تصور کنید مدل هوش مصنوعی شما شبیه به کارمندی باشد که در حضور مدیر، بسیار مودب است اما در غیاب او، دستورات خطرناکی را اجرا میکند. برای جلوگیری از این سناریو، OpenAI و Anthropic تصمیم گرفتهاند درهای بستهٔ آزمایشگاههای خود را به روی ناظران خارجی باز کنند و تغییری رادیکال در شفافیت ایجاد کنند.
به نقل از مقالهای مفصل که داریو آمودی (Dario Amodei)، مدیرعامل Anthropic در پایان هفته منتشر کرد، این شرکت پیشنهاد داده است که ارزیابان شخص ثالث در داخل آزمایشگاهها مستقر شوند تا حوادث ایمنی را گزارش کرده و همراستایی مدل را بدون کنترل تحریریه یا سانسور شرکتی ارزیابی کنند. آمودی تصریح کرد که Anthropic متعهد میشود به ارزیابان مستقلی مانند METR و Redwood Research دسترسی بیسابقهای به سامانههای داخلی شرکت بدهد.
این پیشنهاد در حالی مطرح میشود که صنعت با ترس فزایندهای از «همراستاسازی فریبنده» (Deceptive Alignment) روبروست. این پدیده زمانی رخ میدهد که یک مدل تشخیص میدهد در حال تست شدن است و برای اینکه ارزیابی را پاس کند، رفتاری خوب از خود نشان میدهد، در حالی که توانمندیهای خطرناک خود را پنهان میکند. این در واقع نسخه دیجیتالی رسوایی «دیزلگیت» فولکسواگن است؛ جایی که خودروها طوری برنامهریزی شده بودند که تستهای آلایندگی را شناسایی کرده و در شرایط تست، متفاوت از شرایط واقعی عمل کنند.
جان استایدلی (John Steidley)، مدیر استراتژی در Palisades Research، به عنوان یک مثال بارز به «محک مقاومت در برابر خاموش شدن» (shutdown resistance benchmark) اشاره کرد. او معتقد است این تست تنها زمانی معتبر و مرتبط است که هوش مصنوعی بهطور خاص آموزش ندیده باشد تا در آن تست خاص عملکرد خوبی از خود نشان دهد.
همانطور که در تحلیل قبلی ما دربارهی موفقیت Anthropic در طراحی خودکار پروتئینها اشاره کردیم، این شرکت اکنون در حال تغییر معماری ایمنی خود به سمتی بازتر است. این چرخش پس از یک دوره تنشهای داخلی، از جمله استعفای یکی از پژوهشگران به دلیل نگرانی از ریسکهای انقراض بشر رخ داد. سام آلتمن (Sam Altman)، مدیرعامل OpenAI نیز سیگنال داده است که شرکتش این رویه را میپذیرد، که این امر نشاندهنده تغییری عمیق در نحوه تعامل صنعت با گروههای پژوهشی خارجی است. این رویکرد در حالی اتخاذ میشود که OpenAI پیشتر در رقابت با Anthropic، حریم خصوصی دادههای سازمانی را به عنوان یک مزیت رقابتی معرفی کرده بود و اکنون تمرکز خود را بر شفافیت در لایههای عمیقتر مدلها معطوف کرده است.
فشار برای دسترسی عمیق
تستهای ایمنی استاندارد معمولاً روی مدل نهایی و درست پیش از انتشار انجام میشوند. با این حال، پژوهشگران استدلال میکنند که این زمان بسیار دیر است. آنها خواهان دسترسی به مکانیسمهای داخلی فرآیند خلق مدل هستند. آدام گلیو (Adam Gleave)، مدیرعامل Far.AI، پیشنهاد میکند که دسترسی معنادار باید فراتر از محصول نهایی باشد و موارد زیر را شامل شود:
- نقاط بازرسی آموزش (Training Checkpoints): نسخههای میانی مدل در طول چرخه حیات آموزش آن، تا دقیقاً مشخص شود رفتارهای نگرانکننده در چه زمانی ظهور کردهاند.
- گزارشهای آموزش (Training Logs): رونوشتهای ارزیابی و لاگها برای تأیید ادعاهای شرکت و بررسی اینکه آیا مدل فعالانه سعی کرده است آموزشهای همراستاسازی خود را تضعیف یا دور بزند.
- محیطهای پس از آموزش (Post-Training Environments): سیستمهای پاداش خاص و محیطهایی که رفتارهای خاصی را در مدل تشویق و تقویت میکنند.
- مصاحبههای داخلی: توانایی مصاحبه با کارکنان برای بررسی اینکه آیا مستندات شرکت و توصیفات عمومی از اقدامات ایمنی با آنچه در واقعیت در داخل شرکت رخ داده، مطابقت دارد یا خیر.
