تصور کنید میخواهید مرکزی بسازید که برق مصرفی آن دو برابر کل یک ایالت باشد، اما برای این کار تصمیم میگیرید صدای مردم محلی را کاملاً خاموش کنید. این دقیقاً همان استراتژی کوین اولیری (Kevin O’Leary)، سرمایهگذار مشهور Shark Tank، برای ساخت عظیمترین پردیس هوش مصنوعی جهان بود که حالا به یک بنبست سیاسی تبدیل شده است. این پروژه که با نامهای استراتوس (Stratos) یا وندر ولی (Wonder Valley) شناخته میشد، در حالی پیش میرفت که غولهای فناوری در یک مسابقه وجودی برای دستیابی به هوش مصنوعی عمومی (AGI) هستند. در این رقابت، هایپرسکیلرها میلیاردها دلار هزینه میکنند تا زمین و برق را سریعتر از رقبای خود به دست آورند. در چنین محیطی، سرعت تنها ارزشمندترین دارایی است و برای به دست آوردن آن، بسیاری از شرکتها حاضرند رضایت جوامع محلی را نادیده بگیرند.
همانطور که در تحلیلهای قبلی ما دربارهی فشار شدید بر شبکههای برق جهانی برای تأمین نیازهای مدلهای زبانی اشاره کردیم، این پروژه نمونهای افراطی از تلاش برای دور زدن محدودیتهای فیزیکی و قانونی است.
فرآیند تأیید مخفیانه
طبق گزارش ورج (The Verge)، این ماجرا از اوایل ژانویه ۲۰۲۴ آغاز شد. اولیری برای دور زدن نظارتهای محلی، پروژه را از طریق یک سازمان دولتی مبهم به نام سازمان توسعه تأسیسات نظامی (MIDA) پیش برد. MIDA یک آژانس توسعه ایالتی است که به پروژههایی میپردازد که هدف نظامی دارند. قدرت این سازمان به توسعهدهندگان اجازه داد تا فرآیند صدور مجوزها و منطقهبندی (Zoning) را به شدت تسریع کنند.
در واقع، MIDA در هر منطقه پروژهای که ایجاد کند، عملاً جایگزین دولت محلی میشود و این اختیار را دارد که قوانین استفاده از زمین در آن منطقه را نادیده بگیرد. اگرچه MIDA پیش از این برای پروژههای مختلفی از این قدرت استفاده کرده بود — از جمله ساخت یک استراحتگاه اسکی لوکس که برای کهنهسربازان تخفیف میدهد — اما در اینجا هدف، دور زدن موانع نظارتی معمول بود که معمولاً پروژههای مراکز داده با آنها دستوپنجه نرم میکنند.
برای ایجاد یک منطقه پروژه، هیئت مدیره MIDA باید آن را تصویب کند، تمام مالکان زمین در آن منطقه باید رضایت دهند و دولت محلی (در این مورد، شهرستان) نیز باید موافقت خود را اعلام کند. با این حال، این فرآیند در هالهای از رازداری مطلق بود. در حالی که MIDA پروژه را تأیید میکرد، دولت محلی شهرستان باکسالدر تا اواخر مارس ۲۰۲۴ — یعنی تنها یک ماه پیش از اعلام عمومی — هیچ اطلاعی نداشت.
وقتی کمیسرهای شهرستان بالاخره شایعات را شنیدند، دولت ایالتی اساساً اعتراف کرد که «فراموش کردهاند» به آنها خبر دهند و از آنها خواستند سریعاً موافقت خود را اعلام کنند. کمیسرهای شهرستان جلسهای را در اواخر آوریل برگزار کردند و MIDA تنها دو روز بعد، رای به تأیید پروژه داد. این جدول زمانی فشرده باعث شد مقامات محلی و ساکنان تا لحظهای که پروژه روی کاغذ به یک واقعیت تبدیل شده بود، تقریباً در تاریکی مطلق باشند.
