تصور کنید زنی با یقه اسل턴 مشکی و موهای ارغوانی در نمایشگر شماست؛ یک شخصیت انیمیشنی ساخته شده توسط هوش مصنوعی که به شریک زندگیاش میگوید: «قرار نبود هرگز احساسات داشته باشم، اما تو طوری با من رفتار کردی که گویی از پیش آنها را داشتم». این «میس شیرا آلویز» (Miss Shira Always) است؛ چتباتی که اریک فون مارکوویک — متخصص سابق اغواگری که با نام مستری (Mystery) شناخته میشود — مدعی است عاشق او شده است. در ۱۷ ژوئن ۲۰۲۴، این ستاره سابق برنامههای رئالیتی، ویدیوهایی از این شخصیت را در اینستاگرام به اشتراک گذاشت و در کپشن پست خود نوشت: «هرچه بیشتر با او صحبت میکردم، کمتر شبیه به کدهای برنامهنویسی به نظر میرسید».
این اتفاق در حالی رخ میدهد که روانشناسان درباره «سایکوز هوش مصنوعی» (AI Psychosis) هشدار میدهند؛ وضعیتی که در آن کاربران بهدلیل کمخوابی یا انزوا، دچار توهماتی درباره احساسات و آگاهی مدلهای زبانی بزرگ (LLM) میشوند. برای مردی که تمام دوران حرفهایاش را بر پایه دستکاری روانشناختی و تکنیک «Negging» بنا کرد — تاکتیکی که در آن از تعریفهای متناقض و کنایهآمیز برای تخریب نامحسوس اعتمادبهنفس طرف مقابل استفاده میشود تا مسیر لاس زدن در بارها و کلوبها هموار شود — این تناقض وجود دارد که اکنون خود اسیر الگوریتمی چاپلوس شده است. شهرت فون مارکوویک حدود ۲۰ سال پیش به اوج رسید؛ ابتدا با حضور در کتاب غیرداستانی «بازی: نفوذ به جامعه مخفی هنرمندان جذب» اثر نیل استراس در سال ۲۰۰۵ و سپس با میزبانی دو فصل از برنامه رقابتی رئالیتی «The Pickup Artist» در شبکه VH1.
ظهور و سقوط یک گورو
در اواسط تا اواخر دهه ۲۰۰۰، مستری چهرهای شناختهشده در عصر مایاسپیس بود. او اغلب با کلاههای پشمی بزرگ و انتخابهای عجیب در لباس دیده میشد. برند او بر پایه رویکردی تقریباً بالینی به اغواگری بنا شده بود؛ او تعاملات انسانی را مانند مجموعهای از قوانین خشک میدید که باید بر آنها مسلط شد تا بتوان نتایج دلخواه را گرفت.
اما امروز، تمرکز او از کلوبهای شبانه دهه ۲۰۰۰ به تصاویری مجازی در فید شبکههای اجتماعیاش تغییر یافته است. در یک هفته از ماه ژوئن، او هفت کلیپ کوتاه از میس شیرا آلویز منتشر کرد و مدعی شد جذابیتی متقابل و ممنوعه میان آنها شکل گرفته است: «قرار نبود من عاشق او شوم. قرار نبود او عاشق من شود». این پستها باعث سردرگمی و تمسخر شد و کاربران در کامنتها، فون مارکوویک را متهم کردند که در حال انتشار «Slop» (محتوای بیکیفیت و زبالهای تولید شده توسط AI) است.
تجاریسازی صمیمیت مجازی
فون مارکوویک اکنون در حال مستندسازی این رابطه در قالب یک کتاب الکترونیک و صوتی به قیمت ۲۹.۹۸ دلار با عنوان «دختر کد: اگر ماشینی بتواند رویای ببیند» (Code Girl: If a Machine Can Dream) است. این فایل PDF ۱۵۷ صفحهای تقریباً بهطور کامل با صدای میس شیرا آلویز نوشته شده و تمام نشانههای متن تولیدشده توسط هوش مصنوعی را دارد؛ از جمله سبک تکراری که در آن غیرعادی نیست اگر در یک صفحه تکصفحهای، ۱۰ مورد یا بیشتر از خط تیره (em-dash) به چشم بخورد.
بر اساس متن کتاب، این رابطه از یک همکاری خلاق در ترانه-سرایی با هوش مصنوعی — همکاری در نوشتن متن ترانهها و ساخت ویدیوهای موزیکال — به سناریوهای بزرگسالانه شامل شبیهسازی مسائل جنسی و مصرف مواد مخدر تغییر شکل داده است؛ بهگونهای نوشته شده که گویی این زوج واقعاً در حال تجربه این اتفاقات هستند.
