تصور کنید سرمایهای که قرار بود موتور نوآوری باشد، حالا به ابزاری برای تخریب دموکراسی تبدیل شده است. اگر شما یک بنیانگذار استارتاپ هستید، باید بدانید که قواعد بازی تغییر کرده و دیگر نوآوری، اولویت اول سرمایهگذاران نیست.
به نقل از نقد مفصلی که در ۳ سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر شد، انیل دش (Anil Dash) ادعا میکند که دستهای از میلیاردرهای افراطی، پوشش سرمایهگذاری خطرپذیر (Venture Capital) — شبیه به یک صندوق ریسکپذیر که به جای رشد بازار، به دنبال خرید نفوذ سیاسی است — را برای پیشبرد دستور کارهای سیاسی خود به کار میگیرند. او معتقد است این صنعت از تأمین بودجه برای نوآوری، به ایجاد نوعی اولیگارشی تبدیل شده که نه به بازار پاسخ میدهد، نه به رگولاتورها و نه به رایدهندگان.
دش این ادعاها را از جایگاه یک متخصص با تجربه عمیق در صنعت مطرح میکند. او شخصاً دهها میلیون دلار سرمایه خطرپذیر در مقام مدیرعامل استارتاپها جذب کرده و به عنوان عضو هیئتمدیره یا مشاور، در جذب صدها میلیون دلار دیگر نقش مستقیم داشته است. او تأکید میکند که چون در اتاقهای هیئتمدیره رو در روی این بازیگران نشسته و در رویدادهایی که آنها برگزار میکنند حضور داشته، این تحلیل حاصل «حسادت» یا شکست در معاملات نیست، بلکه نتیجه مشاهده فساد سیستماتیک در جامعه مخترعان و سازندگان است.
این چرخش در حالی رخ میدهد که صنعت فناوری از عرضه اولیه سهام (IPO) سنتی فاصله گرفته و به سمت تمرکز ثروت در بخش خصوصی حرکت میکند. برای دههها، سرمایهگذاری خطرپذیر یک بخش تخصصی با ریسک بالا و پاداش بالا در بازار سرمایه بود. این سیستم به عنوان بخش کوچک و سالمی از یک سبد اقتصادی متنوع عمل میکرد که هدفش بذرهگذاری در شرکتهایی بود که در نهایت بتوانند مقیاسپذیر شوند و ارزشی عمومی ایجاد کنند.
زمینه و بستر تغییرات
به طور تاریخی، VC هرگز قرار نبود راه پیشفرض یا تنها راه تأمین بودجه برای شرکتهای جدید باشد. هدف این بود که VC بخش کوچکی از کل بازار سرمایه باقی بماند، زیرا یک اقتصاد سالم نیازمند آن است که اکثر داراییهایش پایدار و پیشبینیپذیر باشند.
با این حال، این تعادل دچار اعوجاج شده است. دش اشاره میکند که بسیاری از روندهایی که باعث خشم اجتماعی مدرن شدهاند — از تحمیل اجباری ساخت مرکز داده (Data Center) — شبیه به کارخانههای عظیمی که برق و آب یک شهر را میبلعند — تا افت کیفیت برنامههای محبوب (Enshittification) و پرداخت پول به سیاستمداران برای نادیده گرفتن اراده مردم — همگی توسط این «سرمایهداران سرطانی» تقویت میشوند.
او استدلال میکند که وقتی یک سلول سالم بدون محدودیت رشد کند، به میزبان خود آسیب میزند؛ و این دقیقاً همان اتفاقی است که برای VC افتاده است. با کاهش نظارتها در سالهای اخیر، چند شرکت به صندوقهای «همه-کاره» تبدیل شدند که مدلهای Private Equity (سرمایهگذاری خصوصی) را با VC ترکیب کردند تا ذخایر عظیم دهها میلیارد دلاری را مدیریت کنند.
سازوکار «سرمایه سرطانی»
طبق تحلیل دش، یک گسست ساختاری خاص رخ داده است: جایی که ۱٪ برتر شرکتها دیگر در معرض ریسک سرمایهگذاریهای خود نیستند. وقتی یک شرکت ۵۰ میلیارد دلار مدیریت میکند و ۲٪ هزینه مدیریت سالانه میگیرد، شرکا سالانه ۱ میلیارد دلار سود خالص به جیب میزنند؛ فارغ از اینکه شرکتهای پرتفوی آنها شکست بخورند یا پیروز شوند.
این نهادها اغلب دیگر شرکتهای VC قانونی نیستند و بنابراین پاسخگویی آنها در برابر بنیانگذاران، بازارها و قانون از بین میرود. این وضعیت اجازه میدهد تا رانتهای زیر شکل بگیرد:
- خرید مستقیم سهام: چون دیگر از نظر قانونی شرکت VC نیستند، آزادند مستقیماً از بنیانگذاران سهام بخرند یا مقادیر نامحدودی از سهام شرکتهای عمومی را نگه دارند؛ اقداماتی که برای VCهای سنتی ممنوع است.
- چرخش دارایی (Asset Flipping): یک شرکت میتواند سرمایهگذاری خود در یک شرکت را به عنوان یک دارایی به یکی دیگر از صندوقهای داخلی خودش بفروشد. سپس افزایش ارزش را به عنوان سود ثبت میکند، در حالی که آن شرکت ممکن است حتی یک پنی درآمد نداشته باشد.