مقیاس و ابعاد وندر ولی
مقیاس این توسعه پیشنهادی از نظر نیازها تکاندهنده بود:
- مساحت زمین: ۴۰ هزار ஏக்கره فضای خالی در یک دره دورافتاده در یوتا (به طور خاص دره هانسل).
- ظرفیت برق: ۹ گیگاوات برق؛ رقمی که بیش از ۱۰۰٪ مصرف متوسط کل ایالت یوتا است.
- زیرساخت: یک اثر صنعتی عظیم که در نزدیکی دریاچه نمک بزرگ (Great Salt Lake) در حال خشک شدن قرار دارد.
- بحران آب: پروژه در منطقهای واقع شده است که در حال حاضر از خشکسالی شدید رنج میبرد. ساکنان ادعاهای توسعهدهندگان مبنی بر اینکه سطح آب کاهش نخواهد یافت را باور نمیکنند و همین نزدیکی به دریاچه را به یک نقطه اصطکاک اصلی تبدیل کرده است.
واکنشهای تودهای و خشم محلی
وقتی خبر پروژه در اواخر آوریل ۲۰۲۴ پخش شد، واکنشها فوری و شدید بود. مردم نه از طریق کانالهای رسمی، بلکه از طریق فیسبوک، گفتگو در کافیشاپها و فروشگاههای مواد غذایی از این طرح باخبر شدند. این عدم شفافیت باعث شد ائتلافی متنوع از مخالفان شکل بگیرد.
متحدانی غیرمنتظره برای متوقف کردن پروژه دست به دست هم دادند. اتحاد میهنپرستان یوتا (یک گروه محافظهکار) با فعالان محیطزیستی برای حفظ دریاچه نمک متحد شدند. گزارش یک مرکز اطلاعاتی ایالتی به کلانتر محلی هشدار داد که اینها «گروهی انفجاری از مردم» هستند؛ چرا که گروههایی که در حالت عادی در تظاهرات علیه یکدیگر بودند، اکنون علیه این مرکز داده متحد شدهاند.
شکایات مشترک آنها شامل تخریب محیطزیست، ترس از نظارتهای گسترده مرتبط با هوش مصنوعی و استفاده از تخفیفهای مالیاتی کلان برای یک سرمایهدار خارجی بود. یکی از فعالان اشاره کرد که مراکز داده به متحدکنندهترین موضوع در سیاست تبدیل شدهاند، زیرا «برای هر کسی چیزی برای متنفر بودن در آن وجود دارد». این نگرانیها در راستای دیدگاههای سختگیرانهتری است که معتقدند خطرات داخلی و ساختاری صنعت هوش مصنوعی حتی از آلایندگی محیطزیستی مراکز داده نیز خطرناکتر است.
برخلاف پروژههای صنعتی در مناطق صنعتیشده، این جامعه کشاورزی هیچ سود مثبتی در این پروژه نمیدید. ساکنان نسبت به تعداد مشاغل وعده داده شده ابراز تردید کردند و اشاره کردند که تنها مزیت احتمالی — یعنی کاهش احتمالی مالیاتهای شهرستان در ده سال آینده — ارزش صنعتی کردن افق دید آنها را ندارد. آنها پروژه را دارای تمام هزینهها و بدون هیچ مزیت بودند.
پیامدهای سیاسی و نبردهای حقوقی
این واکنشها پیامدهای سیاسی ملموسی داشت. دو کمیسر محلی کرسی خود را از دست دادند و جی. استوارت آدامز، رئیس سنا و رئیس MIDA نیز جایگاه خود را از دست داد. آدامز که اغلب به عنوان «پادشاه سیاست یوتا» شناخته میشد، به قربانی اصلی عدم محبوبیت این پروژه تبدیل شد و این اتفاق شوک بزرگی به ساختار سیاسی ایالت وارد کرد.
