تصور کنید در حالی که جهان برای دسترسی به یک تراشه گرافیکی میجنگد، کسی پیشنهاد دهد سرورها را به مدار زمین بفرستیم. ماسایوشی سان، بنیانگذار و مدیرعامل سافتبنک، با این ارزیابی که «چند سال آینده بسیار حیاتیتر از اتفاقاتی است که ممکن است یک دهه یا بیشتر بعد رخ دهد»، هرگونه هایپ یا تبلیغات اغراقآمیز پیرامون مراکز داده مداری را رد کرد. او در جریان یکی از جلسات سهامداران، کاربرد عملی ساخت زیرساختهای هوش مصنوعی در فضا را به چالش کشید و استدلال کرد که چنین پروژههایی زمان بسیار زیادی برای استقرار نیاز دارند، در حالی که نبرد فعلی هوش مصنوعی در آیندهای بسیار نزدیک در حال تصمیمگیری است.
این شکگرایی در لحظهای رخ میدهد که صنعت با کمبودی شدید در زمینه توان پردازشی (Compute) روبروست. در حال حاضر، کل صنعت در یک جنگ ناامیدانه برای تصاحب تراشهها و انرژی است و همین موضوع باعث شده شرکتها هر جایگزین ممکنی برای زمینهای سنتی روی زمین را جستجو کنند. با تکیه بر پوششهای قبلی ما درباره ادغام تهاجمی هوش مصنوعی توسط ایلان ماسک — مانند کنترلهای صوتی Grok برای سیستم FSD تسلا — حرکت به سمت فضا نشاندهنده نهایت منطقی میل او برای دور زدن محدودیتهای زمینی است. این رویکرد در واقع بخشی از نقشه جامع اسپیسایکس برای تبدیل مدار زمین به یک مرکز داده هوش مصنوعی است که پیشتر بررسی کرده بودیم.
اقتصاد در برابر ایدهآلیسم
طبق گزارش تککرانچ (TechCrunch)، اعتراض اصلی ماسایوشی سان به «زمانبندی» است. او باور دارد که دهه آینده توسعه هوش مصنوعی، به اندازه پنجره فرصتِ فوری چند سال آینده حیاتی نیست. از نظر او، مراکز داده مستقر در فضا نمیتوانند کمبود فعلی محاسبات را حل کنند، زیرا چرخههای مهندسی و استقرار آنها بسیار کند هستند. علاوه بر این، سان اشاره میکند که ساخت مراکز داده در فضا تأثیر چندانی بر کاهش مؤثر هزینهها نخواهد داشت.
در اینجا یک تناقض مالی قابل توجه در موضع سافتبنک وجود دارد. کرستن کوروسک از تککرانچ به طنزآمیز بودن شکگرایی سان اشاره کرد، چرا که سافتبنک تاریخچه طولانی در انجام شرطبندیهای پرریسک و «وحشیانه» روی ایدههای جسورانه دارد. کوروسک خاطرنشان کرد که در حالی که بسیاری از سرمایهگذاران ریسکپذیر (VCs) و بنیانگذاران اخیراً جذب ایده مراکز داده مداری شدهاند، همین چند سال پیش، چنین پیشنهادی احتمالاً بلافاصله رد یا «سرکوب» میشد.
میراث ریسکپذیری سافتبنک
طنز ماجرا در مورد نقش منتقدِ سان، با نگاهی به سوابق سرمایهگذاری او بیشتر روشن میشود. کوروسک ذکر میکند که بررسی اسلایدهای پیشنهادی (Pitch Decks) او، نشاندهنده تاریخهای از ریختن مبالغ هنگفت روی مفاهیم جسورانه و غیرمتعارف است. یکی از برجستهترین نمونههای این شرطبندیهای پرمخاطره، سرمایهگذاری در ویورک (WeWork) بود؛ شکستی که به گفته شان اوکین، در سالهای آینده هرگاه بحث اعتبار پیشبینیهای جسورانه تکنولوژی پیش بیاید، به طور مکرر به عنوان یک مثال مورد استناد قرار خواهد گرفت.
انگیزههای پنهان اسپیسایکس
تحلیلگران پیشنهاد میکنند که رؤیای مراکز داده مداری ماسک ممکن است کمتر به بهرهوری هوش مصنوعی و بیشتر به سوخت رساندن به کسبوکار اصلی اسپیسایکس (SpaceX) مربوط باشد. منطق فعلی از یک چرخه خاص پیروی میکند:
- مراکز داده مداری نیازمند منظومهای عظیم از ماهوارهها هستند.
- این ماهوارهها به دلیل افت مداری و خرابی سختافزاری، باید هر چند سال یکبار جایگزین شوند.
- این امر یک تقاضای دائمی و تضمینشده برای خدمات پرتاب اسپیسایکس ایجاد میکند.
شان اوکین از تککرانچ استدلال میکند که بدون استارلینک (Starlink)، تسلط اسپیسایکس بر بازار پرتاب ممکن است به شدت کاهش یابد. در حالی که آنها در حال حاضر ۸۰ تا ۹۰ درصد از بازار جهانی پرتاب را کنترل میکنند، اوکین معتقد است که بدون تقاضای داخلی استارلینک، آنها ممکن است تنها ۲۰، ۳۰ یا ۴۰ درصد از این بازار را در اختیار داشته باشند. ماسک با خلق نیاز به «محاسبات مداری»، در واقع درآمد آینده موشکهای خود را از طریق ایجاد یک چرخه جایگزینی مداوم تضمین میکند. با این حال، برخی تحلیلگران هشدار میدهند که این مدل از مراکز داده مداری میتواند ریسکهای حاکمیتی تریلیون دلاری را برای SpaceX ایجاد کند، بهویژه در آستانه پذیرش عمومی سهام این شرکت.