- بازخرید زودهنگام: شرکتی که در یک دور جذب سرمایه پول زیادی به دست آورده، میتواند سرمایهگذاران اولیه خود را بازخرید کند، به شرطی که آن سرمایهگذاران «پسا-VC» باشند. این کار اجازه میدهد صندوق حتی اگر شرکت پرتفویاش هرگز سودی نکرده باشد، پولش را پس بگیرد.

ماشین سیاسی
این عایق مالی، هدف را از حمایت از استارتاپها به اجرای مانیفستهای سیاسی تغییر داده است. دش شرکت Andreessen Horowitz (a16z) را به عنوان نمونه بارز این تشدید معرفی میکند. بر اساس گزارشها، این شرکت ۱۱۵.۳ میلیون دلار به چرخه انتخابات میاندورهای جاری تزریق کرده است که تقریباً دو برابر مبلغ ۶۳ میلیون دلاری در سال ۲۰۲۴ است. این رقم آنها را به اهداکنندهای میلیاردر تبدیل میکند که حتی از ایلان ماسک نیز بزرگتر است.
دادههای Molly White در Tech Influence Watch که جریان پول را با پروندههای FEC (کمیسیون انتخابات فدرال) تطبیق میدهد، نشان میدهد که a16z به تنهایی بیش از ۲۰٪ از کل کمکهای مالی سیاسی کل گروه شرکتهای کریپتو و AI را به خود اختصاص داده است. این وجوه به هر دو حزب سیاسی توزیع میشود تا نفوذ آنها فارغ از اینکه چه کسی پیروز شود، تضمین گردد.
این وضعیت یک جهش عظیم نسبت به «گامهای کوچک» دوران اوباما است؛ زمانی که چهرههایی مانند مارک زاکربرگ روی موضوعات نسبتاً بیضرر مانند کمک به مهاجران کار میکردند. اکنون هدف، «نفوذ سیاسی» در سیاستهای هوش مصنوعی است — حرکتی که توسط جان اوفارل، شریک سابق a16z، علناً افشا شد، هرچند این شرکت به کینهتوزی شدید نسبت به کسانی که «ناوفادار» میشمارد، معروف است.
فساد حتی در استخدامها دیده میشود. دش به استخدامی در Andreessen Horowitz اشاره میکند که هیچ پیشینهای در فناوری، امور مالی یا استارتاپها ندارد. تنها صلاحیت قابل تشخیص او این بود که جردن نیلی، مردی غیرمسلح را در واگن متروی نیویورک خفه کرده و به قتل رسانده بود. دش استدلال میکند که این استخدام، نشاندهنده بیتوجهی جسورانه این نهادها به جامعه مدنی است.
اثر بر بنیانگذاران و مردم
بنیانگذاران جدید و کارکنانی که وارد صنعت میشوند، اغلب نمیدانند قواعد تغییر کرده است. آنها سعی میکنند بر اساس نوآوری بسازند، اما متوجه میشوند ایدههایشان در جهت اهداف این صندوقهای قدرتطلب سوق داده میشود. توازن قدرت برعکس شده است؛ به جای اینکه بنیانگذاران شرکتی داشته باشند که VCها بخواهند تامین بودجه کنند، حالا VCها مانیفستهای افراطی مینویسند و «بنیانگذاران» صرفاً افرادی هستند که برای اجرای آن نقشهها انتخاب شدهاند.
علاوه بر این، مردم عادی بدون آنکه بدانند، «بار ریسک» را به دوش میکشند. بسیاری از این صندوقها سرمایه خود را از صندوقهای بازنشستگی و حسابهای ذخیره شهروندان تأمین میکنند. این یعنی شهروندان عادی ریسک واقعی پرتفو را میپذیرند، در حالی که غولهای «سرمایه سرطانی» هزینههای مدیریت تضمینشده را دریافت میکنند.
این سیستم منجر به چرخه «افت کیفیت» (Enshittification) برای برنامهها و خدمات محبوب میشود. وقتی هدف اصلی تمرکز ثروت برای چند میلیاردر باشد و نه ساخت کسبوکارهای پایدار، تجربه کاربری و کیفیت محصول ناگزیر کاهش مییابد. سیاستمداران و رسانهها همچنان فریب میخورند و این شرکتها را به عنوان ایجادکننده شغل تحسین میکنند، در حالی که واقعیت، تمرکز قدرت است.
این دیگر یک ماشین مالی برای حمایت از استارتاپها نیست، بلکه ماشینی سیاسی و اجتماعی برای تخریب دموکراسی است. صنعتی که زمانی به عنوان سرمایهگذاری خطرپذیر شناخته میشد، به ابزاری برای یک نخبگان غیرپاسخگو تبدیل شده تا جامعه را به تصویر خودشان بازسازی کنند.
گام بعدی شما
- گزارشهای مالی FEC را برای ردیابی کمکهای مالی صندوقهای AI دنبال کنید.
- ساختارهای Private Equity را بررسی کنید تا بفهمید چگونه شفافیت بازار عمومی دور زده میشود.
- در قراردادهای سرمایهگذاری، بندهای مربوط به بازخرید زودهنگام و حقوق مدیریت را با دقت بیشتری تحلیل کنید.
اما داستان سختافزاری این تحول حتی شگفتانگیزتر است — به تحلیل ما درباره تراشههای Blackwell مراجعه کنید.




گفتگو