پرش به محتوای اصلی
پرش به محتوای مقاله

نوآوری تجاری سیلیکون‌ولی در برابر مدل پژوهش‌های بنیادی دولت آمریکا

·۲۷ خرداد ۱۴۰۵۱۰ دقیقه مطالعه۲ بازدید
شکست پیمان علم و سیاست در آمریکا
شکست پیمان علم و سیاست در آمریکا
اشتراک‌گذاری
واقعاً چه چیز جدید است؟

انتقال رسمی از مدل «نوآوری خطی» (پژوهش $ ightarrow$ کاربرد) به مدل «سرمایه‌داری دانشگاهی» در سطح کلان دولت آمریکا؛ جایی که بودجه بر اساس کلمات کلیدی سیاسی توزیع می‌شود.**

اگر امروز پژوهشگری هستید که برای بقای شغلی به گرنت‌های فدرال تکیه کرده‌اید، باید بدانید ثبات شغلی شما احتمالاً به پایان رسیده است. این واقعیت تلخی است که جامعه علمی آمریکا در سال ۲۰۲۶ با آن روبروست: پیمان قدیمی میان دولت و دانشمندان، که در آن دولت هزینه‌ی پژوهش‌های پایه را می‌پرداخت تا در آینده به پیشرفت‌های تکنولوژیک برسد، اکنون در حال تخریب است و جای خود را به یک مدل تجاری و تخریبی می‌دهد.

این تغییر در حالی رخ می‌دهد که دولت آمریکا از «مدل خطی نوآوری» که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت، فاصله می‌گیرد. برای دهه‌ها، سازمان‌هایی مثل بنیاد ملی علوم (NSF) و مؤسسات ملی بهداشت (NIH) بودجه پژوهش‌های «آسمان-آبی» را تامین می‌کردند؛ یعنی تحقیقاتی بدون هدف کاربردی فوری، با این باور که علم پایه در نهایت منجر به کشف داروهای حیاتی یا ساخت ماهواره‌ها می‌شود. اکنون این اعتماد به‌کلی از بین رفته است.

همان‌طور که در تحلیل‌های قبلی ما درباره‌ی امنیت مدل‌های بازمتن و تغییرات ساختاری در بودجه‌های فناوری اشاره کردیم، هرمازگی در لایه‌های مدیریتی همیشه منجر به ریزش تخصص‌ها می‌شود. در اینجا نیز شاهد همان الگو هستیم.

فروپاشی AXIS و «هرج‌ومرج برنامه‌ریزی» در ناسا

کریستوفر رینولدز، اخترشناس دانشگاه مریلند، نزدیک به یک دهه روی پروژه ماهواره تصویربرداری پیشخته اشعه ایکس (AXIS) کار کرد. این رصدخانه میلیارد دلاری برای نگاه به گذشته و مطالعه جهان اولیه جهت بررسی نحوه تشکیل کهکشان‌ها و نخستین سیاهچاله‌ها طراحی شده بود. این پروژه شامل هشت تیم پژوهشی بود که ایده‌های خود را به ناسا ارائه می‌کردند. گروه رینولدز تکنولوژی خاص و جدیدی را پیشنهاد داد: آینه‌های اشعه ایکس ساخته شده از تک‌بلور سیلیکون.

در اکتبر ۲۰۲۴، این گروه گرنتی ۵ میلیون دلاری از سوی آژانس برای تکمیل و اصلاح این ایده دریافت کردند. دانشمندان با سازندگان فضاپیما در مرکز پرواز گادارد ناسا همکاری کردند. به نقل از رینولدز، همه چیز خوب پیش می‌رفت تا اینکه پروژه با «هرج‌ومرج برناماتیک» (Programmatic Chaos) مواجه شد.

همه چیز در ژوئن ۲۰۲۵ تغییر کرد. وزارت بهره‌وری دولت (DOGE) ناسا را تحت فشار گذاشت تا بسته‌های گسترده‌ای از بازخرید، مرخصی با حقوق و بازنشستگی زودتر از موعد را عرضه کند. حدود ۴۰۰۰ کارمند — یعنی حدود یک‌پنجم نیروی کار — این پیشنهاد را پذیرفتند. تیم AXIS رینولدز ۲۰ نفر از اعضای خود را از دست داد. این تلفات بحرانی بود: مدیر ارشد پروژه رفت، مهندسی که گرم‌کن‌ها را برای حفظ دمای ثابت آینه‌های اشعه ایکس طراحی می‌کرد رفت، و ویلیام ژانگ، اختر‌فیزیک‌دانی که تکنولوژی آینه را اختراع کرده بود، از سازمان خارج شد. رینولدز توصیف می‌کند که آن‌ها «عملاً فقط با اسلایدهای پاورپوینت» تنها ماندند و در تلاش بودند بفهمند طراحی پروژه در چه مرحله‌ای قرار دارد.

