تصور کنید مدیر محصولی هستید که بهجای صرف ساعتها وقت برای سازماندهی تسکها، ابزاری داشته باشد که خودش آن تسکها را اجرا کند. این دقیقاً همان شرطبندی بزرگی است که Monday.com با اخراج گسترده کارکنانش روی آن پیش میبرد.
به گزارش TechCrunch در ۲۲ ژوئیه ۲۰۲۶، این شرکت حدود ۶۳۰ نفر — یعنی ۲۰ درصد از کل نیروی کار جهانی خود — را کنار گذاشت تا بودجه لازم برای تغییر مدل عملیاتی به یک ساختار بومی هوش مصنوعی را تأمین کند. این اقدام نشاندهنده تغییر بنیادی در دیدگاه شرکت نسبت به نقش خود در محیطهای سازمانی است؛ یعنی گذار از ابزاری که صرفاً به انسانها در مدیریت کار کمک میکند، به ابزاری که فعالانه خودِ کار را برای آنها انجام میدهد. این تصمیم تنها یک اقدام برای کاهش هزینه نیست، بلکه آزمونی عمومی است تا ببینیم آیا هوش مصنوعی میتواند مدل عملیاتی یک شرکت SaaS را بدون آسیب رساندن به محصول، پایگاه مشتریان یا افرادی که برای اجرای این چرخش باقی ماندهاند، بازسازی کند یا خیر.
این بازسازی ساختاری در حالی رخ میدهد که صنعت نرمافزاری (SaaS) با تلاطم شدیدی دستوپنجه نرم میکند. طبق گزارشهای TechCrunch، در طول سال ۲۰۲۶، رکورد بیسابقهای ثبت شده و ۷۸ درصد از شرکتها نیاز به بازنگری استراتژی حول محور هوش مصنوعی را دلیل اصلی تعدیلهای خود دانستهاند. بر اساس دادههای Layoffs.fyi که توسط تککرانچ نقل شده، تا این لحظه بیش از ۱۲۲ هزار شغل در حوزه فناوری در سال ۲۰۲۶ حذف شدهاند و ماه مه شاهد رکورد ماهانهای در تعدیلها بودیم که در سالهای اخیر بیسابقه بود. همانطور که صنعت به بلوغ میرسد، وعدههای ساده درباره «ویژگیهای هوش مصنوعی» با تلاشی تهاجمیتر برای دستیابی به عاملهای خودگردان (Autonomous Agents) جایگزین میشود؛ عاملهایی که بتوانند فرآیندهای تجاری را بهصورت سرتاسری (End-to-End) مدیریت کنند.
چرخش استراتژیک
به نقل از نامهی مشترک مدیران عامل، روی مان (Roy Mann) و اران زینمن (Eran Zinman)، چشمانداز هسته شرکت در ۹ ماه گذشته دستخوش تغییر شده است. هدف فعلی ایجاد فضای کاری است که در آن انسانها و عاملهای هوش مصنوعی در یک محیط واحد همکاری کنند. این دو مدیر این چرخش را با عباراتی صریح توضیح دادند: «در ۹ ماه گذشته، ما چشمانداز اصلی شرکت را تغییر دادیم؛ از مدیریت کار به انجام دادنِ کار برای مشتریان ما، به گونهای که انسانها و عاملهای هوش مصنوعی در یک فضای کاری واحد با هم همکاری کنند.»
مدیریت Monday.com این تحول را بزرگترین تغییر محصولی در تاریخ اخیر شرکت توصیف میکند. نکته مهم این است که شرکت این تعدیلها را به عنوان یک عقبنشینی دفاعی یا تلاشی برای بقا معرفی نمیکند. در عوض، آنها آن را یک «بازنویسی سازمانی» بر اساس یک فرضیه محصولی جدید مینامند: مشتریان سازمانی به طور فزایندهای بهدنبال عاملهای هوش مصنوعی خواهند بود که درست در کنار کارکنان و در داخل همان فضای کاری فعالیت کنند.

