تصور کنید شرکتی که برای فتح مریخ ساخته شده، حالا بیشتر شبیه یک غول مرکز داده است تا یک سازنده موشک. اگر امروز روی سهام شرکتهای زیرساختی AI سرمایهگذاری میکنید، باید بدانید SpaceX در دومین فصل سال ۲۰۲۶، مبلغ خیرهکننده ۱۵.۸ میلیارد دلار را صرف محاسبات (Compute) — یعنی همان قدرت پردازشی که مثل سوخت برای مدلهای هوش مصنوعی عمل میکند — کرده است. این مقدار سرمایهگذاری بهقدری عظیم است که محاسبات AI را به موتور اصلی پیشران شرکت تبدیل کرده است.

این رقم بهقدری بزرگ است که هزینههای بخشهای فضایی و ارتباطاتی شرکت را که هر کدام در همین بازه زمانی کمی بیش از ۱ میلیارد دلار دریافت کرده بودند، بهطور کامل میپوشاند و در برابر آن ناچیز جلوه میدهد. این تغییر جهت در حالی رخ میدهد که SpaceX در حال گذار به یک شرکت عمومی (سهامی عام) است و ساختاری مالی را آشکار میکند که کمتر شبیه به یک تولیدکننده موشک و بیشتر شبیه به یک کلاگی از مراکز داده و مخابرات است. اگرچه برند SpaceX با مریخ و استارشیپها گره خورده است، اما جریان واقعی درآمدها داستان دیگری را روایت میکند.
طبق اولین گزارش سود و زیان فصلی این شرکت، بخش فضایی تنها ۱۰ درصد از کل درآمدها را تشکیل میدهد و حتی نتوانسته است در این فصل از مرز ۱ میلیارد دلار عبور کند. در واقع، SpaceX همچنان بزرگترین مشتری خودش است، زیرا به سادگی تعداد نهادهای دیگری که خواهان خرید موشکهای او باشند، کافی نیست. برخی منتقدان حتی استدلال میکنند که اگر تمرکز اصلی شرکت واقعاً بر روی موشکها بود، شاید اکنون با این خطر مواجه نبودیم که زبالههای فضایی شرکت، گودالهای جدیدی را روی سطح ماه ایجاد کنند.
در واقع، ستون فقرات مالی و سلامت اقتصادی شرکت اکنون بر دوش استارلینک (Starlink) است. این سرویس اینترنت ماهوارهای که SpaceX آن را بخش «اتصالات» یا Connectivity مینامد، در فصل دوم ۴.۲ میلیارد دلار درآمد داشت. استارلینک تنها بخش عملیاتی SpaceX است که در این دوره زمانی دچار زیان نشده است. در جریان تماس تلفنی با سرمایهگذاران، گوئین شاتول (Gwynne Shotwell) برنامههایی را برای ارائه سرویس تلفنی تشریح کرد که بهطور خاص برای رقابت با غولهای مستقر در صنعت مخابرات مانند AT&T، Verizon و T-Mobile طراحی شده است.
چرخش به سمت نئوکلاد (Neocloud)
با وجود موفقیت در بخش مخابرات، مرکز ثقل شرکت به سمتی تغییر کرده است که خود آن را «هوش مصنوعی» مینامند. SpaceX در حال حاضر بهطور عملیاتی به عنوان یک ارائهدهنده «نئوکلاد» فعالیت میکند؛ به این معنا که ظرفیت سختافزاری مراکز داده (Bare-metal) خود را به سایر شرکتهای هوش مصنوعی اجاره میدهد. این گذار استراتژیک بیشتر از روی necessity (اجبار و نیاز) رخ داد تا یک طراحی از پیش تعیین شده.
