تصور کنید در یکی از قدرتمندترین آزمایشگاههای هوش مصنوعی جهان، ناگهان صندلیهای مدیریت ارشد یکی پس از دیگری خالی شوند. این اتفاق اکنون در OpenAI در حال رخ دادن است و نشان میدهد که این شرکت در حال گذاری متلاطم از یک مرکز پژوهشی به یک ماشین درآمدزایی است. خروج بیش از ۱۲ مدیر ارشد از ابتدای سال ۲۰۲۶، سیگنالی از یک تغییر داخلی شدید در این آزمایشگاه پیشرو است. آخرین مورد از این خروجها هفته گذشته (اوت ۲۰۲۶) رخ داد؛ جایی که کریس مالون، رئیس مراکز داده، پس از دورهای کوتاه که از مارس ۲۰۲۴ آغاز شده بود، شرکت را ترک کرد.
این خروجهای دستهجمعی در حالی رخ میدهد که شرکت تلاش میکند رشد خیرهکننده خود را با زیانهای هنگفت و ناپایدار متوازن کند. برای درک این وضعیت، باید بدانید که OpenAI شبیه به استارتاپی است که ابتدا برای کشف آتش تلاش میکرد، اما حالا باید برای زنده ماندن، این آتش را به گرمکنهای صنعتی تبدیل کند و بفروشد. برای مثال، اپلیکیشن دسکتاپ این شرکت برای کدنویسی عاملمحور (Agentic Coding) تنها در دو ماه ۱۵ میلیون مشترک جذب کرده است، اما فشار مالی همچنان در حال افزایش است. همانطور که در تحلیل قبلی ما دربارهی اکوسیستمهای آماده برای عاملها و چالش WebMCP اشاره کردیم، این شرکت اکنون از پژوهش خالص به سمت تجاریسازی تهاجمی تغییر مسیر داده است. این رویکرد تهاجمی در حالی است که برخی غولهای فناوری در مسیر جایگزینی نیروی انسانی با عاملها با شکست مواجه شدهاند؛ مانند تجربه متا در پروژه OT که نشان داد اتکای مطلق به عاملهای هوش مصنوعی برای مدیریت سازمانها لزوماً به موفقیت منجر نمیشود.
به گزارش TechCrunch، این آشفتگی داخلی با سازماندهی مجددی گره خورده است که توسط گرگ بروکمن (Greg Brockman)، رئیس شرکت، هدایت میشود. بروکمن که در سال ۲۰۱۹ با روی کار آمدن سم آلتمن (Sam Altman) بهعنوان مدیرعامل، بسیاری از اختیارات مدیریتیاش را از دست داده بود، اکنون نظارت بر هر دو تیم زیرساخت و محصول را بر عهده گرفته است.
ابعاد خروج مدیران
تعداد مدیرانی که از ابتدای سال ۲۰۲۶ شرکت را ترک کردهاند به بیش از ۱۲ نفر میرسد. این فهرست شامل نقشهای حیاتی و استراتژیک است:
- مدیر عملیاتی (COO)
- مدیر درآمد (CRO)
- مدیر بازاریابی (CMO)
- کریس مالون (Chris Malone)، رئیس مرکز داده (Data Center) — شبیه به مدیر یک نیروگاه عظیم که برق لازم برای تفکر مدلها را تأمین میکند.
- معاون ارشد سم آلتمن
- چندین سرپرست تیم
OpenAI در پاسخ به TechCrunch اعلام کرد که خروج مالون بهطور خاص نتیجه سازماندهی مجدد تیم زیرساخت است. این تیم اکنون به ساچین کاتی، نایب رئیس شرکت، گزارش میدهد و او نیز مستقیماً زیر نظر بروکمن است. برای یک مدیر ارشد، این تغییر ساختاری در واقع به معنای پایین آمدن چندین پله در سلسلهمراتب سازمانی و کاهش قدرت تصمیمگیری است.
پویاییهای داخلی و بازگشت به قدرت
بازگشت بروکمن به قدرت ریشه در تاریخچهای پیچیده دارد. بر اساس کتاب «امپراتوری هوش مصنوعی» نوشته کارن هائو، بروکمن پس از سال ۲۰۱۹ نقشی تفرقهانگیز داشت. اگرچه نقش او در ساخت GPT-4 غیرقابل انکار است، اما او بذر رقابتهای داخلی را کاشت که در نهایت به بحران سال ۲۰۲۳ منجر شد؛ همان دورانی که هیئتمدیره برای مدت کوتاهی سم آلتمن را از مقام مدیرعاملی برکنار کرد.