تأثیرات مالی و نیروی انسانی
مقیاس این کاهش نیرو در چندین معیار مختلف، بسیار چشمگیر است. در حالی که نامهی مدیران و خبرگزاری TechCrunch عدد ۶۳۰ نفر را ذکر کردهاند، گزارش دیگری از Globes این تعداد را حدود ۶۲۰ نفر تخمین زده است.
- کاهش کل نیرو: ۲۰ درصد از کل نیروی کار در سطح جهانی.
- تعداد کارکنان اثرپذیر: حدود ۶۳۰ نفر (بر اساس تککرانچ و نامه مدیران)، هرچند Globes عدد ۶۲۰ را گزارش کرده است.
- تأثیر جغرافیایی: تخمین زده میشود حدود ۳۵۰ مورد از این اخراجها مربوط به کارکنان مستقر در اسرائیل باشد.
- هزینههای بازسازی: طبق گزارش TechCrunch، شرکت پیشبینی میکند که بین ۴۵ تا ۵۵ میلیون دلار هزینه بابت اقدامات مربوط به بازسازی ساختاری متحمل شود.
این تصمیمات در حالی گرفته میشود که فشار سرمایهگذاران به نقطه جوش رسیده است. دادههای Globes نشان میدهد قیمت سهام Monday.com از ابتدای سال شروع شده تا کنون ۵۰ درصد ریزش کرده و در مقایسه با اوج تاریخی خود، بیش از ۸۰ درصد کاهش یافته است. این زمینه نشان میدهد که چرخش به سمت هوش مصنوعی تحت فشار شدیدی صورت میگیرد، حتی اگر مدیریت شرکت انکار کند که این بازسازی صرفاً برای کاهش هزینههای کوتاهمدت است.
بازسازی پلتفرم کاری هوش مصنوعی
شرکت اکنون در حال هدایت منابع باقیمانده خود به سمت پلتفرم کاری هوش مصنوعی (AI Work Platform) است. این اکوسیستم جدید بهجای «کمک ساده»، برای «اجرای گردش کار» طراحی شده است. هدف این نیست که مدل فقط در نوشتن متن یا جستوجو کمک کند، بلکه هدف اتوماسیون گامهای تکراری و اجازه دادن به عاملها برای فعالیت مستقیم در داخل داشبوردها است. این رویکرد بازطراحی جامع، در تضاد با استراتژیهای بهینهتری است که در آن معماریهای ماژولار هوش مصنوعی برای جایگزینی تدریجی سیستمها به جای بازسازی کامل مورد استفاده قرار میگیرند.
اجزای کلیدی که هماکنون در این پلتفرم گنجانده شدهاند عبارتند از:
- سازندهی اپلیکیشن بدون کد (No-code): برای ایجاد سریع ابزارهای داخلی متناسب با نیاز هر سازمان.
- عاملهای هوش مصنوعی سفارشی: که قادرند در داشبوردها اقدام کرده و عملیات را پیش ببرند.
- ابزارهای خودکارسازی گردش کار: که بهطور خاص برای حذف گامهای دستی و تکراری طراحی شدهاند.
- چتبات گزارشدهی: ابزاری که برای تولید خودکار گزارشها و بهروزرسانی مداوم داشبوردها ساخته شده است.
واقعیت این است که مشتریان سازمانی صرفاً برای «برندینگ هوش مصنوعی» پول پرداخت نمیکنند؛ آنها زمانی هزینه میکنند که این ابزارها باعث کاهش هماهنگیهای دستی و کم کردن اصطکاکهای عملیاتی در تیمها شود. با این حال، حذف یکپنجم کارکنان همزمان با تغییر روایت محصول، ریسک اجرایی بزرگی را ایجاد میکند.
منطق «عصر هوش مصنوعی»
مدیریت استدلال میکند که ساختار سازمانی قبلی صرفاً برای عصر فعلی هوش مصنوعی نامناسب بود. Globes به نقل از نامهی مدیران نوشت: «اما مشخص شد که تغییر استراتژی و محصول به تنهایی کافی نیست. سازمانی که ما پیشتر ساخته بودیم، آن سازمانی نیست که برای عصر جدید هوش مصنوعی مناسب باشد.»