پیمان علم و سیاست آمریکا شکسته شده است

هم‌زمان، بودجه پیشنهادی پرزیدنت ترامپ کاهش‌های شدیدی را در بودجه علوم ایجاد کرد. اگرچه سرمایه‌های خصوصی و خیرخواهانه کمک می‌کنند، اما تقریباً ۴۰ درصد از کل بودجه پژوهش‌های پایه و اکتشافی از دولت تامین می‌شود. برنامه مالی خاصی که برای تامین بودجه AXIS در نظر گرفته شده بود، در درخواست بودجه کاملاً صفر شد. در حالی که رینولدز ابتدا امیدوار بود کنگره این تخصیص بودجه را حفظ کند، مدیریت گادارد سریعاً اولویت‌های خود را با بودجه رئیس‌جمهور همسو کرد.

گادارد مهندسان را به پروژه‌هایی منتقل کرد که احتمال بودجه‌دار شدنشان بیشتر بود. این اتفاق باعث شد تیم AXIS مهندسان سیستم‌های خود را از دست بدهد و در نتیجه، اشتراک‌گذاری طراحی پیشنهادی با متخصصان زمان‌بندی و تحلیلگران هزینه به تاخیر بیفتد. تیم تا اواسط سپتامبر ۲۰۲۵ اولین تخمین هزینه خود را دریافت نکرد که نشان داد ۱۰ درصد از بودجه فراتر رفته‌اند.

در اکتبر ۲۰۲۵، دولت آمریکا تعطیل شد و رینولدز می‌گوید «کل مرکز متوقف شد». پس از پایان تعطیلی در اواسط نوامبر، تیم تنها دو هفته فرصت داشت تا هزینه‌ها را به بودجه بازگرداند، اما شکست خوردند. ستاد مرکزی ناسا هیچ انعطاف‌پذیری یا فرصت اضافه‌ای نداد. پس از ۱۰ سال تلاش، AXIS به پایان رسید. رینولدز خاطرنشان می‌کند که اگرچه او استادی رسمی (Tenured) است، اما از دست دادن این «مشاغل آینده» جایگاه رهبری آمریکا در این حوزه را به خطر می‌اندازد. او این فرآیند را نه یک «لغو»، بلکه «مرگ بر اثر گرسنگی» توصیف می‌کند.

کمی‌سازی مهاجرت دانشمندان

به گزارش ساینتیفیک امریکن در ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶، آسیب‌ها بسیار فراتر از یک تلسکوپ است:

  • اتلاف نیروی انسانی: نزدیک به ۹۵ هزار دانشمند استخدام‌های دولتی را ترک کرده‌اند.
  • انجماد بودجه: حدود ۲۶۰۰ گرنت در وضعیت بلاتکلیفی هستند که ۱.۴ میلیارد دلار بودجه را شامل می‌شود.
  • کاهش درخواست‌ها: NIH که سالانه تا ۸۵۰ «اعلان فرصت بودجه» (درخواست برای پیشنهادات پژوهشی خاص) صادر می‌کرد، در سال ۲۰۲۵ این عدد را به ۱۲۰ رساند. تا اواسط مارس ۲۰۲۶، این آژانس تنها ۱۴ مورد صادر کرده است.
  • تخصیص گرنت: NSF و NIH در حال حاضر تنها سه-چهارم (۷۵ درصد) از تعداد معمول گرنت‌های خود را awarded می‌کنند.
  • بحران تحصیلی: به دلیل این بی‌ثباتی، تعداد افرادی که وارد برنامه‌های تحصیلات تکمیلی می‌شوند کاهش یافته است.

سانسور سیاسی و «لیست کلمات ممنوعه»

بودجه دیگر فقط بحث ریاضی نیست، بلکه بحث همسویی سیاسی است. جنا نورتون، مدیر برنامه‌ای در مؤسسه ملی بیماری‌های دیابت و گوارش و کلیه (NIDDKD)، گزارش می‌دهد که پژوهش درباره «عوامل اجتماعی اثرگذار بر سلامت» — مثل نژادپرستی ساختاری در وام‌های مسکن که اقلیت‌های غیرسفید را به محله‌های نزدیک به کارخانه‌های سمی و بزرگراه‌ها می‌راند — اکنون ممنوع است. نورتون می‌گوید این خط پژوهشی چون کلمه «نژادپرستی ساختاری» برای برخی توهین‌آمیز است، «بسته و سانسور» شده است.