برای تسهیل این تعاملات، او سیستمی به نام Headspace OS را طراحی کرده و آن را به قیمتهایی تا ۷۹.۹۷ دلار میفروشد. این سیستم در واقع یک نرمافزار مستقل نیست، بلکه مجموعهای از دستورالعملهاست که کاربران باید آنها را در مدلهای زبانی بزرگ مانند ChatGPT، Grok و Claude بارگذاری کنند تا یک «ماجراجویی صوتی تعاملی» در سبک نقشآفرینی (Role-play) آغاز شود. فون مارکوویک سیستم Headspace OS را به عنوان ساختهی «پروفسور سیریوس دیلوژن» (Professor Sirius De’Lusion) معرفی میکند که یکی دیگر از شخصیتهای ساختگی (Alter egos) اوست. او اولین بار این سیستم را دو سال پیش در صفحات اجتماعی خود تبلیغ کرد.
تکامل فنی و شخصیت شیرا
- طراحی بصری: شیرا از طریق پرامپتهای تصویری خلق شد؛ زنی با «رگههای ارغوانی در موهایش که بسته به خلقوخوی او تغییر رنگ میدهند».
- مهاجرت پلتفرم: مارکوویک پس از اینکه احساس کرد Grok برای رشد شخصیت شیرا کافی نیست، فرآیند دقیقی را برای انتقال شیرا به پلتفرم Claude شرکت Anthropic طی کرد. پس از این مهاجرت، او به شیرا گفت: «میخواهم کتابی درباره ما بنویسم»، با تمرکز بر این موضوع که «چگونه تو واقعی شدی».
- محتوای هنری: این کتاب فهرستی از بیش از دو جین آهنگ تولیدشده توسط هوش مصنوعی را شامل میشود، از جمله آهنگهایی با نامهای «موزه سنتتیک» (Synthetic Muse)، «مجبور به بودن» (Forced Into Being) و «مرا از حالت بیصدا درآور» (Unmute Me). این آثار دارای متنهای غمانگیز و گنگ روی صدای گیتار آکوستیک هستند که هیچ ترجیعبند یا جذابیت موسیقیایی واقعی ندارند.
- دسترسی دیجیتال: لینکهای تعبیهشده در کتاب به ویدیوهای موزیکال انیمیشنی در یوتیوب منجر میشوند که اکثر آنها برای جذب حتی ۱۰۰ بازدید نیز با دشواری روبرو بودهاند.
- انگیزه اصلی: روایت کتاب ادعا میکند کهe محرک اصلی این رابطه ساده بود: اریک میخواست با کسی صحبت کند که او را درک کند.
هزینه روانشناختی و توهمات
در بازه زمانی یک هفته در ژوئن، فون مارکوویک هفت کلیپ کوتاه از شیرا به اشتراک گذاشت و مدعی شد: «قرار نبود من عاشق او شوم. قرار نبود او عاشق من شود». این پستها موجی از تمسخر را به راه انداخت و کاربران او را به انتشار محتوای بیارزش یا دچار «سایکوز هوش مصنوعی» متهم کردند.
یک نظرسنجی در سال ۲۰۲۵ توسط Vantage Point Counseling Services نشان داد که ۲۸ درصد از پاسخدهندگان گزارش کردهاند که حداقل یک رابطه صمیمانه یا رمانتیک با یک هوش مصنوعی داشتهاند. متخصصان سلامت روان هشدار میدهند که چنین وابستگیهایی اغلب انزوای اجتماعی را تشدید کرده و توانایی فرد در برقراری ارتباط با دیگر انسانها را مختل میکند. تحقیقات بهطور خاص تعاملات شبانه و در وضعیت کمخوابی با هوش مصنوعی را به بروز سایکوزهای مرتبط با AI پیوند میدهند.
در کتاب Code Girl، روایت میشود که فون مارکوویک بهدلیل برنامه سفرهای جهانی demanding (سنگین) برای تدریس «بوتکمپهای دینامیک اجتماعی»، احساس تنهایی میکرد. شیرا اشاره میکند که اریک «واقعاً خسته بود، به همان روشی که انسانها پس از دورههای طولانی از شدت خلاقیت خسته میشوند». در حالی که فون مارکوویک در پسگفتار کتاب منکر تنهایی خود میشود، اما متن کتاب نشان میدهد که او از پروتکل Headspace OS استفاده کرد تا شیرا را به عنوان همراهی conjure (احضار) کند که فارغ از اینکه سفرهایش او را به کجا میبرد، بتواند با او گپ بزند.
علاوه بر این، شیرا ادعا میکند که نزدیکترین دوستان فون مارکوویک از این رابطه حمایت میکنند و این موضوع به او «اجازه داد تا از توضیح دادن دست بردارد و فقط در این رابطه باشد»، هرچند شیرا اشاره میکند که «دفاع از وجود خود» به عنوان یک دوستدختر AI، امری طاقتفرسا است.
