تصور کنید یک خلبان در کابین نشسته است، اما فرمان هدایت هواپیما را یک کد برنامهنویسی پیچیده در دست دارد. این دیگر یک سناریوی علمی-تخیلی نیست؛ بلکه واقعیت جدید نبردهای هوایی است.
در ژوئن ۲۰۲۶، آزمایشهای پروژه VENOM (مدل عملیات نسل جدید و آزمایشگری ویپر) در پایگاه هوایی اگلین به نتیجه رسید و ثابت کرد که میتوان یک «هواپیمای استاندارد ناوگان» را به یک «پلتفرم آزمایشی خودگردان» تبدیل کرد. دستاورد محوری این آزمایش، اعطای اختیار به یک عامل هوش مصنوعی برای هدایت یک جنگنده F-16 نیروی هوایی ایالات متحده بود. طبق گزارش دارپا (DARPA)، این نقطه عطف باعث میشود توسعه هوش مصنوعی رزمی مقیاسپذیر در سراسر نیروهای مشترک تسریع شود.
باید بدانید که ادغام هوش مصنوعی در جنگندهها دیگر محدود به نمونههای اولیه و آزمایشی نیست. این رویکرد بخشی از روند گستردهتر گذار هوش مصنوعی از تولید محتوا به سمت اجرای خودکار اهداف پیچیده است که در آن سیستمها از یک ابزار کمکی به یک عامل عملیاتی تبدیل میشوند. در حالی که مدل تکنسخه X-62A VISTA پیشتر ثابت کرده بود که هوش مصنوعی میتواند نبردهای نزدیک (Dogfights) را مدیریت کند، برنامه VENOM روی ناوگان عملیاتی تمرکز دارد. این تغییر شبیه به این است که به جای ساخت یک خودروی آیندهنگر از صفر، یک «ارتقای مغزی» پیشرفته به ماشینی اضافه کنید که همین حالا در پارکینگ شماست.
زمینه و بستر برنامه
پروژه VENOM حاصل یک تلاش مشترک بین نیروی هوایی ایالات متحده و سازمان دارپا است. این ابتکار در چارچوب برنامه گستردهتر «تکامل نبرد هوایی» (ACE) آغاز شد. هدف این مشارکت، ایجاد یک خط لوله (Pipeline) سریع و مقیاسپذیر برای توسعه هوش مصنوعی برتر در نبردهای هوایی است تا ایالات متحده بتواند در محیطهای عملیاتی تسلط یابد.

جزئیات فنی
بر اساس مستندات پروژه، هسته فنی این موفقیت، «کیت خودگردانی VENOM» یا VAK است. این کیت که توسط چندین مجری مختلف تحت برنامه ACE دارپا توسعه یافته و یکپارچهسازی شده است، یک واسط جدید فراهم میکند که عاملهای هوش مصنوعی را مستقیماً به کنترلهای پرواز و سیستمهای ماموریتی متصل میکند. ویژگیهای کلیدی VAK عبارتند از:
- کنترل مبتنی بر سوئیچ: خلبانان میتوانند در لحظه و از طریق یک سوئیچ فیزیکی، کنترل هواپیما را بین انسان و هوش مصنوعی جابهجا کنند. این مکانیسم تضمین میکند که محیط آزمایش همواره ایمن و قابلاعتماد باقی بماند.
- حفاظت از نرمافزار هسته: این کیت بهگونهای طراحی شده است که کنترلها و حسگرها را بهصورت خودکار مدیریت میکند، بدون آنکه نیازی به تغییر یا دستکاری در نرمافزارهای اصلی و حساس هسته جنگنده باشد.
- نظارت انسانی (Human-on-the-Loop): خلبانان همچنان در کابین حضور دارند تا عملکرد عاملهای هوش مصنوعی را پایش کرده و اطمینان حاصل کنند که اهداف آزمایشهای سیستمهای پرواز و ماموریتی بهطور کامل محقق میشوند.
دکتر جیمز «فنگز» والپیانی، سرهنگ ارتش و مدیر برنامه دارپا، اظهار داشت که این آزمایشها زیرساختهای لازم برای نبردهای هوایی خودگردان و قابلاعتماد را بنا میکند. او اشاره کرد که هوش مصنوعی برای مدیریت پیچیدگیهای نبردهای «خارج از میدان دید» (BVR) — جایی که «مه جنگ» در شدیدترین حالت خود است — ضرورتی حیاتی دارد. والپیانی تأکید کرد که هوش مصنوعی باید بتواند در میان «مه شدید و اصطکاکات جنگهای مدرن» به درستی عمل کند.
