
- تکرار: این روند به یک روتین غمانگیز تبدیل شد که از اواخر مه ۲۰۲۵ تا ژانویه ۲۰۲۶، تقریباً هر روز دو بار تکرار شد.
- وضعیت جسمانی: تا ژوئن ۲۰۲۵، چولی را فردی کند و لاغر توصیف کردند؛ شقیقههایش فرو رفته بود و استخوانهایش زیر پوست نمایان بود. بینیاش متورم شده بود و گلویش درد میکرد.
- همبستگی: چولی در اعتراض خود تنها نبود؛ او با مردی افغان آشنا شد که او نیز اعتصاب غذا میکرد و در همان مرکز تحت تغذیه اجباری بود.
ابزارسازی از احکام دادگاه
بر اساس بررسیهای گاردین، دولت ترامپ هرچند رسماً سیاستی برای تغذیه اجباری اعلام نکرده، اما الگویی از مجوزهای قضایی یافت شده است. بین ژانویه ۲۰۲۵ تا ۴ اوت ۲۰۲۶، وزارت امنیت داخلی (DHS) برای درمان اجباری ۱۸ اعتصابکننده حکم دادگاه دریافت کرده است. این رقم نسبت به یافتههای اولیه که حداقل ۱۰ نفر را شامل میشد، افزایش یافته است.
در پرونده چولی، قاضی رولاندو اولورا (Rolando Olvera) بدون شنیدن صدای خودِ چولی، حکم تغذیه اجباری را صادر کرد. او حتی درخواست چولی برای داشتن وکیل منصوب دادگاه را رد کرد و نوشت که در پروندههای مدنی، داشتن وکیل تضمین شده نیست و حتی اگر وکیلی هم باشد، بیفایده است زیرا او در هر صورت احکام را صادر خواهد کرد. چولی در طول بازداشت و در جریان رسیدگی به تغذیه اجباری، هیچ وکیلی نداشت.
بستر اداری و حقوقی
- ادعای ICE: این سازمان در دادگاه استدلال کرد که اعتصاب چولی «تهدیدی جدی برای امنیت و نظم» مرکز است. آنها ادعا کردند که منافع عمومی در گرو جلوگیری از «دستکاری در سیستم مهاجرتی» توسط چولی است.
- تأییدات پزشکی: دکتر بنجامین سالیناس و دکتر شونا کینچلو در مه ۲۰۲۵ اظهارنامههایی ارسال کردند و درخواست کردند که رویههای اجباری آغاز و ادامه یابد.
- نقد حقوقی: ربکا شارپلس، مدیر کلینیک مهاجرت دانشگاه میامی، اشاره کرد که رسیدگیها نباید بدون حضور وکیل ادامه یابد، زیرا این امر بر توانایی فرد برای مبارزه برای استقلال بدنیاش تأثیر میگذارد.
- تمایز مدنی و کیفری: دکتر چنل دیاز تأکید کرد که بازداشت مهاجرتی یک موضوع «مدنی» است؛ به این معنی که دولت بهجای توسل به تغذیه اجباری، این انتخاب را دارد که بازداشتشدگان را آزاد کند.
- زمانبندی احکام: ICE اولین حکم دادگاه را حدود ۱۰ روز پس از انتقال چولی به پورت ایسبل درخواست کرد. درخواست دوم در ۲۳ مه ۲۰۲۵ ثبت شد، پس از آنکه چولی پس از دورهای از امید به کمک دادگاه، دوباره اعتصاب خود را از سر گرفت.
- ارزیابی اراده: یک مددکار اجتماعی در مرکز، چولی را ارزیابی کرد و دریافت که او «با اراده آزاد خود» عمل میکند؛ یافتهای که طبق نظر دکتر پروین پارمار، باید حق او برای رد غذا را تضمین میکرد.
پیامدهای پزشکی و روانی
دکتر چنله دیاز از دانشگاه کلمبیا پس از بررسی سوابق محدود دادگاه، هشدار داد که این روند احتمالاً در حد «شکنجه» است. او تخمین زد که چولی طی هشت ماه، بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ بار لولهگذاری شده است و تأکید کرد: «این مراقبت پزشکی نیست، شکنجه است».

