تصور کنید فارغالتحصیل رشته علوم کامپیوتر باشید و متوجه شوید تنها مهارتی که برای ورود به بازار کار آموختهاید، حالا توسط یک ماشین با دقت و سرعت بیشتر انجام میشود. این کابوس برای هزاران جوان آمریکایی به واقعیت تبدیل شده است.
طبق اعلام آزمایشگاه اقتصاد دیجیتال استنفورد (Stanford's Digital Economy Lab)، اشتغال توسعهدهندگان نرمافزار آمریکایی بین ۲۲ تا ۲۵ سال از اوج خود در اواخر سال ۲۰۲۲ تاکنون ۱۹٪ کاهش یافته است. این سقوط بهطور مشخص نقشهایی را هدف قرار داده که در آنها هوش مصنوعی زاینده (Generative AI) — مثل کتابخانهداری که میلیاردها صفحه را خوانده و حالا با همان لحن جواب میدهد — بهجای کمک به انسان، بهطور کامل جایگزین وظایف او شده است. طبق بررسیهای این تیم، حتی پس از حذف متغیرهای مربوط به تکانههای اقتصادی شرکتها در سطح فردی، نرخ اشتغال جوانان در مشاغلی که در معرض هوش مصنوعی هستند، ۱۶٪ کاهش نسبی داشته است.
این تغییر در حالی رخ میدهد که هوش مصنوعی از ابزارهای سادهٔ تکمیل خودکار متن (Autocomplete) به برنامهنویسی عاملمحور (Agentic) تغییر مسیر داده است. در حالی که نسخههای اولیه ChatGPT تنها به توسعهدهندگان کمک میکردند تا خطوط کد را سریعتر بنویسند، عاملهای هوش مصنوعی (AI Agents) امروزی میتوانند یک «تیکت» یا تسک کامل را از ابتدا تا انتها اجرا کنند. این جهش در قابلیتها باعث شد هوش مصنوعی از یک دستیار مفید به جایگزینی مستقیم برای نیروی کار سطح تازهکار (Junior) تبدیل شود. دادهها نشان میدهند که این ریزش بلافاصله پس از عرضه ChatGPT رخ نداد؛ بلکه ابتدا چند ماه پیش از آن به اوج رسید، در طول سال ۲۰۲۳ در حالت نوسانی باقی ماند و در سال ۲۰۲۴ و اوایل ۲۰۲۵ با بیشترین سرعت پیش رفت.
همانطور که در تحلیلهای پیشین ما دربارهی امنیت مدلهای بازمتن اشاره کردیم، سرعت پذیرش ابزارها همیشه سریعتر از سازوکارهای نظارتی است. در اینجا نیز شاهد شکافی عمیق در دموگرافی شغلی هستیم.
به گزارش دادههای حقوق و دستمزدهای ADP، تضاد سنی شدیدی دیده میشود. در حالی که گروه ۲۲ تا ۲۵ سال با کاهش دو رقمی مواجه شدند، گروههای سنی بالای ۳۰ سال در واقع رشد کردند؛ بهطوری که اشتغال افراد ۴۱ تا ۴۹ ساله در همین بازه زمانی ۱۴٪ افزایش یافت. این موضوع نشان میدهد که هوش مصنوعی در حال پاک کردن کل حرفه برنامهنویسی نیست، بلکه بهطور انتخابی در حال حذف لایهی ورودی یا همان سطح تازهکار است.

