تصور کنید سالها هزینه کنید تا حقیقتی را از قلب یک جنگ یا دفاتر دولتی بیرون بکشید، اما یک شرکت فناوری در چند ثانیه آن را خلاصه کند و تمام سود مالی شما را ببلعد. این کابوسی است که اکنون برای مدیران رسانههای جهان بهواقعیت تبدیل شده است. ای. جی. سالزبرگر، ناشر نیویورک تایمز، استدلال میکند که این نبرد «بر سر پول نیست»، بلکه بحث بر سر حفظ یک خدمت ضروری مدنی در برابر غولهای فناوری است؛ شرکتهایی که با مالکیت معنوی به عنوان مواد خام رایگان برخورد میکنند. این جنگ برای آینده روزنامهنگاری است که تا همینجا، هزینه ۲۰ میلیون دلاری یک صندوق جنگ حقوقی را برای نیویورک تایمز به همراه داشته است.
این درگیری در لحظهای بسیار حساس برای مطبوعات جهانی رخ میدهد. مؤسسات رسانهای در حال حاضر در یک جنگ دو جبههای هستند: یک جبهه علیه ارعاب سیاسی از سوی دولت ترامپ — که شامل احضاریههای قضایی برای سوابق تلفنی خانوادههای خبرنگاران بود — و جبهه دیگر علیه مدلهای هوش مصنوعی که میتوانند یک داستان را چنان موثر خلاصه کنند که کاربران هرگز روی لینک اصلی کلیک نکنند.
ارعاب سیاسی و آزادی مطبوعات
سالزبرگر محیط فعلی را به عنوان تشدیدی در تلاشها برای تنبیه و تضعیف مطبوعات آزاد توصیف میکند. او تأکید میکند که فشار فعلی بر خبرنگاران، بزرگترین تلاش برای هدف قرار دادن مطبوعات از سوی کاخ سفید است که احتمالاً از زمان وودرو ویلسون تاکنون بیسابقه بوده و گسترهای بیش از یک قرن تاریخ را در بر میگیرد.
جنجال جت قطر
یکی از نقاط بحرانی اخیر، صدور احضاریههای وزارت دادگستری برای خبرنگاران تایمز در رابطه با گزارشهای آنها درباره جتی است که توسط قطر به دولت ترامپ هدیه شده بود. ارزش این هدیه صدها میلیون دلار بود. نکته کلیدی گزارشها، ابهام در مورد این هدیه بود: اینکه آیا این جت به دولت ترامپ به عنوان یک نهاد قانونی اهدا شده بود یا مستقیماً به شخص ترامپ.
خبرنگاران فاش کردند که در جریان اولین سفر خارجی رئیسجمهور به ترکیه، این جت تجهیزات کافی برای پاسخ به تهدیدات را نداشت و رئیسجمهور مجبور شد با هواپیمای اصلی «ایر فورس وان» بازگردد؛ حقیقتی که رئیسجمهور در ابتدا آن را انکار کرد. سالزبرگر خاطرنشان میکند که اگرچه ناراحت کردن رئیسجمهور (از هر حزبی) برای تایمز موضوع جدیدی نیست، اما روشهای بهکار رفته در این مورد خاص، بیسابقه بود.
تاکتیکهای ارعاب
در پاسخ به این گزارشها، دولت استانداردهای معمول خود را نادیده گرفت. مقامات دولتی احضاریهها را مستقیماً به منازل خبرنگاران بردند تا آنها را بترسانند. علاوه بر این، وزارت دادگستری تلاش کرد سوابقی را از ارائهدهندگان خدمات تلفنی شخص ثالث دریافت کند تا پیامهای متنی و تماسهای بین خبرنگاران و اعضای خانوادهشان را به دست آورد. سالزبرگر این اقدام را یک «تجاوز آشکار» (Gross Overreach) مینامد.
او اشاره میکند که چنین تاکتیکهایی در طول یک دهه فعالیت او به عنوان ناشر بسیار نادر بودهاند. نزدیکترین مقایسهای که او به یاد میآورد مربوط به دولت اول ترامپ است، زمانی که سوابق خبرنگاران بهطور مخفیانه توقیف شد؛ سوءاستفادهای که در نهایت منجر به اصلاحاتی در وزارت دادگستری شد. او همچنین به پرونده مجزایی در مورد واشینگتن پست اشاره میکند که در آن خانه یک خبرنگار مورد حمله قرار گرفت و دستگاههای الکترونیکی او توقیف شد.