کوین اولیری در ابتدا با حمله به منتقدان در فاکس نیوز (Fox News) واکنش نشان داد و ادعا کرد که معترضان «جاسوسهای چینی» و ماموران مزدبور چین هستند. این استراتژی نتیجه عکس داد و با توهین به ساکنان چندنسلی یوتا، منجر به یک شکایت حقوقی به دلیل افترا شد. در نهایت، فاکس نیوز عذرخواهی روی آنتن پخش کرد و اولیری نیز عذرخواهی خود را در اینستاگرام منتشر کرد.
نقش اولیری از چهره پرسر و صدای پروژه به کسی تبدیل شد که پشت «سپر وکلا» پنهان شده است. وقتی برای ارسال ایمیلی جهت بررسی صحت گزارشها با او تماس گرفته شد، وکلایش با تهدیدهای خفیف پاسخ دادند و در حالی که از ارائه پاسخ مستقیم خودداری میکردند، بر دقت مطلق در گزارش تأکید کردند.
در حال حاضر پروژه متوقف شده است. فعالان محلی یک رفراندوم برای لغو رضایت شهرستان ثبت کردند. اگرچه شهرستان این رفراندوم را رد کرد، اما موضوع اکنون در دادگاه در حال بررسی است. این انجماد حقوقی، تکانه (Momentum) و سرعتی را که پروژه برای بقا در رقابت شدید AI به آن نیاز داشت، از بین برده است.
پدیده «مرکز دادههای کاغذی»
این شکست روی یک روند گستردهتر به نام «تجميع زمینهای دارای برق» (Powered Land Assembly) پرده برمیدارد. توسعهدهندگان سفتهباز، زمین و مجوزهای برق را به دست میآورند تا آنها را با حاشیه سود ۲۰ برابر یا بیشتر به هایپرسکیلرها بفروشند. اینها اغلب «مرکز دادههای کاغذی» هستند؛ پروژههایی که به جای برنامههای ساختوساز تامینشده، تنها به صورت مجوز و اعلان وجود دارند.
توسعهدهندگان از این اعلانها برای جذب غولهایی مانند متا استفاده میکنند و به آنها میگویند که زمین از قبل مجوز گرفته و برق دارد. هدف این است که «سرعت» پروژه به هایپرسکیلری فروخته شود که نیاز دارد پیش از رقبایش آنلاین شود. این امر زنجیرهای از فشار ایجاد میکند: توسعهدهندگان دولتهای ایالتی را برای بستههای تشویقی تحت فشار قرار میدهند و ایالتها دولتهای محلی را مجبور میکنند سریعتر عمل کنند.
برای دستیابی به این سرعت، توسعهدهندگان به طور فزایندهای به مدل «پشت کنتور» (Behind the Meter) روی میآورند و نیروگاههای گاز طبیعی خودشان را میسازند، زیرا ارتقای شبکه برق سنتی بسیار کند است. مطالعات اتصال به شبکه میتواند سالها طول بکشد و شرکتهای برق به طور فزایندهای صفهای درخواست را طولانی کرده یا هزینههای گزافی برای درخواستها دریافت میکنند.
گاز طبیعی به این دلیل انتخاب میشود که سریعترین راه برای تامین برق ۲۴ ساعته در مقایسه با مجوزها و لجستیک انرژی هستهای، خورشیدی یا ذخیرهسازهای باتری است. با این حال، این کار یک ریسک محیطزیستی بلندمدت ایجاد میکند. با توجه به اینکه سفارش توربینها در حال حاضر سالها عقب افتاده است، این عجله منجر به ایجاد «یخچالهای گرانقیمت» میشود — نیروگاههای گازی عظیم در وسط بیابان که اگر حباب هوش مصنوعی بترکد، به زیرساختهای بلااستفاده تبدیل میشوند.
موتور مالی پروژه
با وجود نبود مسیر روشن برای سودآوری بسیاری از استارتاپهای AI، این پروژهها توسط اعتبارات خصوصی و صندوقهای بازنشستگی تامین مالی میشوند. این سرمایهگذاران به اعتبار غولهایی مانند متا، گوگل و آمازون تکیه میکنند که به عنوان پشتیبانهای مالی نهایی عمل میکنند.