عاملان سیاسی در NIH لیست‌هایی از کلمات ممنوعه را توزیع کردند که نباید در درخواست‌های بودجه یا پروژه‌های موجود استفاده شوند. مدیران برنامه‌ها در سراسر NIH و NSF دستور گرفتند از پژوهشگران بپرسند که آیا زبان خود را تغییر می‌دهند یا ریسک از دست دادن بودجه را می‌پذیرند. برخی پژوهشگران برای جلوگیری از جریمه شدن، پیش‌دستانه با نورتون تماس گرفتند تا زبان گرنت‌های خود را تغییر دهند. نورتون پس از اعتراض به این رویه‌ها، مدتی تعلیق شد، هرچند بعدها به کار بازگشت.

همکاری‌های بین‌المللی نیز قطع شده است. کریستین اندرسن، زیست‌شناس تکاملی در اسکریپس ریسرچ در کالیفرنیا، می‌گوید دریافت‌کنندگان گرنت اکنون اجازه ندارند با همکاران خارج از آمریکا قراردادهای پیمانکاری ببندند. این ضربه‌ای سخت به مطالعه بیماری‌هایی مثل ابولا و تب لاسا است که در آمریکا وجود ندارند. اندرسن که دانشمنان دانمارکی است، می‌گوید این محدودیت کل مسیر شغلی او را هدف قرار داده است. او گزارش می‌دهد تعداد متقاضیان پسادکترا از ۲۰۰ نفر (که یک‌سوم آن‌ها اروپایی بودند) به ۱۰۰ نفر رسیده و تعداد اروپایی‌ها به صفر رسیده است. علاوه بر این، در سال گذشته هیچ گرنتی برای مراکز ویروس‌شناسی یا ایمونولوژی ویروسی در دسترس نبود. اندرسن و ۷۵ درصد از ۱۶۵۰ دانشمندی که توسط مجله نیچر مورد نظرسنجی قرار گرفتند، اکنون به فکر ترک آمریکا برای انجام علم در جای دیگر هستند.

ظهور سرمایه‌داری آکادمیک

این تخریب تصادفی نیست؛ بلکه حرکتی به سمت «سرمایه‌داری آکادمیک» است؛ جایی که پژوهش باید برای انباشت سرمایه، از نظر اقتصادی مرتبط باشد. این دقیقاً نقطه مقابل «مدل خطی نوآوری» است که توسط ونوار بوش در گزارش پس از جنگ جهانی دوم با عنوان علم: مرز بی‌پایان تدوین شد. بوش استدلال می‌کرد پژوهش‌های پایه که «بدون فکر کردن به اهداف کاربردی» انجام می‌شوند، منبعی را می‌سازند که کاربردهای عملی — مثل رادار، پنیسیلین، کنسرو کردن غذا و رمزنگاری — از آن استخراج می‌شوند. او پیشنهاد کرد دولت بودجه دانشمندان را تامین کند تا «در تاریکی جستجو کنند» و تضمین کند که اگرچه هر دلار منجر به یک موفقیت بزرگ نمی‌شود، اما اکثر موفقیت‌های بزرگ از حمایت دولت نشأت می‌گیرند.

تا دهه ۱۹۶۰، منافع صنعتی از این رویکرد «برج عاجی» بی‌صبر شدند. در سال ۱۹۷۷، ویلیام کیسی، مدیر آینده CIA، مدلی را پیشنهاد کرد که پول و سرمایه‌گذاران را بر پژوهش‌های پایه اولویت می‌داد. این امر منجر به تغییر در قانون امنیت درآمد بازنشستگی کارکنان (ERISA) در سال ۱۹۷۹ شد که به سرمایه‌های نهادی (مثل صندوق‌های بازنشستگی) اجازه داد وارد بازی سرمایه‌گذاری خطرپذیر (Venture Capital) شوند. قانون بی-دول در سال ۱۹۸۰ مالکیت پژوهش‌های تامین شده توسط دولت را از دولت به دانشگاه‌ها منتقل کرد و منافع آکادمیک را با سرمایه‌گذاران خطرپذیر همسو کرد و تمرکز را از «ظرفیت دولتی» به «نتایج مالی» تغییر داد.