ظهور ابرهای نئو (Neo-Clouds)
در حالی که بحث بر سر فضا ادامه دارد، روندی به نام «نئو-کلاودها» روی زمین در حال ظهور است. اوکین نئو-کلاودها را «نفت جدید» توصیف میکند و اشاره میکند که تقریباً هر کسی که به دنبال کسب درآمد است، در حال چرخش به سمت این مدل است. این روند توصیفکننده تغییری است که در آن شرکتها — حتی شرکتهایی از صنایع کاملاً متفاوت — تلاش میکنند قدرت پردازشی خود را به بازاری که تشنه GPUها است، اجاره دهند.
- آلبیردز (Allbirds): شرکت تولید کفش که دچار ورشکستگی شد و نه به عنوان فروشنده کفش، بلکه به عنوان یک ارائهدهنده جدید نئو-کلاود بازگشت.
- گروک (Groq): شرکتی که توسط انویدیا «تا حدی تهی شده بود»، اخیراً ۶۵۰ میلیون دلار سرمایه جدید برای رقابت در فضای محاسباتی جذب کرده است.
- اسپیسایکس: این شرکت نیز در حال بهرهبرداری از منابع پردازشی خود به عنوان یک خط کسبوکار ثانویه است.
اسپیسایکس از پیش در این روند مشارکت دارد. این شرکت یک قرارداد جدید پس از IPO امضا کرده است تا قدرت پردازشی خود را به یک بازیگر کوچکتر اجاره دهد. این بخشی از یک استراتژی بزرگتر برای ساخت یک پلتفرم هوش مصنوعی است که بازار هدف آن به اندازه تولید ناخالص داخلی (GDP) ایالات متحده توصیف شده است. اگرچه این قراردادها به بزرگی قراردادهای غولهایی مانند گوگل یا آنتروپیک نیستند، اما تعهد اسپیسایکس به اقتصاد اجاره محاسبات را نشان میدهند.
تضاد منافع و پیشبینیها
این بحث تنها درباره مهندسی نیست، بلکه درباره «صحبت به نفع کسبوکار خود» است. اکثر پیشبینیها در فضای هوش مصنوعی به گونهای طراحی شدهاند که به نفع مدل کسبوکار پیشبینیکننده باشند. آنتونی ها اشاره میکند که در لحظهای از عدم قطعیت شدید در مورد بازار کار و محیط زیست، هیچ ناظر واقعاً عینی یا بیطرفی در این گفتگوها وجود ندارد.
- ایلان ماسک از فضا دفاع میکند زیرا محدودیتهای NIMBY (نه در محله من) و بروکراسی دولتی را دور میزند و همزمان پرتابهای اسپیسایکس را تقویت میکند.
- ماسایوشی سان روی مراکز داده زمینی تمرکز دارد زیرا سافتبنک سرمایهگذاریهای بسیار سنگینی در پروژههای مراکز داده روی زمین انجام داده است.
- سم آلتمن از OpenAI نیز به طور مشابه با نگاهی تردیدآمیز به مفهوم مداری نگریسته است که هم منعکسکننده یک دیدگاه استراتژیک متفاوت و هم بازتابی از تاریخچه شخصی طولانی و پیچیده او با ماسک است.
مسیر پیشرو
در نهایت، صنعت با یک دیوار محیطی و رگولاتوری روبروست. تلاش ماسک به سوی فضا تا حدودی پاسخی به دشواریهای ساخت مراکز داده عظیم روی زمین است. با این حال، نیاز فوری به محاسبات همچنان یک مشکل زمینی است. همانطور که شرکتهایی مانند گروک و اسپیسایکس به اجاره دادن قدرت پردازشی ادامه میدهند، صنعت در حال آزمایش این است که آیا مدل «نئو-کلاود» یک کسبوکار بادوام در بلندمدت است یا صرفاً پاسخی موقت به کمبود تراشهها.
باید رصد کرد که موج بعدی قراردادهای اجاره محاسبات چگونه بر ارزشگذاری شرکتهای سنگینِ GPU تأثیر میگذارد. سوال واقعی این است که آیا تب «نئو-کلاود» یک رکن پایدار در اقتصاد هوش مصنوعی است یا حبابی که توسط استیصال فعلی برای قدرت پردازشی تغذیه شده است.
گام بعدی شما
- اگر مدیر محصول یا سرمایهگذار هستید، به جای دنبال کردن رؤیای فضا، روی مدلهای «اجاره قدرت پردازشی» (Neo-Cloud) تمرکز کنید.
- تغییرات قیمت استنتاج در شرکتهای ارائهدهنده GPUهای اجارهای را رصد کنید تا بفهمید حباب است یا بازار واقعی.
- بررسی کنید که آیا زیرساختهای محلی شما برای انتقال به مدلهای توزیعشده آماده است یا خیر.
اما داستان سختافزاری این تحول حتی شگفتانگیزتر است — به تحلیل ما دربارهی تراشههای Blackwell مراجعه کنید.




گفتگو