تصور کنید مدیری هستید که باید هر فصل رشد تصاعدی را گزارش کند، اما ابزاری در دست دارد که هنوز توهم میزند. اگر در محیطهای شرکتی فعالیت میکنید، احتمالاً شاهد ادعاهای عجیب درباره افزایش صدبرابری بهرهوری هستید که با واقعیتهای فنی همخوانی ندارد.
طبق گزارشی از وبسایت daringfireball.net، دنیای کسبوکار درگیر نوعی «تعصب مذهبی» نسبت به هوش مصنوعی زاینده (Generative AI) — شبیه وقتی است که همه در یک اتاق تکرار میکنند یک نقاشی ساده، شاهکار است تا کسی آنها را نادان خطاب نکند — شده است. در ۲۵ ژوئیه ۲۰۲۶، یکی از مدیران ارشد شرکتهای Fortune 500 اعتراف کرد که در حال حاضر، همسویی عمومی با موج تبلیغاتی AI بسیار مهمتر از شایستگی فنی است.
این وضعیت زمانی رخ میدهد که شرکتها برای پذیرش ابزارهایی مثل ChatGPT و Claude رقابت میکنند، بدون اینکه درکی از محدودیتهای آنها داشته باشند. برای بسیاری از مدیران، این ابزارها شبیه جادو هستند؛ چراکه به افرادی با دانش کامپیوتری صفر اجازه میدهند کارهایی کنند که پیش از این غیرممکن بود.
همانطور که در تحلیلهای پیشین ما درباره امنیت مدلهای بازمتن اشاره کردیم، شکاف میان ادعای مدیران و واقعیتهای مهندسی همیشه یک نقطه ضعف است. به نقل از همان مدیر ارشد، برخی شرکتها ادعا میکنند بهرهوری خود را «۱۰۰ برابر» کردهاند؛ عددی که منبع خبر آن را پوچ و غیرقابل باور میخواند. این شکاف ادراکی دقیقاً همان نقطهای است که منجر به نرخ موفقیت بسیار پایین پروژههای هوش مصنوعی سازمانی در مقیاس گسترده شده است.
نکته تکاندهنده اینجاست که حتی مدیران شرکتهای فروشنده (Vendor) هم نمیتوانند این ادعاها را رد کنند. اگر یک فروشنده بگوید رشد ۱۰۰ برابری غیرممکن است، در واقع اعتبار مدیر مشتری خود را زیر سوال میبرد. این اقدام در فرهنگ فعلی «کفر» تلقی میشود و میتواند منجر به لغو قراردادهای سازمانی و اخراج مدیریت شرکت فروشنده شود.
توهم «بیگ بنگ»
- شکاف ادراکی: مدیران مطمئن، هوش مصنوعی را لحظه «بیگ بنگ» برای پیشرفت شغلی خود میبینند.
- سکوت مخالفان: کارکنان متخصص که محدودیتها را میبینند، مجبور به سکوت هستند.
- اثر جادویی: طبق قانون سوم کلارک، پیچیدگی تکنولوژی برای نخبگان غیرفنی، از جادو تفکیکناپذیر است.
این فرهنگِ اجبار به اجماع باعث شده تا دیگر هیچ مخالفتی پذیرفته نشود. فشار برای حفظ توهم رشد، بر مأموریت اصلی سازمان پیشی گرفته است. این روند نه تنها بهرهوری را تهدید میکند، بلکه میتواند منجر به فرسایش تفکر انتقادی و جایگزینی تصمیمگیریهای انسانی با خروجیهای AI در سطوح مدیریتی شود.
برای یک حرفهای معمولی، این «انقلاب AI» در حال حاضر بیشتر شبیه به یک حباب است تا یک گذار حسابشده. شما احتمالاً همین ادعاهای پوچ را در صنعت خود میبینید، جایی که ترس از «ضد-هوش-مصنوعی» به نظر رسیدن، مانع از ارزیابی صادقانه میشود.
این چرخه خوشبینی کاذب احتمالاً تا زمان ترکیدن حباب ادامه خواهد یافت. تا آن زمان، فاصله بین توانایی واقعی AI و ادعاهای مدیران بیشتر میشود.
گام بعدی شما
- در گزارشهای بهرهوری سازمان خود، بهجای اعداد کلی، روی «مواردی که واقعاً حذف شدند» تمرکز کنید.
- معیارهای سنجش (Benchmark) داخلی و سختگیرانه برای خروجیهای مدل تعریف کنید تا از توهم رشد دور بمانید.
- مراقب موج اول لغو قراردادهای سازمانی باشید؛ زمانی که وعدههای «۱۰۰ برابری» در گزارشهای مالی سه ماهه محقق نمیشوند.
اما داستان سختافزاری این تحول حتی شگفتانگیزتر است — به تحلیل ما درباره تراشههای Blackwell مراجعه کنید.




گفتگو