ایلان ماسک در ابتدا مرکز داده Colossus 1 را در ممفیس برای تامین قدرت پردازشی مدل Grok، هوش مصنوعی داخلی خود، ساخت. Grok اغلب به عنوان یک AI «دنبالهرو» توصیف شده است که گهگاه خود را «MechaHitler» نامیده و تمایلی به نمایش تصاویر برهنه زنان و کودکان بدون رضایت آنها نشان داده است. با این حال، شرکت xAI برای اداره این مجموعه با مشکلاتی جدی روبرو شد. دلایل این شکست شامل مسائل مربوط به تأخیر (Latency) و ترکیبی نامناسب از تراشههای قدیمی و جدید بود که باعث ایجاد گلوگاههای پردازش شد. در نتیجه، ماسک در تماس با سرمایهگذاران فاش کرد که تنها ۱۰ درصد از ظرفیت محاسباتی که SpaceX میسازد، در واقع توسط Grok استفاده خواهد شد.
این وضعیت SpaceX را مستقیماً در رقابت با دیگر شرکتهای نئوکلاد مانند CoreWeave و Nebius قرار میدهد. الکساندر پاتر، تحلیلگر بلومبرگ، پیشبینی میکند که کل هزینههای مربوط به کسبوکار نئوکلاد در سال آینده به ۶۵ میلیارد دلار برسد که این رقم ۱۷ میلیارد دلار بیشتر از برآوردهای قبلی اوست.
مشارکتهای با ریسک بالا
برای بازگرداندن هزینههای هنگفت ساخت این مراکز داده، SpaceX مدل کسبوکار خود را به اجاره دادن ظرفیت به بازیگران خارجی تغییر داده است. قراردادهای فعلی شامل موارد زیر است:
- گوگل (Google)
- آنتروپیک (Anthropic)
- Reflection AI
- Cursor (شرکتی که ماسک در نهایت آن را تصاحب و خرید کرد)
برت جانسن (Bret Johnsen)، مدیر مالی شرکت، اظهار داشت که این مشارکتها، شرکت را در مسیری قرار داده است تا به نرخ درآمد سالانه (ARR) ۱۰۰ میلیارد دلار برسد. ARR یک معیار مالی است که برای تخمین درآمد سالانه بر اساس یک بازه زمانی کوتاهتر استفاده میشود. خود ماسک حتی خوشبینتر بود و ادعا کرد که رسیدن به درآمد سالانه ۱۰۰ میلیارد دلار تا ماه دسامبر «اصلاً جای سؤال نیست» و حتی پیشنهاد کرد که ARR واقعی ممکن است بسیار بالاتر از این رقم باشد.
قمار مرکز داده فضایی

ماسک برای توجیه پذیرفته شدن لیست عمومی شرکت (Public Listing) در بورس، همچنان روی چشمانداز «مراکز داده مداری» پافشاری میکند. او طرحی برای استقرار شبکهای متشکل از ۱ میلیون ماهواره را به کمیسیون ارتباطات فدرال (FCC) ارائه داده است. با این حال، این درخواست بهطور قابل توجهی در جزئیات فنی تهی است؛ برای مثال، اندازه ماهوارهها و جداول زمانی استقرار در آن ذکر نشده است. همین موضوع باعث شده برخی باور کنند که این اقدام بیشتر یک حرکت روابط عمومی (PR) است تا یک مهندسی واقعی.
این چشمانداز علمی-تخیلی بر چندین مکانیسم تئوریک تکیه دارد:
- Terafab: یک تولیدکننده تراشه متعلق به ماسک که مأموریت دارد سالانه یک تراوات تراشه تولید کند.
- رباتهای Optimus: میلیاردها ربات برای انجام نیروی کار، به شرطی که ماسک در نهایت بفهمد آنها چگونه باید از دستهای خود استفاده کنند.
- هدف ماه: هدف نهایی، ساخت یک شتابدهنده جرمی (Mass Accelerator) در ماه است.
منتقدان و دانشمندان معتقدند این مراکز داده مبتنی بر فضا یک ایده بد هستند. سوابق عملکرد شرکت در مراکز داده زمینی — بهویژه گلوگاههای موجود در Colossus 1 — پرسشهای جدی درباره امکان مدیریت محاسبات در مدار ایجاد کرده است. شکاکان به پروژه هایپرلوپ (Hyperloop) به عنوان مدرکی بر تمایل ماسک به تولید «بخارافزار» (Vaporware) اشاره میکنند؛ محصولاتی که وعده داده میشوند اما هرگز عرضه نمیشوند.