برخی منتقدان ممکن است به عوامل اقتصادی دیگر در این بازه زمانی اشاره کنند. در همین بازه، شاهد پایان سیاست نرخ بهره صفر (ZIRP)، تغییرات مالیاتی مربوط به بخش ۱۷۴ (Section 174 tax change) و یک اصلاح کلی در استخدامهای پس از دوران پاندمی بودیم. با این حال، نتایج استنفورد حتی با کنترل متغیرهای مربوط به تکانههای سطح شرکت و میزان مواجهه با نرخ بهره نیز تکرار و تأیید شد. جالب است بدانید تنها حدود ۴.۵٪ از تعدیل نیروهای اعلامشده در سال ۲۰۲۵ مستقیماً توسط شرکتها به هوش مصنوعی نسبت داده شدند. با این حال، آسیب دقیقاً روی دوش جوانان ۲۲ تا ۲۵ سال در نقشهای قابلخودکارسازی متمرکز است، در حالی که همکاران ۴۰ ساله آنها در حال رشد و پیشرفت هستند. با توجه به اینکه سنگرایی (Ageism) معمولاً در صنعت تکنولوژی رایج است، اگر بازار صرفاً برای همه برنامهنویسان سخت شده بود، باید انتظار نتایج معکوس را میداشتیم.
سایر شاخصها نیز این انجماد سیستمی در استخدام تازهکارها را تأیید میکنند:
- آگهیهای شغلی سطح پایین (Entry-level) نرمافزاری نسبت به اوج سال ۲۰۲۲، ۲۸٪ کاهش یافته است.
- فارغالتحصیلان علوم کامپیوتر اکنون با نرخ بیکاری ۶.۱٪ مواجه هستند.
- برای نخستین بار در چندین سال اخیر، نرخ بیکاری فارغالتحصیلان علوم کامپیوتر از فارغالتحصیلان رشتههای علوم انسانی (Liberal Arts) پیشی گرفته است؛ اتفاقی که دقیقاً معکوس وضعیت بازار کار در سال ۲۰۱۹ است.
اما باید به این نکته توجه کرد که اقتصاد کلان در رکود نیست. اشتغال کل در آمریکا از می ۲۰۲۴ تا می ۲۰۲۵ حدود ۰.۸٪ رشد کرده است. مشاغل مربوط به کامپیوتر و ریاضیات با رشد ۱.۳٪، سریعتر از کل اقتصاد رشد کردهاند.
تحقیقات در ایالات متحده و دانمارک و همچنین پژوهشهای شرکت Anthropic هیچ رابطه مستقیمی بین مواجهه با هوش مصنوعی و کاهش کل اشتغال در سطح کلان (Aggregate) پیدا نکردند. برای مثال، یک مطالعه در دانمارک با استفاده از سوابق حقوق و دستمزدهای دولتی، اثرات کلی بزرگتر از ۱٪ را رد کرد. این تضاد یک پارادوکس ایجاد میکند: طبق دادههای اداره آمار کار آمریکا (BLS)، تعداد کل توسعهدهندگان نرمافزار از ۱.۵۳ میلیون نفر در می ۲۰۲۲ به ۱.۶۹ میلیون نفر در می ۲۰۲۵ رسیده است که نشاندهنده ۱۰٪ افزایش است.
دلیل این موضوع در «سنگینی وزن» یا توزیع نیروی کار نهفته است. اشتغال کل توسعهدهندگان از اکتبر ۲۰۲۲ تاکنون ۴.۴٪ رشد کرده است. با این حال، تازهکارها (که بر اساس سن تعریف شدهاند) تنها حدود ۸٪ از کل نیروی کار توسعهدهنده را تشکیل میدهند. بنابراین، یک فاجعه برای این درصد کوچک، بهسختی میانگین کلی را تغییر میدهد. حتی اگر درصد تخمینی تازهکارها را دو برابر کنیم، باز هم میانگین کل مثبت میماند. به همین دلیل است که مطالعاتی که به میانگینها نگاه میکنند چیزی نمییابند، اما مطالعاتی که متمرکز بر تازهکارها هستند، شاهد یک کشتار شغلیاند.
در واقع بازار در حال تغییر ماهیت است. دادههای BLS نشان میدهد که یک نوع خاص از کار در حال نابودی است. بین می ۲۰۲۴ و می ۲۰۲۵، شغل «برنامهنویس کامپیوتر» (Computer Programmer) — که به عنوان افرادی تعریف میشود که کد را طبق مشخصات شخص دیگری مینویسند — در یک سال ۱۶٪ سقوط کرده است. برای درک بهتر این رقم، BLS پیش از این پیشبینی کرده بود که این شغل تنها ۶٪ در هر دهه کاهش یابد.