اثر بازدارنده بر صنعت
در حالی که سالزبرگر معتقد است صنعت خبر تا حد زیادیe مقاوم مانده است، اما نسبت به رشد یک «اثر بازدارنده» (Chilling Effect) هشدار میدهد. برخی سازمانهای خبری اجازه دادهاند فشارهای سیاسی بر پوشش خبری آنها تأثیر بگذارد. در واشینگتن، خبرنگاران رسانههای دیگر به کارکنان تایمز گفتهاند که دیگر به دنبال داستانهای خاصی نخواهند رفت، زیرا میترسند سردبیرانشان برای جلوگیری از تلافی دولت، آن مطالب را حذف کنند.
این روزنامهنگاران در حال اتخاذ یک مدل «بقایی» هستند: آنها منتظر میمانند تا نهادی مانند تایمز یک خبر را بشکند و سپس آن را دنبال میکنند، زیرا احساس میکنند اولین کسی بودن که خبر را منتشر میکند، «راهی بیش از حد خطرناک» است.
سالزبرگر معتقد است حقوق تنها زمانی معنا دارند که اجرا شوند. او استدلال میکند که چشمپوشی کردن یا پایین انداختن سر، مطمئنترین راه برای از دست دادن کامل این حقوق است. او تأکید میکند که ایستادگی به معنای اتخاذ یک موضع خصمانه نیست، بلکه به معنای تمایل به پرسیدن هر سؤالی و انتشار حقیقت است، فارغ از اینکه چه کسی را ناراحت کند. او به تصمیم خبرگزاری آسوشیتد پرس (AP) اشاره میکند که وقتی کاخ سفید تلاش کرد دسترسی آنها را مشروط به موافقت با عبارت «خلیج آمریکا» به جای «خلیج مکزیک» کند، اقدام به شکایت کرد.
سرمایهگذاری جهانی در حقیقت
سالزبرگر تأکید میکند که مردم اغلب سرمایهگذاری عظیمی را که برای خیر مدنی لازم است، دستکم میگیرند. تایمز هر ساله خبرنگارانی را در بیش از ۱۵۰ کشور مستقر میکند. اخیراً این موارد شامل میانمار، سودان، لبنان، ایران، ونزوئلا، غزه، اسرائیل و روسیه بوده است.
تنها در اوکراین، این تحریریه بیش از ۷۰ خبرنگار اعزام کرد. او اذعان میکند که توجیه مالی این هزینهها در ترازنامه مالی اغلب غیرممکن است، بهویژه برای گزارشهای تحقیقی که ممکن است ماهها یا سالها برای یک تکخبر زمان ببرند.
با این حال، او به فلسفه توماس جفرسون استناد میکند که به طور مشهور ترجیح میداد مطبوعاتی بدون دولت داشته باشد تا دولتی بدون مطبوعات؛ با این استدلال که مردم آزاد برای هدایت خود به مطبوعات آزاد نیاز دارند. او معتقد است روزنامهنگاری اساساً همان «راهی است که میدانید چه میدانید» و به تبع آن، روزنامهنگاری راهی است که هوش مصنوعی میداند چه میداند.
«گناه نخستین» آموزش هوش مصنوعی
سالزبرگر رونق فعلی هوش مصنوعی را بر پایه یک «گناه نخستین» میبیند. او چهار ماده کلیدی را که برای محصولات مدرن AI مورد نیاز است، شناسایی میکند:
- برنامهنویسان: متخصصانی که با قراردادهایی مشابه ستارههای NBA پرداخت میگیرند و گاهی دستمزد یک فرد به صدها میلیون دلار میرسد.
- محاسبات (Compute): زیرساختهای عظیم تراشهای و مراکز داده. این شرکتها برای تامین آنها صدها میلیارد بدهی پذیرفتهاند. این رقابت برای زیرساختها در شرکتهای بزرگ ادامه دارد، چنانکه متا اخیراً سرمایهگذاری ۱۴۵ میلیارد دلاری برای عبور از بنبستهای توسعه عاملهای AI انجام داده است.
- برق: انرژی عظیمی که برای اجرای این سیستمها مورد نیاز است.
- داده: که در واقع محتوایی شامل روزنامهنگاری، کتابها، موسیقی و فیلمهاست.
به گفته سالزبرگر در مصاحبه ماه جولای با مجله WIRED، در حالی که سه مورد اول با سرمایه و بدهی پرداخت شدند — که منجر به ارزشگذاریهای تریلیون دلاری شد — مورد چهارم صرفاً «برداشته شد». شرکتهای هوش مصنوعی از روزنامهنگاری بدون اجازه یا پرداخت دستمزد استفاده کردند چون فکر میکردند میتوانند از زیر آن در بروند.