این تغییر، نشاندهنده گذار از شبیهساز به واقعیت است. ایالات متحده با انتقال هوش مصنوعی از محیطهای مجازی به آسمان واقعی، در حال آزمایش این موضوع است که این عاملها چگونه با اصطکاکات واقعی پرواز کنار میآیند. این کاربرد عملی در محیطهای پرخطر، مشابه استقرار گسترده خودروهای خودران Forterra در اکراین است که در آن سیستمهای خودگردان در سختترین شرایط میدانی مورد آزمایش قرار گرفتند. موفقیت ناوگان VENOM، زمینهساز برنامه Artificial Intelligence Reinforcements (AIR) میشود که هدف آن گسترش آزمایشها به عملیاتهای «چند-جنگندهای» (Multi-ship) است.
رهبری و تداوم عملیاتی
در حالی که ژنرال والپیانی در اواخر این ماه دوران مدیریت خود را در دارپا به پایان میرساند، تغییرات مدیریتی در حال رخ دادن است. سرهنگ پاتریک «دایس» هایلند، دکترای تخصصی، به عنوان مدیر برنامه جدید برای پروژه AIR به دارپا پیوست است. هایلند معتقد است این پروازها نگاهی اولیه به تحول جنگهای هوایی هستند و هدف او ایجاد خودگردانی برتر بهویژه برای سناریوهای نبرد چند-جنگندهای در خارج از میدان دید است.
برای تضمین ثبات پروژه، دکتر تری ویلسون، مدیر توسعه و انتقال AI در تیم قابلیت خودگردانی (ACT3) آزمایشگاه تحقیقات نیروی هوایی، همچنان به عنوان معاون مدیر برنامه برای هر دو پروژه VENOM و AIR باقی میماند. ویلسون رهبری فنی و عملیاتی را بر عهده دارد و هماهنگی بین سازمانهای مشترک را حفظ میکند.
برای مجتمعهای صنعتی-نظامی، اثر ثانویه این دستاورد، کاهش گسترده زمان توسعه است. توانایی تکرار و بهبود عاملهای هوش مصنوعی با استفاده از F-16های موجود به این معناست که نیروی هوایی میتواند رفتارهای رزمی جدید را در عرض چند هفته بهروزرسانی کند، نه چند سال. این رویکرد، شکاف بین یک آزمایش آزمایشگاهی و یک قابلیت پیروز در جنگ را پر میکند.
در نهایت، تمام این مسیر به سمت برنامههای «هواپیماهای رزمی همکاریکننده» (CCA) میرود. هدف، آیندهای است که در آن یک خلبان انسان، تیمی از بالگردانهای (Wingmen) خودگردان و بدون سرنشین را ارکستره و هدایت میکند. این امر بهطور بنیادی ریاضیات جنگ هوایی را تغییر میدهد و تمرکز را از مهارت فردی خلبان به ارکستراسیون سیستمیک هوش مصنوعی منتقل میکند.
در فاز بعدی برنامه AIR، شاهد آزمایش چندین عامل هوش مصنوعی خواهیم بود که در سناریوهای پرواز واقعی با یکدیگر تعامل دارند تا میزان هماهنگی، قابلیت اطمینان و پیشبینیپذیری توسعه مدلها ارزیابی شود.
گام بعدی شما
- دنبال کنید که چگونه برنامه AIR تعامل بین چندین عامل هوشمند را در پروازهای واقعی آزمایش میکند.
- بررسی کنید که آیا این مدل «ارتقای سختافزاری سریع» (VAK) در سایر پلتفرمهای نظامی پیادهسازی میشود یا خیر.
- تحلیلهای مربوط به تغییر نقش خلبانان از «اپراتور» به «مدیر سیستم» را دنبال کنید.
اما داستان سختافزاری این تحول حتی شگفتانگیزتر است؛ برای درک لایههای پردازشی این سیستمها، به تحلیل ما درباره تراشههای جدید پردازشی در صنایع دفاعی مراجعه کنید.




گفتگو