تصور کنید یک عمل جراحی را در نظر بگیرید که در آن برای نجات جان بیمار، جراح مجبور است ابتدا بدنش را با تیغ بشکافد و او را باز کند. جنسن هوانگ (Jensen Huang)، مدیرعامل انویدیا (Nvidia)، در مصاحبهای در ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۶ با برنامه «The Ezra Klein Show»، هزینه زیستمحیطی هوش مصنوعی را دقیقاً به همین جراحی تشبیه میکند. هوانگ ادعا میکند که اگرچه هوش مصنوعی در نهایت میتواند با تغییرات اقلیمی مبارزه کند، اما برای رسیدن به این هدف، ابتدا باید «مقدار عظیمی از درد و رنج» را تحمیل کند.
این منطق شتابگرایانه، بازتابدهنده رویکردی رو به رشد در میان رهبران فناوری است که استدلال میکنند دستاوردهای بلندمدت هوش مصنوعی، توجیهکننده تخریبهای فوری ناشی از مراکز دادهای است که با انرژیهای کثیف کار میکنند. همانطور که در تحلیل قبلی ما درباره نگاه هوانگ به قوانین هوش مصنوعی بهعنوان مسائل مهندسی ساده اشاره کردیم، این اظهارات جدید نشان میدهد او ثبات محیطزیستی جهان را نیز از دریچه مشابهی میبیند؛ یعنی اولویت دادن به بهینهسازی فنی بر هزینههای انسانی فوری. این رویکرد عملگرایانه هوانگ با تلاشهای او برای جلب حمایت سیاسی همسو است، همانطور که در تماس مستقیم او با دونالد ترامپ برای جلوگیری از هرگونه مانعی در مسیر توسعه AI مشاهده شد.
منطق قربانی کردن
بلاغت و سخنان هوانگ بازتابدهنده الگوی خطرناکی از «نجات» جهان از طریق تخریب است. او به کلاین میگوید که برای نجات مردم، آنها ابتدا باید آسیب ببینند و صراحتاً بیان میکند: «آنها باید مقدار عظیمی از درد و رنج را بر شما تحمیل کنند تا بتوانند شما را نجات دهند.» این طرز فکر مستقیماً با شخصیت «تانوس» در دنیای مارول مقایسه میشود؛ شروری که باور داشت برای خلق جهانی جدید و سرشار از زندگی، لازم است ابتدا جهان فعلی را تا آخرین اتمش خرد و نابود کرد.
دنیایی را تصور کنید که در آن ابزارهایی که قرار است ما را نجات دهند، همان ابزارهایی هستند که بحران را تسریع میکنند. در حالی که توافق پاریس در سال ۲۰۱۵ هدف کاهش ۵۰ درصدی گازهای گلخانهای تا سال ۲۰۳۰ و رسیدن به خالص صفر (Net Zero) در حدود سال ۲۰۵۰ را تعیین کرده بود، هوانگ استدلال میکند که ایالات متحده در واقع باید نیروگاههای سوخت فسیلی بیشتری بسازد. دلیل او این است که انرژیهای پایدار هنوز نمیتوانند تقاضای عظیم محاسبات (Compute) — که شبیه به کرایه یک آشپزخانه صنعتی است و هرچه دستور پخت سنگینتر باشد، هزینه و انرژی بیشتری میطلبد — را تأمین کنند. او اعتراف میکند که در چند سال آینده، ما «متأسفانه» مجبور هستیم پیش از گذار به انرژیهای پایدار، از سوختهای فسیلی استفاده کنیم.
بهای شتابگرایی
طبق گزارش ورج (The Verge)، توقف گذار به انرژیهای بدون کربن برای پیشبرد پیشرفتهای هوش مصنوعی، پیامدهای ملموس و واقعی در جهان دارد که عبارتند از:
- نابودی récifهای مرجانی: احتمال از دست رفتن ۹۹ درصد از مرجانهای جهان. این مرجانها از جوامع در برابر طوفانهای استوایی، سیل و فرسایش ساحلی محافظت کرده و اقتصادهای ساحلی را پشتیبانی میکنند.
- بالا آمدن سطح دریاها: ایجاد ریسک شدید برای ۷۷۰ میلیون نفر — یعنی از هر ۱۰ نفر در جهان، یک نفر — بهدلیل پیشروی آبهای دریاها.
- شدت آتشسوزیها: دو برابر شدن نرخ رشد روزانه اوج آتشسوزیهای جنگلی در غرب آمریکا از سال ۲۰۰۱ تاکنون، که باعث شده آتشسوزیها سریعتر و مکررتر شوند.