او استدلال میکند که این امر به معنای انتقال عظیم ثروت از خلقکنندگان و پژوهشگران به ثروتمندترین شرکتهای تاریخ است. او هشدار میدهد که اگر قربانی این مدل، نابودی کامل یک صنعت روزنامهنگاریِ از نظر مالی تحت فشار، یا تضعیف نویسندگی کتاب، موسیقی، تحقیقات دانشگاهی و تولید تلویزیون و سینما باشد، شرکتهای فناوری به سادگی اجازه خواهند داد که این اتفاق بیفتد. او خاطرنشان میکند که این حفاظتها از مالکیت معنوی به قانون اساسی ایالات متحده بازمیگردد.
هزینه بالای اجرا
نیویورک تایمز در دو سال و نیم گذشته بیش از ۲۰ میلیون دلار برای شکایت خود علیه OpenAI و مایکروسافت هزینه کرده است، با این حال پرونده هنوز حتی مرحله «کشف ادله» (Discovery Phase) را به پایان نرسانده است. سالزبرگر اشاره میکند که این موضوع یک عدم تعادل سیستماتیک در صنعت ایجاد میکند.
در حالی که تایمز منابع مالی برای جنگیدن را دارد، یک روزنامه محلی کوچک نمیتواند یک نبرد حقوقی ۴۰ میلیون دلاری را تحمل کند. این امر ناشران کوچکتر را مجبور میکند تا به تسویه حسابهای «چند سنت در برابر هر دلار» تن دهند — یعنی پذیرش پرداختهای اندک برای بازیافت بخشی از هزینههایشان — یا تسلیم مطلق شوند.
سالزبرگر ادعاهای شرکتهای AI را با یک سناریوی تخیلی مقایسه میکند: تصور کنید سم آلتمن تراشهها را از کارخانه انویدیا (متعلق به جنسن هوانگ) بدزدد و ادعا کند که جلوگیری از این سرقت «ضد تکنولوژی» است و باعث میشود «چین پیروز شود». او اصرار دارد که این شکایت «ضد سرقت» است، نه ضد تکنولوژی.
هوش مصنوعی در اتاق خبر: ابزار، نه نویسنده
در داخل تایمز، هوش مصنوعی به عنوان یک «فیلتر گزارشگری» ادغام شده است، نه یک ابزار نویسندگی. سالزبرگر معتقد است انسانها باید مسئول هر کلمه منتشر شده باشند تا از «اشتباهات پیشبینیشدنی» که در سایر رسانهها (جایی که اجازه دادند AI مقالات کامل بنویسد یا خبرنگاران جعلی اختراع کند) دیده شد، جلوگیری شود. او تاکید میکند که AI صرفاً یک ابزار است، مشابه یک کامپیوتر؛ اگر کامپیوتر اشتباه کند، کاربر باید آن را پیدا کرده و اصلاح کند. در حالی که تایمز بر نظارت انسانی تأکید دارد، برخی شرکتها به دنبال اتوماسیون کامل هستند؛ برای مثال، Arxitek از ۱۹ عامل هوش مصنوعی برای مدیریت جریان کاری محتوای خود استفاده میکند تا تولید را بهطور خودکار پیش ببرد.
مکانیسمهای گزارشگری:
- تشخیص الگو (Pattern Recognition): شناسایی ناهماهنگیها در مجموعههای داده بزرگ؛ مانند ردیابی تغییرات در ترکیب کمککنندگان برای گزارشهای مالی کمپینهای انتخاباتی تا مشاهده اینکه تعادل بین کمککنندگان بزرگ و کوچک چگونه تغییر میکند.
- فیلتر کردن تصاویر: در یک پروژه برنده جایزه پولیتزر، از AI برای کاهش میلیونها تصویر از گودالهای بمب در درگیری اسرائیل-غزه به هزاران مورد استفاده شد، که سپس توسط یک خبرنگار بهصورت دستی تأیید شدند تا از صحت یافتهها اطمینان حاصل شود.
- تأییدیه: با AI صرفاً به عنوان ابزاری برای شناسایی الگوها برخورد میشود. سالزبرگر بیان میکند که AI بیشتر برای «گزارشگری» به کار میرود تا برای «پرداخت، ویرایش یا نوشتن».