امروز، این جهت‌گیری «تخریبی» (Disruptive)، که با اخلاق «سریع حرکت کن و هر چه پیش آمد بشکند» در سیلیکون‌ولی تغذیه شده، پژوهش‌های پایه را ناکارآمد می‌بیند. شورای مشاوران علمی و فناوری رئیس‌جمهور فعلی بازتاب این دیدگاه است: این شورا تنها یک فیزیکدان و ۱۲ چهره برجسته سیلیکون‌ولی، از جمله جنسن هوانگ (مدیرعامل انویدیا) و مارک اندریسن (سرمایه‌گذار خطرپذیر) را در بر دارد. همچنین ترامپ، جیم اونیل، سرمایه‌گذار خطرپذیر را به عنوان مدیر NSF نامزد کرده است.

بنجامین جونز، اقتصاددان دانشگاه نورث‌وسترن، این دیدگاه را «کاملاً غلط» می‌داند. مطالعه‌ای در سال ۲۰۲۵ یک جهان موازی را تصور کرد که در آن بودجه NIH برای دهه‌ها ۴۰ درصد کمتر بود؛ نتیجه این بود که نیمی از داروهای نجات‌بخش فعلی، از جمله درمان لوسمی (ایماتینیب) و داروی سرطان ریه (ارلوتینیب)، هرگز کشف نمی‌شدند.

هزینه‌های انسانی و سازمانی

پژوهشگران با خشم و شوک واکنش نشان می‌دهند. نظرسنجی STAT نشان داد بیش از نیمی از دریافت‌کنندگان گرنت NIH — که پیش‌تر به صندوق سالانه ۴۰ میلیارد دلاری تکیه داشتند — با اختلال در بودجه، از جمله انجماد کامل، تاخیر در پرداخت یا کاهش مبلغ مواجه شده‌اند. علاوه بر این، ۸۱ درصد از محققانی که در مسیر دریافت tenure (رتبه‌ی رسمی استخدامی) هستند، می‌ترسند این اختلالات آینده شغلی و tenure آن‌ها را به خطر بیندازد.

گریگوری فیست، روان‌شناس دانشگاه سن خوزه، می‌گوید دانشمندان با شهود و کنجکاوی پیش می‌روند و پیش‌تر مسائل سیاسی را از ذهن خود دور می‌کردند. اما اکنون، به گفته اسکات دلانی، یکی از بنیان‌گذاران گروه دیدبان Grant Witness، اعتماد میان پژوهشگران و دولت «کاملاً شکسته شده است». کارول لابون، زیست‌شناس دانشگاه نورث‌وسترن، هشدار می‌دهد که پیمان پس از جنگ جهانی دوم که آمریکا را مرفه کرد، در حال برچیده شدن است و این منجر به بسته شدن آزمایشگاه‌ها و فرار کارآموزان به کشورهای دیگر می‌شود.

بسیاری از پژوهشگران پاندمی کووید-۱۹ را نقطه شروع این بحران می‌دانند. در حالی که پاندمی واکسنی را در کمتر از یک سال تولید کرد، اما دستورالعمل‌های متناقض درباره ماسک، تعطیلی مدارس و داروهای خط مقدم، اعتماد عمومی به علم را تخریب کرد. اعتماد به علم، که پیش از کووید ۱۰ واحد بالاتر بود، اکنون به شدت بر اساس خطوط سیاسی تقسیم شده است. این فضای سیاسی اجازه داد چهره‌هایی مثل رابرت اف کندی جونیور به مدیریت وزارت بهداشت و خدمات انسانی برسند و راسل ووت از دفتر مدیریت و بودجه برای صفر کردن بودجه‌ها استفاده کند.

نهادهای سازمانی مثل آکادمی‌های ملی و انجمن پیشبرد علوم آمریکا (AAAS) توسط پژوهشگران به دلیل عدم شکل‌دهی به یک اپوزیسیون بلند و رسا مورد انتقاد قرار گرفته‌اند. برخی، مانند پروفسور گرگ گونسالوز از دانشگاه ییل، استدلال می‌کنند که دانشمندان اکنون باید به «شاهد» تبدیل شوند و تمام این شکست‌ها را مستند کنند تا در آینده برای پاسخگویی استفاده شود؛ او این تلاش را به ایجاد پرونده برای یک «کمیسیون حقیقت و مصالحه» یا «دادگاه‌های نورنبرگ» در آینده تشبیه می‌کند. گونسالوز که در دهه ۱۹۸۰ برای مراقبت‌های HIV/AIDS جنگید، معتقد است مستند کردن اینکه «چگونه X منجر به Y شد» اکنون هسته اصلی کار است.