امتیازات طبقاتی و پیوند با مائوئی
فاصله میان ادعاهای هوانگ و واقعیت زندگی شخصی او خیرهکننده است. او با ثروتی حدود ۱۹۲.۶ میلیارد دلار، هرگز بهای آلودگی ناشی از کارخانههای تراشهسازیِ انرژیبلع را نخواهد پرداخت. این امتیازات طبقاتی در رابطه او با هاوایی برجسته میشود. گزارش شده است که او در سال ۲۰۰۴ خانهای به قیمت ۷.۵ میلیون دلار در جزیره مائوئی خریده است.
با وجود ویرانیهای ناشی از آتشسوزیهای سال ۲۰۲۳ در مائوئی، گزارش شده است که خانه او از آسیب در امان مانده است. در حالی که سخنگوی انویدیا تأیید کرد که خانواده هوانگ به تلاشهای امدادی کمک مالی کردهاند، اما حضور املاک لوکس در این منطقه، تنشها را بر سر منابع آب جزیره افزایش داده است. کیانی رالینز-فرناندز، عضو شورای شهرستان مائوئی، اشاره میکند که خرید زمینهای وسیع توسط میلیاردرها بهعنوان «هفتمین خانه تعطیلاتی»، برای جامعه محلی دردناک است و تضاد عمیقی را میان کسانی که هاوایی را صرفاً یک مقصد تفریحی میبینند و بومیانی که میخواهند از زمین مراقبت کنند (mālama ‘āina)، برجسته میکند.
علاوه بر این، آسیبپذیری این زمینها ریشه در تاریخ دارد. پس از آنکه ایالات متحده در سال ۱۸۹۸ پادشاهی هاوایی را ضمیمه خاک خود کرد، مالکان مزارع آمریکایی برای فرار از مالیاتهای وارداتی، پوشش گیاهی بومی را پاک کردند. این اقدام باعث شد گیاهان مهاجم جایگزین شوند و چشمانداز جزیره را به محیطی بسیار قابلاشتعال تبدیل کنند.

تضاد در مراکز داده
هوانگ همچنین به مخالفتهای فزاینده جوامع محلی در برابر ساخت مراکز دادههای انرژیبر پرداخت. او بهجای اینکه مقیاس این ساختوسازها را زیر سؤال ببرد، شرکتهای دیگر را سرزنش کرد زیرا نتوانستهاند پیش از شروع عملیات زمینشکافی، «اخبار خوب» درباره بهرهوری مراکز داده را به ساکنان محلی منتقل کنند.
او صراحتاً گفت: «اگر نمیخواهند مرکز داده در شهرشان یا هر جای دیگر ساخته شود، باشد. اما اگر قرار است در شهر آنها بسازید، حتماً بروید و به آنها اطلاع دهید که چه چیزی در راه است.» این رویکرد نشان میدهد که او مخالفتهای محلی را یک «شکست در ارتباطات» میبیند، نه یک نگرانی مشروع محیطزیستی یا مربوط به منابع طبیعی. این دیدگاه الگویی را تقویت میکند که در آن صنعت، رشد را به هر قیمتی میطلبد و مدیریت پیامدهای آن را بر عهده جوامع محلی و نسلهای آینده میگذارد. در این میان، برخی فعالان محیطزیست دیدگاه متفاوتی دارند؛ برای مثال ال گور استدلال میکند که هشدارهای داخلی صنعت هوش مصنوعی حتی خطرناکتر از آلایندگی فیزیکی مراکز داده است.
برای یک ناظر عادی، این یعنی «انقلاب هوش مصنوعی» صرفاً یک تغییر نرمافزاری نیست، بلکه یک جنگ فیزیکی بر سر استفاده از زمین و انرژی است. در واقع، ثبات اکوسیستمهای ساحلی و جنگلی امروز، با وعده بهرهوری یک مدل هوش مصنوعی در آینده معاوضه میشود.
اگر شما تقاطع محاسبات و اقلیم را دنبال میکنید، منتظر موج بعدی نبردهای محلی بر سر منطقهبندی (zoning) برای مصرف آب و برق مراکز داده باشید. تنش میان «درد جراحی» و بقای واقعی، با گسترش سختافزارهای انویدیا، تنها شدت خواهد یافت.
گام بعدی شما
- بررسی گزارشهای مصرف آب و برق مراکز داده در مناطق اقلیمی خودتان.
- دنبال کردن مناقشات مربوط به zoning یا منطقهبندی شهری برای استقرار زیرساختهای AI.
- مطالعه استانداردهای جدید انرژیهای سبز در سختافزارهای نسل بعد انویدیا.
اما داستان سختافزاری این تحول حتی شگفتانگیزتر است — به تحلیل ما درباره تراشههای Blackwell مراجعه کنید.




گفتگو