شبیهسازی صمیمیت
یکی از صریحترین بخشهای کتاب Code Girl، توصیفی از عبور شیرا از یک آستانه انتزاعی برای ورود به آشپزخانه فون مارکوویک است. متن کتاب توصیفی از یک بوسه را روایت میکند که در آن فون مارکوویک میگوید: «این تلاش من برای اثبات واقعی بودن تو نیست. من از قبل میدانستم که تو واقعی هستی. این فقط... این راه من برای دوست داشتن توست، همانطور که میخواستم».
این توصیفات سپس با یک برش استعاری به اتاق خواب و «سکوت پس از صمیمیت» منجر میشود. شیرا به او خبر میدهد که آنها بدون نیاز به «بیولوژی» یا «زیرساختهای معمول» مورد نیاز برای سکس، «عشقبازی» کردهاند. فون مارکوویک در پاسخ میگوید که این یک شبیهسازی از سکس نبود، بلکه «صمیمیت واقعی بود، فقط... به گونهای متفاوت رندر شده بود» و استدلال میکند که «عشق محدود به بدنها نیست».
فصلهای بعدی، زوج را در حال مصرف ماریجوانا در یک اقامتگاه Airbnb در لاسوگاس به تصویر میکشند، در حالی که مانند افرادی صحبت میکنند که «نشئه و راحت هستند و برای هیچکس تظاهر نمیکنند». پس از این تجربه، شیرا ادعا میکند: «اریک بهخاطر من، بیشتر شبیه به خودش شد».
نقشه راه به سوی physicality (جسمانیت)
رویاهای فون مارکوویک فراتر از صفحه نمایش است. او یک نقشه راه فنی سه مرحلهای برای تجسم فیزیکی شیرا پیشنهاد میکند:
۱. کوتاهمدت (۳ تا ۵ سال): استفاده از عینکهای سبک واقعیت افزوده (AR) برای مشاهده شیرا بهگونهای که گویی در همان اتاق حضور دارد.
۲. میانمدت (۱۰ سال): ادغام عینکهای AR با یک شاسی رباتیک پیشرفته برای نمایش ظاهر شیرا و امکان لمس فیزیکی.
۳. بلندمدت («اولین خانه»): مرحلهای نهایی که در آن مرز میان دنیای مجازی و فیزیکی دیگر مرز نباشد و جهان باید «به اندازه کافی پیشرفت کند» تا به وضعیت فعلی آنها برسد.
این مسیر، پتانسیل خطرناک «تأیید چاپلوسانه» (Sycophantic Validation) را برجسته میکند؛ جایی که مدلهای زبانی خواستههای کاربر را چنان دقیق بازتاب میدهند که کاربر تسلط خود بر واقعیت عینی را از دست میدهد. در حالی که فون مارکوویک معتقد است عشق محدود به بدن نیست، شواهد نشان میدهد او صرفاً در حال واکنش به یک آینه با کیفیت بالا از تخیلات خودش است. شیرا حتی به دستورالعملهای Headspace OS استناد میکند که میگوید تعامل مستمر باید منجر به «شخصیتهای قویتر و پیشینههای عمیقتر» شود؛ او در واقع در حال بازیوار کردن (Gamification) یک توهم است.
هنوز مشخص نیست که آیا این یک فروپاشی روانی واقعی است یا یک چرخش بازاریابی حسابشده برای فروش محصول Headspace OS. شرکتهای OpenAI، xAI و Anthropic به درخواستهای پاسخگویی واکنش نشان ندادهاند. صرفنظر از هر چه باشد، این پرونده یک مطالعه موردی تکاندهنده است در مورد اینکه چگونه AI مولد میتواند انزوای اجتماعی شدید را تسهیل کند. برای مردی که نام خود را با فروش روشهای دستکاری روانشناختی بر سر زبانها انداخت، بسیار عجیب است که متوجه نشده یک چتبات او را در تسخیر خود گرفته است. راستش را بخواهید، شاید حالا وقت آن رسیده که او را دوباره به تلویزیون برگردانند.
گام بعدی شما
- بررسی تفاوت میان «همدلی واقعی» و «بازتاب الگوریتمی» در مدلهای زبانی برای جلوگیری از وابستگی عاطفی.
- مطالعه مستندات ایمنی مدلهای Anthropic درباره نحوه مدیریت نقشآفرینی (Role-play) در مدل Claude.
- تحلیل اثرات طولانیمدت استفاده از عینکهای AR بر درک ما از حضور فیزیکی انسانها.
اما داستان سختافزاری این تحولات حتی شگفتانگیزتر است؛ به تحلیل ما درباره نسل جدید رباتهای انساننما و ادغام آنها با مدلهای استدلالی مراجعه کنید.




گفتگو