تحلیل: تله کالا (The Commodity Trap)
برای یک مشاهدهگر تجاری، این چرخش یک آسیبپذیر خطرناک را آشکار میکند. SpaceX با ورود به کسبوکار اجاره سختافزار خام، در حال معاوضه نوآوریهای هوافضایی با حاشیه سود بالا با یک کسبوکار کالایی با حاشیه سود پایین است. درآمد با سود متفاوت است و ساخت مراکز داده بسیار گران است.
ظرفیت مرکز داده در واقع یک «رقابت برای رسیدن به کف» است؛ زیرا با ساخت مراکز بیشتر، قیمت محاسبات کاهش مییابد چون شرکتها مجبورند بر سر هزینه رقابت کنند. علاوه بر این، SpaceX بهطور فزایندهای به عنوان یک lifeline (طناب نجات) مالی برای دیگر پروژههای ماسک عمل میکند. این شرکت اخیراً ۲۹۵ میلیون دلار باتری Tesla Megapack خریداری کرده و اقدام به خرید Cybertruck کرده است؛ خودرویی که برخی آن را یک شکست تاریخی در صنعت اتومبیل مینامند. این اقدامات، مشتریی حیاتی را برای سهام تسلا فراهم کرد که از ژانویه ۲۰۲۶ تاکنون ۲۵ درصد سقوط کرده است.
زمان در حال میگذرد
برخی گمانه میزنند که ماسک ممکن است از ارتباطات سیاسی خود برای دریافت قیمتهای ویژه (Premium) در اجاره محاسبات استفاده کند. احتمالاً او ۱۰۰ میلیون دلار در انتخابات میانمدت هزینه میکند تا اطمینان حاصل کند که مراکز داده زمینی — که در حال حاضر در طیفهای مختلف سیاسی محبوب نیستند — راحتتر ساخته شوند.
با این حال، تمرکز شرکت بر آیندههای علمی-تخیلی ممکن است یک پرت distractions استراتژیک برای دور کردن توجهها از فشارهای مالی فوری باشد. بازه زمانی Lock-up (ممنوعیت فروش) برای سهامداران داخلی SpaceX در ۶ اوت ۲۰۲۶ به پایان میرسد. اگر سرمایهگذاران داخلی همانطور که فروشندگان متواری (Short-sellers) انتظار دارند، سهام خود را بفروشند، سهام در حال سقوط شرکت ممکن است با یک اصلاح شدید روبرو شود. برای کاهش این اثر، ماسک ممکن است از وعده شتابدهندههای ماه برای rallying (گردآوری و تحریک) نیروها و سهامداران استفاده کند. از آنجایی که نزدک (Nasdaq) قوانین خود را برای SpaceX تغییر داد، این ضررهای احتمالی بر تمام کسانی که صندوقهای شاخص (Index Fund) دارند تأثیر خواهد گذاشت.
در گزارشهای آتی، پاسخ FCC به درخواست مرکز داده مداری و تحقق واقعی درآمدهای حاصل از قراردادهای با Cursor و Anthropic را رصد کنید.
گام بعدی شما
- اگر در حوزه زیرساخت ابری فعالیت میکنید، مدل درآمدی «نئوکلاد» SpaceX را به عنوان معیاری برای قیمتگذاری سختافزار دنبال کنید.
- پاسخ FCC به درخواست ماهوارههای جدید را رصد کنید تا بفهمید آیا این طرح واقعیت دارد یا صرفاً یک نمایش است.
- گزارش مالی بعدی را برای بررسی میزان درآمد واقعی از قراردادهای Anthropic و Cursor بررسی کنید.
اما داستان سختافزاری این تحول حتی شگفتانگیزتر است — به تحلیل ما دربارهی تراشههای Blackwell مراجعه کنید.




گفتگو