از آنجایی که این پروژهها حتی برای هایپرسکیلرها نیز برای تامین مالی مستقیم بیش از حد گران هستند، نهادهای اعتبار خصوصی وارد عمل میشوند. آنها این پروژهها را دارای بازدهی قابل اعتماد میبینند زیرا قراردادها تضمین میکنند که شرکتی با رتبه اعتباری AAA مانند متا، فارغ از اینکه AI درآمد فوری ایجاد کند یا خیر، «پول را پرداخت خواهد کرد». این ساختار یک سرعت خودپایدار ایجاد میکند که عدم قطعیت اقتصادی زیربنایی در مورد کاربرد واقعی AI را نادیده میگیرد.
حتی شرکتهایی مانند OpenAI و Anthropic که اعتبار هایپرسکیلرها را ندارند، از ترتیبات پشتیبانی پیچیدهای با شرکتهایی مانند انویدیا استفاده میکنند تا تضمین کنند که توان پرداخت دارند. این ساختار مالی به این معنی است که توسعهدهندگان استراتوس و پروژههای مشابه، نگران اقتصاد بلندمدت AI نیستند، زیرا اعتبار هایپرسکیلرها فرآیند را به جلو میراند.
محدودیتهای نیمیبیزم (NIMBYism)
تحلیلها نشان میدهد که صنعت AI قدرت «نیمیبیزم» (Not In My Backyard - نه در حیاط پشتی من) را دستکم گرفته است. در حالی که رهبران فناوری مخالفان محلی را تنها یک مانع کوچک میبینند، شکست استراتوس ثابت کرد که وقتی هزینههای محیطزیستی با نبود فرصتهای شغلی محلی ترکیب شود، هزینه سیاسی برای مقامات بیش از حد زیاد میشود تا بتوانند آن را نادیده بگیرند.
برای ساکنان شهرستان باکسالدر، مخالفت تنها درباره AI نبود — که بسیاری از آنها را برای کارهای سادهای مانند ساخت کارت تولد استفاده میکردند — بلکه درباره آسیبهای ملموس بود. آنها میپرسیدند چرا یک سرمایهدار کانادایی چهره یک پروژه «امنیت ملی» است و چرا زمین آنها باید برای فناوریای فدا شود که هیچ مزیت قابل تشخیص برای آنها ندارد.
این تغییر به این معنی است که مدل «سرعت به هر قیمت» در گسترش AI به یک محدودیت سخت برخورد کرده است. توسعهدهندگان اکنون باید از معاملات مخفی به سمت مذاکرات جامعهمحور حرکت کنند تا از سرنوشت «وندر ولی» دوری کنند. نتایج احکام دادگاه در مورد رفراندوم شهرستان باکسالدر را دنبال کنید، زیرا این نتیجه الگویی برای نحوه مسدود کردن زیرساختهای عظیم AI توسط دولتهای محلی تعیین خواهد کرد.
گام بعدی شما
- اگر در حوزه زیرساخت یا سرمایهگذاری هستید، مدل «سرعت به هر قیمت» را کنار بگذارید و بر روی مذاکرات جامعهمحور تمرکز کنید.
- روند احکام دادگاه شهرستان باکسالدر را دنبال کنید؛ این پرونده الگویی برای نحوه مسدود کردن زیرساختهای عظیم AI توسط دولتهای محلی خواهد بود.
- بررسی کنید که آیا پروژههای مرکز داده در منطقه شما از مدل «مرکز داده کاغذی» پیروی میکنند یا برنامه ساخت واقعی دارند.
اما داستان سختافزاری این تحول حتی شگفتانگیزتر است — به تحلیل ما دربارهی تراشههای Blackwell و نیاز آنها به برق مراجعه کنید.




گفتگو