کاهشهای مشخص دیگر عبارتند از:
- توسعهدهندگان وب: ۱۱٪ کاهش
- تسترهای QA (تضمین کیفیت): ۶.۵٪ کاهش
در مقابل، نقشهایی که نیازمند قضاوت سطح بالا و نظارت معماری هستند در حال رشدند:
- دانشمندان داده (Data Scientists): ۱۲٪ رشد
- تحلیلگران سیستم (Systems Analysts): ۴.۴٪ رشد
- دستهبندی کلی «توسعهدهنده نرمافزار»: ۲٪ رشد
بازار در واقع در حال معاوضه «کُدنویسان» با «معماران» است. شغلهایی که از بین میروند آنهایی هستند که محصول نهاییشان کدی نوشته شده طبق دستور (Spec) است؛ و شغلهایی که رشد میکنند آنهایی هستند که محصولشان «قضاوت درباره اینکه چه کدی باید وجود داشته باشد» است.
در حالی که استخدام حرفهای تازهکارها سقوط کرده، خلق نرمافزار در اوج است. موج جدیدی از توسعهدهندگان ظهور کردهاند که خود را «برنامهنویس» نمینامند. گیتهاب (GitHub) در آخرین سال Octoverse خود ۳۶ میلیون حساب جدید اضافه کرد — یعنی بیش از یک توسعهدهنده جدید در هر ثانیه — و ۱۲۱ میلیون مخزن (Repository) جدید ایجاد شد. این سریعترین رشد در تاریخ این پلتفرم است که باعث شد زیرساختهای آنها تحت فشار شدید قرار گیرد. نکته قابل توجه این است که ۸۰٪ از این تازهواردان در اولین هفته فعالیت خود از Copilot استفاده کردند.
این جهش در اپاستور اپل بهوضوح دیده میشود. از زمان رسیدن به اوج در سال ۲۰۱۶، تعداد اپلیکیشنهای ارسالی جدید برای هشت سال متوالی کاهش یافته بود. اما در سال ۲۰۲۵، این رقم ۲۴٪ رشد کرد. تا سهماه اول ۲۰۲۶، ارسالیهای iOS نسبت به سال قبل ۸۰٪ افزایش یافت. این حجم از ارسالیها بهقدری زیاد بود که زمان بررسی اپل از دو روز به چندین هفته افزایش یافت.

ترکیب دستهبندی این اپها به سمت ابزارهای بهرهوری (Productivity)، ابزارهای کاربردی (Utilities) و اپهای سبک زندگی (Lifestyle) تغییر کرد. این نشان میدهد که افراد برای نخستین بار در حال حل مشکلات شخصی خود هستند، نه اینکه استودیوهای حرفهای به دنبال درآمد از طریق بازیها باشند.
این افراد چه کسانی هستند؟ آنها همان «وایب-کُدنویسها» (Vibe-Coders) هستند:
- در Vercel، حدود ۶۳٪ از کاربران وایب-کدینگ، غیربرنامهنویس هستند.
- در Lovable، ۶۰٪ کاربران غیربرنامهنویساند و روزانه بیش از ۱۰۰ هزار پروژه جدید میسازند.
- Replit مدعی است ۵۰ میلیون نفر از پلتفرمش استفاده کردهاند.
این کاربران در واقع مارکترها، مؤسسان استارتاپ، معلمان، تحلیلگران و مدیران محصول هستند. یک مدیر مارکتینگ که داشبورد تحلیل خود را وایب-کد میکند، در دادههای آماری BLS همچنان یک «مدیر مارکتینگ» است. برنامهنویسی از یک «عنوان شغلی» به یک «قابلیت عمومی» تبدیل شده است؛ درست مثل تایپ کردن که زمانی یک شغل مستقل بود و بعد به یک مهارت پایه اداری تبدیل شد که از همه انتظار میرفت بلد باشند.