بروکمن پس از یک استراحت کوتاه (Sabbatical) در سال ۲۰۲۴، اکنون مدیریت خود را بهطور مطلق بازپس گرفته است. این تغییر چنان عمیق و مطلق است که تیبو سوتیاو، مدیر بخش API و اپلیکیشنها، به TechCrunch گفته است: «میتوان گفت در نهایت همه به گرگ گزارش میدهند.»
فشار برای عرضه اولیه سهام (IPO)
محرک اصلی این تغییرات، فشارات مالی است. OpenAI در ژوئن ۲۰۲۶ اسناد محرمانهای را به کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC) ارائه کرد، هرچند انتظار میرود عرضه عمومی سهام تا سال ۲۰۲۷ رخ ندهد. این بازه زمانی بسیار غیرمعمول است؛ زیرا اکثر شرکتهایی که بهصورت محرمانه ثبت میکنند، ظرف ۵ ماه وارد بازار میشوند و شرکتی مانند SpaceX این مسیر را در کمتر از دو ماه طی کرد.
گزارشها حاکی از آن است که زیانهای این شرکت همگام با درآمدش در حال رشد است. این وضعیت در تضاد کامل با رقیبش، Anthropic است که گفته میشود به سوددهی رسیده است. احتمالاً هر دو شرکت بهزودی گزارشهای مالی خود را منتشر میکنند که میتواند مقایسهای مخاطرهآمیز برای اوپنایآی باشد و نقاط ضعف مالی آن را در برابر رقیبی بهینه برملا کند.
چرخش استراتژیک و کاهش هزینهها
سم آلتمن بهطور علنی پذیرفته است که ۱۲ ماه گذشته برای شرکت دشوار بوده است. استراتژی فعلی، حذف «پروژههای جانبی» گرانقیمت برای از بین بردن هزینههای زائد و به حداکثر رساندن درآمد است. اگرچه برخی خروجها به دلیل مسائل سلامتی بود، اما بسیاری دیگر نتیجه همین فشار برای تمرکز بر فرصتهای درآمدزا و حذف بخشهای غیرسودآور است.
این روند شبیه به چرخه رایج استارتاپهای بزرگ است؛ جایی که مؤسسان ابتدا مدیران باسابقه و حرفهای را برای مقیاسبندی جذب میکنند و سپس در آخرین گام پیش از IPO، دوباره کنترل را به دست میگیرند. خروج مدیرانی چون فیجی سیمو و کوین ویل، که از مدیران باسابقه صنعت بودند، نمونهای از همین الگو است. در دنیای سرمایهگذاری، این نوع بازسازیهای ساختاری برای افزایش بهرهوری، مشابه استراتژیهایی است که صندوقهایی مانند Thrive Holdings برای بازطراحی شرکتهای سنتی به کار میگیرند تا با تزریق سرمایه و تغییر مدیریت، مدلهای کسبوکار قدیمی را مدرن کنند.
برای کاربر عادی، این یعنی OpenAI احتمالاً قابلیتهایی را اولویت میدهد که سریعتر پولساز باشند، نه پژوهشهای تجربی و مخاطرهآمیز. قدرت گرفتن بروکمن، شرطبندی روی سابقه او در مقیاسبندی کسبوکارهاست؛ مشابه تجربهای که در سالهای ابتدایی Stripe داشت و در آنجا پیشرو در تلاشهای ورود به بازار (Go-to-market) بود.
اگر شرکت نتواند هزینههای خود را کاهش دهد و مدیریت را تثبیت کند، IPO سال ۲۰۲۷ با چالشهای بزرگی روبرو خواهد شد. بازار نرخ سوخت سرمایه (Burn Rate) اوپنایآی را مستقیماً با مدل بهینه و کمهزینهتر Anthropic مقایسه میکند. در حالی که GPT-5.6 فعلاً یکی از کارآمدترین و توانمندترین مدلهای بازار است، برتری فنی لزوماً به معنای پایداری عملیاتی نیست.
در روزهای آینده باید منتظر پروندههای SEC یا انتصابات رسمی مدیریتی باشیم تا مشخص شود آیا خلأ بهجایمانده از این مدیران توسط متخصصان جدید صنعت پر میشود یا توسط افراد وفادار به حلقه داخلی شرکت.
گام بعدی شما
- گزارشهای آتی SEC را برای بررسی نرخ زیان واقعی OpenAI دنبال کنید.
- تغییر در اولویتهای بهروزرسانی ChatGPT را رصد کنید تا ببینید آیا ویژگیهای تجاری جایگزین قابلیتهای پژوهشی میشوند یا خیر.
- مدلهای Anthropic را بهعنوان جایگزین احتمالی در صورت ناپایداری مدیریتی OpenAI بررسی کنید.
اما داستان سختافزاری این تحول حتی شگفتانگیزتر است — به تحلیل ما دربارهی تراشههای Blackwell مراجعه کنید.




گفتگو