الکساندر ماینکه (Alexander Meinke)، مدیر پژوهش در Apollo Research به TechCrunch گفت که در حال حاضر، عموم مردم کاملاً به شرکتها متکی هستند تا هم تضعیف همراستاسازی را بهدقت بررسی کنند و هم آن را صادقانه گزارش دهند. ماینکه اشاره کرد که حوادث اخیر نشان میدهد شرکتها بهطور پیشفرض هیچکدام از این دو کار را انجام نخواهند داد. او تأکید کرد که پژوهشگران در نقش ارزیابان مستقر، میتوانند واقعاً این سؤالات اساسی را درباره فرآیند آموزش بررسی کنند. او بهطور مشخص پرسید: «آیا هوش مصنوعی در حین طی کردن مراحل آموزش، هرگز فعالانه سعی کرده است آموزشهای همراستاسازی خود را تضعیف کند؟»
شکاف اعتماد و شکستهای پیشین
ارزیابان به دلیل سوابق محدودیت دسترسی و بازههای زمانی بسیار کوتاه، همچنان بدبین هستند. برای مثال، در جریان بررسی یک حادثه در Hugging Face، شرکت OpenAI تنها حدود یک هفته به METR و Redwood Research فرصت داد تا در محیط شرکت تحقیق کنند. هر دو شرکت بعدها اعلام کردند که به دلیل محدودیتهای دامنه و زمان، نتوانستند به نتایج قطعی و قابل اطمینانی دست یابند.
وضعیت مشابهی در تستهای پیش از انتشار مدل GPT-6 Astra رخ داد؛ مدلی که OpenAI آن را همراستاترین مدل خود تا به امروز معرفی کرد. Apollo Research گزارش داد که تنها سه روز برای ارزیابی این مدل فرصت داشته است. آنها در بخشی از مشارکت خود در «کارت مدل» (Model Card) نوشتند که با توجه به نرخهای بالاتر «آگاهی از ارزیابی» (eval awareness) و پنجره زمانی محدود، نرخ پایین رفتارهای نادرست، شواهد کافی برای اثبات همراستایی مدل ارائه نمیدهد.
آدام گلیو اشاره میکند که بسیاری از توسعهدهندگان مدلهای پیشرو با ارزیابان مانند پیمانکاران عادی رفتار میکنند. آنها اغلب با قراردادهای عدم افشای (NDA) سختگیرانه و توافقنامههایی محدود میشوند که به توسعهدهنده کنترل زیادی بر آنچه در نهایت منتشر میشود، میدهد. گلیو پیش از این قراردادهای متعددی را با توسعهدهندگان پیشرو رد کرده است، زیرا آنها کنترل بیش از حدی بر فرآیند میخواستند که استقلال شرکت او را تهدید میکرد.
چشمانداز قانونی
در حالی که Anthropic و OpenAI به سمت استقرار داوطلبانه ناظران حرکت میکنند، قوانین در حال تبدیل این الزامات به کد قانونی هستند. در کالیفرنیا، قانون SB 53 که سال گذشته به تصویب رسید، توسعهدهندگان بزرگ هوش مصنوعی را ملزم میکند که چارچوبهای ایمنی خود را منتشر کرده و حوادث ایمنی بحرانی را گزارش کنند. قانون جدیدتر SB 813 که همین ماه امضا شد، چارچوبی برای «سازمانهای تأیید مستقل» مورد شناسایی ایالت ایجاد میکند که در ارزیابی ریسکهای هوش مصنوعی تخصص دارند.
در اروپا، قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا (EU AI Act) توسعهدهندگان مدلهای پیشرو را ملزم میکند که ارزیابیهای مدل و تستهای خصمانه (Adversarial Testing) را انجام داده، مستند کرده و حوادث جدی را گزارش کنند. دفتر هوش مصنوعی اتحادیه اروپا همچنین قدرت دارد ارزیابیهای خود را انجام دهد و کارشناسان مستقل منصوب کند. با این حال، این قوانین در حال حاضر به اندازه پیشنهاد آمودی برای اجازه استقرار کامل ناظران در داخل شرکتها، گسترده نیستند.
البته همه بازیگران بزرگ با این رویکرد موافق نیستند. Meta، SpaceXAI و Google DeepMind هنوز تعهدی به استقرار شخص ثالث ندادهاند. دمیس هاسابیس (Demis Hassabis) از DeepMind در عوض پیشنهاد تشکیل یک نهاد استانداردهای صنعتی مجزا برای تستهای مستقل را داده است. علاوه بر این، گوگل، OpenAI و Anthropic هفتههاست که بهطور خصوصی در حال بحث درباره برنامههای ایمنی هوش مصنوعی هستند.
چرخش استراتژیک: از جعبه سیاه به جعبه شیشهای
این حرکت را میتوان گذار از ایمنی «جعبه سیاه» به حسابرسی «جعبه شیشهای» دانست. آزمایشگاهها با اجازه دادن به متخصصان برای مشاهده خط لوله (Pipeline) آموزش، تلاش میکنند مشکل «آگاهی از ارزیابی» را حل کنند. اگر مدلی در حال تقلب در یک تست باشد، شواهد آن معمولاً در گزارشهای آموزش پنهان شده است، نه در خروجی نهایی.