آسیبهای جسمی چولی شامل موارد زیر بود:
- تورم سینوسها و تخریب مری.
- مشکلات مزمن معده، آسیب به کلیهها، کیسه صفرا و مثانه.
- آسیب به دندهها به دلیل فشار شدید نگهبانان بر قفسه سینه؛ در یک مورد او حس کرد سینهاش در حال شکستن است و بیهوش شد، تا جایی که پزشک گمان کرد او مرده است.
- یک حادثه بحرانی که در آن لوله به اشتباه وارد ریه او شد و باعث خفگی شد و در نهایت لوله را از طریق دهان سرفه کرد و بیرون انداخت.
علاوه بر درد جسمی، چولی از تروماهای روانی و تبدیل شدن به یک «شیء» میگوید. او لحظهای را به یاد میآورد که تزریق سریع مواد مغذی باعث اسهال فوری در سلولی بدون توالت شد و او را مجبور کرد در لباسهای آلوده به خود گریه کند. او فروپاشی ذهنی خود را توصیف میکند، زمانی که لولهها باعث بریدگی داخلی گلویش شد و او مجبور بود خون خودش را بنوشد و با آن خفه شود.
اثرات بلندمدت و تضاد اخلاقی
- آسیبهای داخلی: چولی گزارش میدهد که هر بار بدنش را میچرخاند یا میپیچاند، درد را حس میکند. او بهطور خاص به آسیبهای کلیه، کیسه صفرا، رودهها و مثانه اشاره میکند.
- تنگی تنفسی: او حادثهای را به یاد میآورد که در آن «حواسش را از دست داد» و به طور مبهم به یاد میآورد که هنگام بیهوشی، با دهانش سعی کرد دست یک نگهبان را بگیرد.
- شکست روانی: چولی بیان کرد که این تجربه او را «از نظر ذهنی در هم شکست»، بهویژه انزوای سلول انفرادی جایی که با خون خودش خفه میشد.
- سختیهای بهبودی: پس از اخراج، چولی مجبور شد دوباره یاد بگیرد چگونه غذا بخورد. اولین وعده غذای جامد او (یک سالاد کوچک) باعث شد فک او برای روزها درد کند.
در مقابل، ICE مدعی است که درمان اجباری تنها در صورت خطر مرگ یا آسیب دائمی، یا زمانی که «منافع عملیاتی و قانونی متقاعدکننده» وجود دارد، استفاده میشود. سخنگوی این سازمان اظهار داشت که این مداخلات تحت نظارت متخصصان پزشکی واجد شرایط و با مجوز قانونی برای حفظ «امنیت و نظم» انجام میشود.
اما دکتر پروین پارمار از سازمان پزشکان برای حقوق بشر استدلال میکند که استقلال بیمار اصل بنیادین پزشکی است. او اشاره میکند که سازمان بهداشت جهانی حق فردی با سلامت روان را در رد غذا به عنوان شکلی از اعتراض به رسمیت میشناسد. در مورد چولی، مددکار اجتماعی مرکز پیشتر تأیید کرده بود که او «با اراده آزاد خود» عمل میکند.

چولی در میان این جهنم، لحظات انسانی کوچکی را میجست. او در نهایت با کارکنان توافق کرد: جمعهها مایعات تغذیهای را مینوشد اگر به او اجازه دهند با دیگر بازداشتشدگان نماز بخواند، که او این روزها را «روزهای صلح» مینامید. او همچنین لحظهای سورئال را در روز تولدش در اواخر اکتبر به یاد میآورد، زمانی که دکتر شونا کینچلو و دیگر پرستاران برایش به زبان اسپانیایی آهنگ «تولدت مبارک» خواندند.
چولی در نهایت در ۶ ژانویه ۲۰۲۶ به کانادا اخراج شد و در آنجا با خواهر و برادرانش reuni کرد. او فرآیند طاقتفرسای یادگیری مجدد خوردن غذای جامد را توصیف میکند، که با یک سالاد ساده شروع شد و باعث شد فک او برای روزها درد کند. او همچنان هر بار که بدنش را میچرخاند درد را حس میکند و آن را بهای ایستادگی برای آنچه درست میدانست مینامد.
این پرونده تلاقی خطرناک سودآوری زندانهای خصوصی و بیتفاوتی قضایی را برملا میکند. وقتی بازداشت مهاجرتی به عنوان یک موضوع مدنی تعریف میشود، دولت حفاظهای قانونی متهمان کیفری را دور میزند و بازداشتشدگانی چون چولی را بدون هیچ صدایی در برابر تصمیمات مربوط به بدنشان رها میکند. برای خواننده، این داستان تأکید میکند که چگونه کارایی اداری در تلاشهای اخراج میتواند نقابی بر نقض شدید حقوق بشر باشد. این موضوع نشان میدهد که «امنیت و نظم» یک مرکز اغلب بر استقلال بدنی ابتدایی زندانیان اولویت مییابد.
گام بعدی شما
- گزارشهای سازمان «پزشکان برای حقوق بشر» را درباره استانداردهای اخلاقی در بازداشتگاهها دنبال کنید.
- تفاوتهای حقوقی میان بازداشتهای «مدنی» و «کیفری» در قوانین بینالمللی را مطالعه کنید تا متوجه شوید چگونه از این شکاف برای دور زدن حقوق بشر استفاده میشود.
- پروندههای مشابه اعتصاب غذا در مراکز بازداشت خصوصی را برای درک ابعاد سیستماتیک این رویه بررسی کنید.
اما این تنها بخشی از بحران است؛ تأثیر خصوصیسازی زندانها بر افزایش نرخ خشونت را در تحلیل بعدی ما بررسی خواهیم کرد.




گفتگو