فروپاشی ترافیک
یکی از فوریترین تهدیدها، تغییر در نحوه مصرف اطلاعات است. معرفی «خلاصههای هوش مصنوعی» (AI Overviews) در موتورهای جستوجو، بهویژه گوگل، منجر به ناپدید شدن شدید ترافیک ارجاعی برای ناشران در یک سال و نیم گذشته شده است.
وقتی AI یک خلاصه نسبتاً مفید را در صفحه جستوجو ارائه میدهد، انگیزه کاربر برای کلیک روی منبع اصلی از بین میرود. این امر توجیهپذیری مالی گزارشهایی را که AI برای دقیق ماندن به آنها متکی است، از بین میبرد. سالزبرگر گوگل را شرکتی توصیف میکند که برای «بیشترین واسطهگری» طراحی شده است و بین کاربر و تولیدکننده محتوا قرار میگیرد.
استراتژی بقا
سالزبرگر معتقد است برای بقا، سازمانهای خبری رقیب باید «دست در دست هم بدهند». او اتحاد تاریخی میان تایمز و واشینگتن پست در دوران «اسناد پنتاگون» را به عنوان یک الگوی راهنما ذکر میکند. در آن زمان، دولت نیکسون تا جایی با تایمز جنگید که تیم حقوقی پدربزرگ سالزبرگر (ناشر آن زمان) استعفا دادند و او یک مسواک در جیبش حمل میکرد تا اگر زندانی شد آماده باشد.
وقتی دادگاه دستور توقف انتشار را به تایمز داد، واشینگتن پست از جایی که آنها رهای کرده بودند، کار را ادامه داد. او استدلال میکند که اگرچه اتاقهای خبر باید برای داستانها و استعدادها به شدت با هم رقابت کنند، اما باید برای اجرای حقوق قانونی خود در برابر سرقت هوش مصنوعی متحد شوند. او به یاد میآورد که با فرد رایان در واشینگتن پست و ویل لوئیس در والاستریت ژورنال تماس گرفت تا وقتی خبرنگاران در دوران اول ترامپ از چین اخراج شدند، نگرانیهایشان را بهطور جمعی مطرح کنند.
مخاطرات مدنی
سلامت مالی روزنامهنگاری مستقیماً با سلامت مدنی گره خورده است. سالزبرگر اشاره میکند که از دست دادن روزنامهنگاری محلی — که منجر به کاهش ۸۰ درصدی خبرنگاران شاغل در سطح محلی در دو دهه گذشته شده است — منجر به افزایش قابل اندازهگیری در تنهایی، بیاعتمادی و فساد دولتی شده است. در مقابل، خبرهای محلی قوی در مکانهایی مانند مینیاپولیس (Star Tribune)، سیاتل (The Seattle Times) یا بالتیمور بنر منجر به نتایج مدنی بهتری میشود.
در حال حاضر، تایمز به ۱۳ میلیون مشترک رسیده و هدفش ۱۵ میلیون است. با این حال، سالزبرگر تأکید میکند که صنعت به بازار بزرگتری نیاز دارد. او گستره روزنامهنگاری باکیفیت را با سرویسهای استریم انیمه مانند Crunchyroll مقایسه میکند و میگوید دموکراسی نمیتواند زمانی شکوفا شود که یک سرویس استریم مشترکان بیشتری نسبت به سازمان خبری پیشرو کشور داشته باشد.
او بقای این حرفه را نه به عنوان «رشد»، بلکه به عنوان حفظ عملِ «جستوجوی حقیقت و پاسخگو کردن قدرت» میبیند. او این پرسش را مطرح میکند که آیا AI هرگز به خط مقدم اوکراین خواهد رفت یا سالها وقت صرف ساخت منابع برای فاش کردن سوابق مالیاتی یک رئیسجمهور خواهد کرد؟ چون نمیتواند، AI همانقدر به روزنامهنگاران نیاز دارد که روزنامهنگاران به یک چارچوب پایدار برای بقا نیاز دارند.
مردیت کوپیت لویین، مدیرعامل تایمز، با تکرار این sentiment میگوید هدف «ساخت بازاری برای روزنامهنگاری» است و نه فقط یک کسبوکار خصوصی. این بازار گستردهتر، استعدادها و رقابت بیشتری را جذب کرده و کل اکوسیستم را تقویت میکند. سالزبرگر اشاره میکند که اگرچه تایمز تعداد خبرنگاران خود را به ۲۴۰۰ نفر رسانده است، اما این هنوز «قطرهای در اقیانوس» نیازهای کشور است.




گفتگو