اما این تکامل یک شکاف ساختاری خطرناک ایجاد میکند. نردبان سنتی مهندسی نرمافزار یک چرخه بود: یک تازهکار استخدام میشد تا کدی متوسط بنویسد، یک مهندس ارشد آن را بررسی میکرد و تازهکار بهمرور زمان از طریق تکرار و اصلاح، «قضاوت فنی» را میآموخت. یک دهه بعد، آن تازهکار به مهندس ارشد تبدیل میشد.
حالا این زنجیره قطع شده است. چون هوش مصنوعی اکنون کدهای متوسط را میزند، شرکتها دیگر نیازی به استخدام توسعهدهنده تازهکار نمیبینند. در نتیجه، کسی در صف نیست تا به ارشدی تبدیل شود که بداند چگونه کد را بررسی و نقد کند.
این نبودِ نظارت همین حالا باعث شکستهای تولیدی شده است:
- مطالعه Veracode نشان داد ۴۵٪ از کدهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی در تستهای امنیتی پایه OWASP شکست میخورند.
- بررسی دادههای حسابرسی اپهای وایب-کدشده نشان داد ۱۰٪ آنها دارای نقصهای امنیتی بحرانی در سطح ردیفها (Row-level security) هستند که باعث افشای دادههای کاربران میشود.
نرمافزار با مقیاسی بیسابقه ساخته میشود، اما لایه قضاوت و نظارت رشد نمیکند. مکانیسمی که این قضاوت را میساخت — یعنی شاگردی در محیط استخدامی — فروپاشیده است.
اکنون صنعت برای حل این شکاف به دو مسیر احتمالی تقسیم شده است. IBM استخدام تازهکاران خود را سه برابر کرده است. نظریه آنها این است که تازهکاران مجهز به هوش مصنوعی میتوانند کارهای سطح ارشد را انجام دهند و نقش آنها را به جای تایپ کد، حول محور ارتباط با مشتری و تعریف نیازمندیها بازطراحی کنند. در مقابل، Salesforce در سال مالی گذشته هیچ مهندس تازهکاری استخدام نکرد.

پیروزی هر یک از این دو مدل تعیین میکند که آیا در سال ۲۰۳۶ اصلاً توسعهدهنده ارشدی وجود خواهد داشت یا خیر. با این حال، نشانههایی از رسیدن به کفِ بازار دیده میشود. دادههای Indeed نشان میدهد آگهیهای شغلی در ماه می ۲۰۲۵ به پایینترین سطح خود رسیدند و پس از آن برای ۱۳ ماه متوالی رشد کردهاند که به معنی ۱۰٪ افزایش سالانه است.
اگر خط اشتغال ۲۲ تا ۲۵ سال در دادههای استنفورد صعودی شود، یعنی بازار تعادل جدیدی یافته است. اما اگر کارفرمایان برنامههایی شبیه IBM برای بازسازی نردبان حرفهای اجرا نکنند، رونق فعلی در خلق نرمافزار ممکن است به یک سقوط منجر شود. برای فارغالتحصیلان فعلی، هدف دیگر صرفاً «نوشتن کد» نیست، بلکه تسلط بر «قضاوت» در مورد اینکه چه کدی باید وجود داشته باشد و چگونه در دنیای خودکار، امن باشد.
گام بعدی شما
- اگر فارغالتحصیل هستید، تمرکز خود را از «سینتکس» به «طراحی سیستم» و «امنیت کد» تغییر دهید؛ بازار دیگر کدنویس نمیخواهد، بلکه معمار میطلبد.
- برای مدیران محصول، زمان یادگیری ابزارهای وایب-کدینگ (مانند Lovable یا Replit) رسیده تا بدون وابستگی به تیم فنی، نمونههای اولیه (Prototype) بسازند.
- مهندسان ارشد باید روشهای جدیدی برای «منتورینگ» ابداع کنند، زیرا روش سنتی بررسی کد در محیط اداری در حال نابودی است.
اما این بحران استخدام تنها بخشی از ماجراست؛ اثر موجگونهی این تغییر بر اقتصادِ توسعهی متنباز را در گزارش بعدی بررسی خواهیم کرد.




گفتگو