تصور کنید دیگر برای سفارش شام، میان دهها اپلیکیشن مختلف جابهجا نشوید و فقط به دستیار هوشمندتان بگویید چه میخواهید. این رویای ساده، اکنون به یک جنگ اقتصادی میان یک تیم ۱۰ نفره و غول صنعت تحویل غذا تبدیل شده است.
طبق گزارش The Verge، استارتاپ Bites با اجازه دادن به کاربران برای سفارش مستقیم غذا از طریق ChatGPT، قصد دارد اقتصاد سنتی اپلیکیشنها را دور بزند. این حرکت واکنش تند DoorDash را برانگیخته است؛ شرکتی که به نقل از گزارشهای مالی، در سه ماهه دوم سال ۲۰۲۶ بیش از ۹۷۰ میلیون سفارش را پردازش کرده است.
سالهاست که غولهای تحویل غذا تمام مسیر مشتری را کنترل میکنند. آنها مثل یک گیتدار عمل میکنند که تصمیم میگیرد چه رستورانی دیده شود و با کمیسیونهای بالا، قیمتها را مدیریت میکنند. همانطور که در تحلیلهای قبلی ما دربارهی اقتصاد پلتفرمی اشاره کردیم، قدرت این شرکتها در مالکیت «رابط کاربری» است. اما وقتی شما از یک عامل (Agent) — شبیه به یک منشی شخصی که تمام کارهای اداری شما را مدیریت میکند — استفاده میکنید، اپلیکیشن واسط قدرت خود را برای تبلیغات یا دستکاری نتایج جستوجو از دست میدهد.

در اوت ۲۰۲۶، DoorDash ایمیلهای هشداردهندهای را برای رستورانهای منطقه «بِیاِیریا» ارسال کرد. این شرکت مدعی شد برخی شرکا بدون اطلاعشان به لیست Bites اضافه شدهاند و هشدار داد که این رستورانها احتمالاً با استانداردهای قیمتی یا خدماتی این استارتاپ موافق نیستند. این برخورد تهاجمی با یک شرکت کوچک در مرحله پیشبذری (Pre-seed)، نشاندهنده ترسی عمیق از این است که عاملهای هوش مصنوعی مدل کسبوکار مبتنی بر اپلیکیشن را از بین ببرند. این تغییر پارادایم در حالی رخ میدهد که هجوم عاملهای هوش مصنوعی در بخشهای دیگر، منجر به افزایش چشمگیر شکایات مالی در آمریکا شده است و پیچیدگیهای نظارتی جدیدی را به همراه دارد.
تضاد اقتصادی
Bites خود را جایگزینی ارزانتر و منصفانهتر معرفی میکند:
- ساختار کمیسیون: در حالی که DoorDash بین ۱۵ تا ۳۰ درصد از هر سفارش برمیدارد، Bites تنها یک مبلغ ثابت ۱ دلاری به عنوان هزینه خدمات میگیرد.
- قیمتگذاری: به دلیل کمیسیون کمتر، Bites ادعا میکند رستورانها میتوانند قیمت منو را برای مشتری نهایی پایینتر نگه دارند.
- رابط کاربری: این سرویس «عاملمحور» است؛ یعنی سفارشات مستقیماً از مدلهای زبانی بزرگ (LLM) — مثل کتابخانهداری که میلیاردها صفحه را خوانده و حالا با همان لحن جواب میدهد — به رستوران ارسال میشود.

این درگیری در واقع «مسئله دوردش» است: ریسک اینکه مدلهای زبانی، رابطه پلتفرم با مشتری را قطع کنند. اگر کاربران دیگر وارد اپلیکیشن نشوند، پلتفرم نمیتواند اشتراکهای ماهانه بفروشد یا رستورانهای خاصی را در صدر نتایج قرار دهد. در این حالت، ارزش از «مالک اپلیکیشن» به «اجراکننده دستور» منتقل میشود. با این انتقال قدرت، بحثهای حقوقی پیرامون مسئولیت خطاها نیز پیچیدهتر میشود؛ چرا که مسئولیت قانونی سوگیری یا اشتباهات هوش مصنوعی در نهایت بر عهده سازمان است و نه لزوماً توسعهدهنده ابزار.
برای مشتری، این یعنی غذای ارزانتر و تجربهای بدون دردسر. برای دنیای کسبوکار، این سیگنالی است که مدل «استور اپلیکیشن» جای خود را به اجرای عاملمحور میدهد.
گام بعدی شما
- اگر صاحب کسبوکار هستید، بررسی کنید که آیا رابطهای API شما برای تعامل با عاملهای هوش مصنوعی آماده است یا خیر.
- مدلهای جدید سفارشدهی را دنبال کنید تا ببینید آیا رستورانها رابطهای مستقیم خود را میسازند یا همچنان به واسطهها وابسته میمانند.
- بررسی کنید که آیا ChatGPT در منطقه شما دسترسی به پلاگینهای سفارش مستقیم دارد.
اما نبرد واقعی زمانی آغاز میشود که رستورانها برای حذف کامل هرگونه هزینه واسط، رابطهای هوش مصنوعی اختصاصی خود را بسازند؛ موضوعی که در گزارشهای آینده بررسی خواهیم کرد.




گفتگو