تصور کنید در دنیایی که هر پاسخ شما در صدم ثانیه آماده میشود، کسی باشد که برای کشیدن یک نقاشی ساده از یک قورباغه، دقایقی وقت میگذارد. تاکر برایانت، مدیر سابق پروژههای گوگل که اکنون ۳۲ سال دارد، با ایجاد ChatTJB دقیقاً همین تضاد را هدف گرفته است تا نشان دهد ما چقدر سریع توان تفکر مستقل خود را به ماشینها سپردهایم. در حالی که جهان با شتاب به سوی هوش خودکار میرود، برایانت مسیری کاملاً معکوس را طی میکند.
در این سامانه، عبارت AI به جای «هوش مصنوعی»، به معنای «یک فرد متوسط» (average individual) به کار رفته است. به جای تکیه بر یک مدل زبانی بزرگ (LLM) — که شبیه کتابخانهداری است که میلیاردها صفحه را خوانده و حالا با همان لحن جواب میدهد — تمام پاسخها توسط خودِ برایانت، یک هنرمند و سخنران، به صورت دستی و در لحظه تایپ یا طراحی میشوند. او صرفاً پشت یک میز نشسته است و هزاران پیام را با دست میکشد یا تایپ میکند.
زمینه (Context)
برایانت این پروژه را در ماه آوریل راهاندازی کرد، اما تا اواخر تابستان در گمنامی نسبی بود. او خود را ضد هوش مصنوعی نمیداند؛ در واقع، او برای طراحی و کدنویسی وبسایت ChatTJB از ابزاری به نام Lovable استفاده کرد تا با روشی که به آن «vibe-code» میگوید، سایت را بسازد. با این حال، او این پروژه را بیش از هر چیز یک اثر هنری میبیند که قرار است تفسیری بر یک لحظه عجیب فرهنگی باشد.
این پروژه به عنوان نقد مستقیم به «تسلیم شناختی» (cognitive surrender) شکل گرفته است؛ وضعیتی که در آن کاربران خروجیهای هوش مصنوعی را تقریباً بدون هیچ بررسی انتقادی میپذیرند. برایانت مثالی میزند: تصور کنید در شهری که هفت سال زندگی کردهاید، از یک ماشین بپرسید که در دمای ۶۵ درجه فارنهایت، آستین کوتاه بپوشید یا بلند. او اشاره میکند که ارجاع دادن چنین مسائل پیشپاافتادهای به یک مدل زبانی، نشانهای از یک تغییر روانشناختی گستردهتر است. او اعتراف میکند که حتی خودش با وجود دانستن وضعیت آبوهوا، وسوسه شده بود که نظر ماشین را بپرسد و در آن لحظه از خود پرسید: «من اینجا چه میکنم؟»
به نقل از گزارش WIRED، این پروژه که از یک آزمایش کوچک شروع شده بود، در ۲۷ جولای ۲۰۲۴ پس از نصب یک بیلبورد ۶ هزار دلاری در سانفرانسیسکو به یک پدیده ویروسی تبدیل شد. روی این بیلبورد نوشته شده بود: «پیشروترین رابط چت که توسط AI قدرت یافته است»؛ یک شوخی تلخ که حجم عظیمی از پاسخها و بازدیدکنندگان را به صورت فوری و شدید به سوی او کشاند.
جزئیات (Details)
طبق بررسیهای انجام شده و آمارهای ارائه شده، جزئیات این اثر هنری به شرح زیر است:
- حجم کل درخواستها: دریافت بیش از ۳۰ هزار پرسش تا تاریخ ۶ اوت ۲۰۲۴.
- ترافیک نقطه اوج: رسیدن به حدود ۵ هزار پرامپت در هر ساعت.
- نیروی انسانی: برایانت پس از دریافت بیش از ۳ هزار درخواست همکاری، در نهایت ۱۰ داوطلب را برای کمک به پاسخدهی به خدمت گرفت.