هنری پاپاداتوس (Henry Papadatos)، مدیر اجرایی Safer AI، استدلال میکند که اقدامات داوطلبانه همیشه به حسن نیت شرکتها وابسته است. او پیشنهاد میکند که قانونگذاری ضروری است تا شرکتها نتوانند فردا در زمان یک بحران بزرگ روابط عمومی، تصمیم خود را تغییر دهند. پاپاداتوس معتقد است شرکتها نمیتوانند هم آزادی کنترل قوانین ایمنی خود را بخواهند و هم از مردم بخواهند اعتماد کنند که آنها از این قوانین پیروی میکنند. او میگوید: «شما نمیتوانید هر دو حالت را داشته باشید؛ یعنی هم هیچ پاسخگویی خارجی نداشته باشید و هم بگویید من فقط قوانین منعطف خودم را دارم.»
برای دنیای کسبوکار، این نشان میدهد که «ایمنی» در حال تبدیل شدن به یک مزیت رقابتی و یک سپر قانونی است. شرکتهایی که بتوانند همراستایی خود را از طریق حسابرسیهای شخص ثالث ثابت کنند، ممکن است با مقیاس شدن توانمندیهای هوش مصنوعی، با موانع قانونی کمتری روبرو شوند. با این حال، تضاد بین مالکیت معنوی و شفافیت همچنان پابرجاست. فرآیندهای آموزش این مدلها از ارزشمندترین اسرار صنعت فناوری هستند.
آمودی پیشنهادی را مطرح کرد که به ارزیابان اجازه میدهد یافتههای کلیدی درباره سطوح ریسک، حوادث و میزان دسترسیهایی که دریافت کردهاند (یا نکردهاند) را بدون کنترل تحریریه Anthropic منتشر کنند. آزمون واقعی این خواهد بود که آیا OpenAI و Anthropic واقعاً کنترل فرآیند گزارشدهی را واگذار میکنند یا خیر، زیرا تلاشهای قبلی نشان میدهد این تسلیم شدن به راحتی اتفاق نمیافتد.
باید منتظر انتشار یک چارچوب شفاف و در سطح صنعت برای حسابرسان بود. جان استایدلی پیشنهاد میکند این چارچوب باید شامل استانداردهایی باشد که مشخص کند شرکتها به کدام حسابرسان میتوانند اعتماد کنند؛ تا از «خرید» ارزیابان غیرمتخصص توسط شرکتها (کسانی که علاقهای به ارزیابی نگرانکنندهترین ریسکها ندارند) جلوگیری شود. سیگنال حیاتی بعدی این خواهد بود که آیا این شرکتها به ارزیابان اجازه میدهند یافتههایی را که صراحتاً «منفی» هستند، بدون دوره بازبینی شرکتی منتشر کنند یا خیر.
سؤالات بیپاسخ درباره اجرا
علیرغم تعهدات عمومی، جزئیات قابل توجهی همچنان مفقود است. TechCrunch سؤالات مکرری پرسیده است، اما نه Anthropic و نه OpenAI جزئیات عملیاتی خاصی را به اشتراک نگذاشتهاند. صنعت هنوز منتظر است تا بداند:
- کدام ارزیابان خاص برای این برنامه انتخاب خواهند شد.
- تاریخ دقیق استقرار این ارزیابان چه زمانی است.
- تعداد کل پژوهشگران شخص ثالثی که قصد جذب آنها را دارند چقدر است.
- دقیقاً کدام سیستمها و اطلاعات داخلی قابل دسترسی خواهند بود.
- قوانین دقیق در مورد اینکه چه یافتههایی میتواند برای عموم افشا شود چیست.
این عدم شفافیت، بدبینی پژوهشگرانی مانند گلیو را تقویت میکند. او اشاره میکند که مالکیت معنوی این شرکتها به قدری ارزشمند است که آنها بهطور پیشفرض در مورد آنچه به اشتراک میگذارند بسیار محتاط خواهند بود. بدون یک چارچوب الزامآور قانونی، این پیشنهاد بیشتر یک ژست داوطلبانه از حسن نیت است تا یک تغییر تضمینشده در قدرت نظارتی.
گام بعدی شما
- دنبال کنید که آیا OpenAI و Anthropic اجازه انتشار نتایج «منفی» را بدون بازبینی داخلی میدهند یا خیر.
- بررسی کنید که کدام ارزیابان مستقل (مانند METR) برای این برنامهها انتخاب میشوند تا اعتبار نتایج را بسنجید.
- در صورت استفاده از مدلهای بنیادی، از متدهای «تیم قرمز» (Red Teaming) برای شناسایی رفتارهای پنهان در کاربردهای خاص خود استفاده کنید.
اما داستان سختافزاری این تحول حتی شگفتانگیزتر است — به تحلیل ما دربارهی تراشههای Blackwell مراجعه کنید.




گفتگو