آنها معتقدند که با تخت کردن لایههای مدیریتی (Flattening) و ایجاد تیمهای کوچکتر و خودمختار، میتوانند سرعت تصمیمگیری را افزایش داده و مالکیت مستقیمتری روی پروژهها ایجاد کنند. آنها صراحتاً بیان کردند که این حرکت یک اقدام کوتاهمدت برای کاهش هزینه یا نتیجهی «بهرهوری ناشی از هوش مصنوعی» نیست، بلکه یک بازنویسی ساختاری برای تمرکز مجدد منابع روی نیروی انسانی متخصص، توسعه محصول، موتورهای هوش مصنوعی و رشد آتی است.
تحلیل انتقادی از این چرخش
این استراتژی با یک ریسک شناختهشده به نام «شکاف اجرایی» (Execution Gap) روبروست. حذف ۲۰ درصد کارکنان در حالی که محصول اصلی در حال بازطراحی است، میتواند منجر به افت کیفیت خدمات، تأخیر در پیادهسازی یا شکست در پوشش حسابهای سازمانی بزرگ شود. خریداران سازمانی میخواهند مطمئن شوند که پشتیبانی، رعایت استانداردهای انطباق (Compliance)، قابلیت اطمینان محصول و تحویل نقشهراه (Roadmap) دچار تخریب نمیشود؛ چرا که نرمافزارهای سازمانی به اندازه ویژگیهایشان، به «اعتماد» وابسته هستند.
برای سرمایهگذاران نیز محاسبات سخت است. اگرچه کاهش هزینهها در بلندمدت به حاشیه سود کمک میکند، اما پرداخت ۴۵ تا ۵۵ میلیون دلار هزینه بازسازی به این معناست که داستان صرفهجویی در کوتاهمدت شفاف و ساده نخواهد بود. اکنون شرکت باید ثابت کند که سرمایهگذاری در هوش مصنوعی مستقیماً به پذیرش واقعی محصول و گسترش تجاری تبدیل میشود.
برای کارکنانی که باقی ماندهاند و کسانی که بخش SaaS را دنبال میکنند، درس این اتفاق روشن است: ارزش بازار در حال انتقال به سمت مهارتهایی چون طراحی گردشکار هوش مصنوعی، تسلط بر دادهها، قضاوت محصولی و مدیریت اتوماسیون است. کارگران با این واقعیت ساده روبرو هستند که صدها نقش حذف شدند، زیرا شرکتها دیگر برای «مدیریت» استخدام نمیکنند و شروع به استخدام برای «اجرا» کردهاند.
پیروزی در این قمار به یک معیار تنگ و سختگیرانه بستگی دارد: Monday.com باید ثابت کند ابزارهای هوش مصنوعیاش ارزش افزوده مالی بیشتری ایجاد میکنند تا آنچه در اثر حذف تخصص انسانی و سقوط شدید ارزش بازار از دست رفته است. اگر اعتماد مشتری حفظ شود و سرعت تحویل محصول بالا برود، این یک بازنشانی دردناک اما منسجم خواهد بود. اما اگر اجرا کند شود یا رشد ضعیف گردد، قاببندی «هوش مصنوعی» تنها پوششی برای تعدیلهای بیش از حد به نظر خواهد رسید.
گام بعدی شما
- اگر از ابزارهای مدیریت کار استفاده میکنید، بررسی کنید کدام بخشهای تکراری گردشکار شما پتانسیل جایگزینی با عاملهای خودکار را دارد.
- گزارش سه ماهه بعدی Monday.com را دنبال کنید تا ببینید آیا نرخ رشد درآمد و حفظ مشتریان سازمانی با وجود کاهش نیرو ثابت مانده یا افت کرده است.
- مهارتهای خود را از «نظارت بر کار» به «طراحی سیستمهای اتوماسیون» تغییر دهید.
اما تأثیر این تغییرات بر قیمتگذاری سرویسهای ابری در سال آینده حتی حیاتیتر است — به تحلیل ما دربارهی هزینه استنتاج در مقیاس بزرگ مراجعه کنید.




گفتگو