- مدل درآمدی: تعریف یک سطح اشتراک «Pro» که او آن را «بیفایده» مینامد و هزینه آن ۵ دلار در ماه است. برایانت اشاره میکند که تا این لحظه تنها ۴ نفر این هزینه را پرداخت کردهاند، به این معنی که او هنوز هزینه بیلبورد را که تا اواخر اوت نصب میماند، بازنیافته است.
پاسخهای دستی برایانت به اندازه سؤالاتی که دریافت میکند متنوع هستند. او چیزهایی مثل قورباغهای که اسپاگتی میخورد، دو گربه سیاه که روی میز در حال خوردن علف هستند و تصویری از دیوید لوری، شهردار سانفرانسیسکو در قامت گودزیلا را طراحی کرده است. درخواستهای متنی نیز از پیشنهاد شام بر اساس مواد موجود در یخچال گرفته تا دغدغههای شخصی را شامل میشود؛ مثلاً کاربری که نمیخواست جشن تولد بگیرد و از او راهکاری جایگزین خواست.
اگرچه او در یوتیوب خود را «بدترین مدل زبانی تمام دوران» و یک هنرمند ضعیف معرفی میکند، اما ارزش این پلتفرم برای کاربران در دقت تخصصی نیست. برخی کاربران پس از осознаنی که یک انسان در طرف دیگر خط است، شروع به گفتگوهای صمیمانه، خالص و شخصی میکنند. ارزش واقعی در لطافتِ پرسیدن یک سؤال از یک انسان واقعی است، به جای تکیه بر یک الگوریتم پیشبینیپذیر. در مقابل، بسیاری از کسبوکارها برای افزایش بهرهوری به دنبال اتوماسیون کامل هستند؛ برای مثال راهکار RoboZilla برای پاسخهای سریع به لیدهای وب دقیقاً نقطه مقابل این رویکرد انسانی و آهسته است.
این آزمایش ثابت میکند که «حباب هوش مصنوعی» خلأیی برای اصالت ایجاد کرده است. برایانت با تقلید از رابط کاربری یک چتبات اما ارائه غیرقابلپیشبینی بودنِ انسانی، اشتیاق رو به رشد برای گفتگوهای صادقانه و بهینهنشده را آشکار میکند. کاربران به طرز شگفتانگیزی حاضرند منتظر پاسخ انسان بمانند؛ حتی زمانی که پرسش مجله WIRED درباره «چگونه صبحخیز شدن» بیپاسخ ماند. این نشان میدهد که سرعت ادراکشده در هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به یک تجربه «استریل» و بیروح است.
برای کسانی که از پاسخهای صیقلخورده و بینقص هوش مصنوعی خسته شدهاند، این پروژه یادآور میشود که ارزشمندترین «رابط کاربری»، هنوز هم یک انسان دیگر است. برایانت امیدوار است این اثر، فشار ادعاهای بزرگ شرکتی و اخبار تکاندهنده دنیای فناوری را با کمی طنز کاهش دهد و میگوید: «امیدوارم این کار باعث شود این دوران عجیب، کمی سبکتر سپری شود».
گام بعدی شما
- بررسی میزان وابستگی خود به ابزارهای هوش مصنوعی در تصمیمات روزمره و تمرین تفکر مستقل.
- مطالعه درباره مفهوم «تسلیم شناختی» و اثر آن بر کیفیت یادگیری در محیطهای آموزشی.
- آزمایش ابزارهای Vibe Coding (کدنویسی بر اساس حس و حال) برای ساخت پروژههای کوچک و مفهومی.
ama اما این تمایل به بازگشت به انسانیت، در لایههای سختافزاری نیز دیده میشود؛ به تحلیل ما دربارهی تراشههای Blackwell و تلاش برای شبیهسازی هرچه دقیقتر مغز انسان مراجعه کنید.




گفتگو