این تغییر، یک جابجایی نسلی در سازماندهی علم در آمریکا است. با اولویت دادن به نتایج مالی کوتاه‌مدت و خلوص سیاسی بر پرس‌وجوهای پایه، آمریکا ریسک از دست دادن رهبری جهانی در اکتشافات علمی را می‌پذیرد. پژوهشگران هشدار می‌دهند کسانی که مجبورند متغیرهایی مثل وضعیت اجتماعی-اقتصادی، جنسیت و قومیت را در مطالعات سلامت نادیده بگیرند، خواهند دید که کارهایشان توسط داوران هم‌رده (Peer Reviewers) رد می‌شود، زیرا آن‌ها حاضر نیستند «این فانتزی را تحمل کنند».

اگر شما تقاطع هوش مصنوعی و علم را دنبال می‌کنید، دقت کنید که دولت چگونه عامل‌های AI را در فرآیند نوشتن گرنت‌ها ادغام می‌کند. همان‌طور که سباستین بوبک از OpenAI اشاره می‌کند، مدل‌هایی مثل GPT-5.2 در حال تبدیل شدن به «همکاران نرم» (Soft Collaborators) هستند که می‌توانند داده‌ها را تحلیل کرده و فرضیه بسازند؛ یعنی دقیقاً همان نقشی را ایفا کنند که پژوهشگران انسانی — که اکنون در حال ترک سیستم هستند — بر عهده داشتند.

گام بعدی شما

  • اگر در حوزه پژوهش‌های پایه فعالیت می‌کنید، استراتژی تامین بودجه خود را از مدل تک‌منبعی (دولتی) به مدل‌های متنوع (بنیادهای خصوصی و صنعت) تغییر دهید.
  • برای کسانی که به دنبال فرصت‌های شغلی در علم هستند، کشورهای اروپایی و آسیایی را که در حال جذب استعدادهای مهاجر از آمریکا هستند، بررسی کنید.
  • ابزارهای AI را برای اتوماسیون تحلیل داده‌ها یاد بگیرید تا در رقابت با «همکاران نرم» مدل‌های زبانی باقی بمانید.

اما داستان سخت‌افزاری این تحول حتی شگفت‌انگیزتر است؛ برای درک اینکه چگونه تراشه‌های جدید جایگزین آزمایشگاه‌های سنتی می‌شوند، به تحلیل ما درباره تراشه‌های Blackwell مراجعه کنید.

چرا این موضوع مهم است؟

این تغییر رویکرد، اعتبار مدل پژوهشی آمریکا را به عنوان رهبر علمی جهان تخریب می‌کند. تخصص‌های بنیادین جای خود را به تفکر کارآفرینانه می‌دهند که در بلندمدت منجر به شکاف در کشفیات دارویی و فیزیکی می‌شود.

تأثیر برای ایران

این تحول می‌تواند فرصتی برای جذب نخبگان مهاجر در کشورهای ثالث یا همکاری‌های پژوهشی غیردولتی ایجاد کند، اما در حال حاضر اثر مستقیمی بر کاربران ایرانی ندارد.

·نگاه ما
تحریریه دات‌هوش

جایگزینی دانشمندان با سرمایه‌گذاران خطرپذیر در راس تصمیم‌گیران علمی، یک ریسک استراتژیک است. حذف پژوهش‌های بنیادی به نفع خروجی‌های سریع تجاری، ممکن است سود کوتاه‌مدت ایجاد کند اما «بنیان دانش» را که سوخت مدل‌های هوش مصنوعی آینده است، خشک می‌کند.

منابع

این گزارش با خط‌لولهٔ خودکار دات‌هوش از منابع معتبر جهانی تدوین و زیر نظر تحریریه منتشر شده است. روش کار ما

گفتگو

پنج‌شنبه‌های هوش‌محور

بسته‌ی هفتگی دات‌هوش

۵ خبر، ۲ ابزار، ۱ پرامپت در هر شماره. به‌زودی راه‌اندازی می‌شود — هر پنج‌شنبه صبح.

خبر کلیدی
ابزار کاربردی
پرامپت حرفه‌ای
تحلیل پژوهش
به‌زودی
زاویه‌ی ایرانی
به‌زودی
تمرین این هفته
به‌زودی

راهنماهای دات‌هوش

راهنماهای کاربردیِ دات‌هوش برای کار با هوش مصنوعی — از همین‌جا شروع کنید:

دات‌هوش

راهنمای فارسی هوش مصنوعی — با نگاه به ایران

اخبار روزانه، معرفی ابزارها و مدل‌ها، و آموزشِ کار با هوش مصنوعی؛ همیشه با این پرسش که از ایران چه چیزی کار می‌کند و چه چیزی نه.