تصور کنید یک معاملهگر ۲۱ ساله در نیجریه، تنها با نوشتن اپیزودهای پشتسرهم از سریالهای رادیویی جعلی، هر دو هفته ۷۰۰ دلار کسب میکند. او و هزاران نفر دیگر، پلتفرم X را به مزرعهای برای کشت «سلاپ» (Slop) یا همان محتوای بیارزش تبدیل کردهاند تا از جیب ایلان ماسک پول درآورند. این روایتهای ساختگی اولشخص درباره رستگاری قضایی و شرمساری عمومی، بهگونهای طراحی شدهاند که ضربات دوپامینی ایجاد کرده و بازدیدها را به حداکثر برسانند. به عنوان مثال، یکی از این داستانها با زنی در دادگاه فدرال آغاز میشود که متقاعد شده آزادی خود را از دست خواهد داد؛ زیرا همسرش شش ماه تمام همه، از جمله دخترشان را متقاعد کرده بود که او میلیونها دلار از شرکتی که خودش ساخته، دزدیده است. نقطه اوج داستان زمانی رخ میدهد که پسر ۹ ساله او با یک کولهپشتی آبی قدیمی وارد دادگاه میشود و به قاضی میگوید: «جناب قاضی، من میدانم چه کسی مادرم را 함تراشی کرده است. آنها همین حالا در این اتاق نشستهاند.»
این موج از محتواهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی زاینده (Generative AI) — که شبیه به غذاهای آماده و ارزانقیمتی است که ظاهر خوبی دارند اما هیچ ارزش غذایی ندارند — دقیقاً با اجرای برنامه X Creative Revenue Sharing همزمان شده است. طبق اعلام X، این سامانه به کاربرانی پرداخت میکند که تعامل بالایی ایجاد کنند، به شرطی که کاربر Premium X باشند، حداقل ۵۰۰ دنبالکننده تأییدشده (Verified) داشته باشند و در سه ماه گذشته حداقل ۵ میلیون بازدید (Impression) کسب کرده باشند. هرچند هدف این برنامه تشویق «محتوای اصیل و باکیفیت» بود، اما ساختار فعلی هر پستی را که ویروسی شود پاداش میدهد، فارغ از اینکه حقیقت داشته باشد یا نه.
همانطور که در تحلیلهای قبلی ما دربارهی اقتصاد توجه و الگوریتمهای شبکههای اجتماعی اشاره کردیم، هر چیزی که باعث ترشح دوپامین شود، توسط سیستم تقویت میشود. در اینجا، «سلاپ» دقیقاً همین کار را میکند.
راب کور، استاد مرکز تحقیقات قومنگاری دیجیتال RMIT استرالیا، معتقد است این پستها ساختاری صلب و تکراری، شبیه به غزلهای کلاسیک دارند:
- قلاب: ایجاد خشم با نمایش فردی بیگناه که بهطور ناحق اخراج شده، از خانه بیرون انداخته شده، کلاه برداشته شده، جایگاه قانونیاش در حملونقل عمومی را از دست داده یا مورد ظلم قضایی قرار گرفته است.
- چرخش: نجات قهرمان داستان (Underdog) در حالی که دشمن شکست میخورد، تحقیر میشود و مورد شرمساری عمومی قرار میگیرد.
- گرهگشایی: افشای ناگهانی یک مدرک، مانند یک ضبط صدای مخفی یا اسناد مهروموم شده، که عدالت را در لحظه اجرا میکند.
کور اشاره میکند که این ابزارهای داستانی اغلب در مناقشات طلاق یا اجرای وصیتنامههای خانوادگی ظاهر میشوند. در نسخههای سادهتر، ممکن است مسافری در هواپیما با شدت صندلی تعیینشده خود را نگه دارد، در حالی که «مفتسواران بیادب» مجبور میشوند در یک «پیادهروی شرمآور» به ته هواپیما بروند.
به گزارش جنا راسل، کاندیدای PhD دانشگاه مریلند، اسپمرها برای کمترین تلاش، روی نقاط ضعف روانشناختی انسانها یعنی «تشنگی برای عدالت و انتقام» شرطبندی میکنند. آنها از کلیشههای شناختهشده استفاده کرده و صرفاً از هوش مصنوعی میخواهند متنی بنویسد که با این الگو همخوانی داشته باشد. اینها از مهندسی پرامپت (Prompt Engineering) — که مثل هنرِ درست سؤال پرسیدن از یک مشاور باتجربه است تا دقیقترین جواب را بگیرید — استفاده میکنند تا مدلهای AI داستانهایی با این الگو بنویسند.
یکی از این سازندگان با نام کاربری BIGBEN اعتراف کرد که از Grok یا ChatGPT برای نوشتن این رشتهتوییتها استفاده میکند. او مدعی است برخی ایدهها از تجربیاتی میآید که دیگران با او به اشتراک گذاشتهاند، اما اعتراف کرد که برای نوشتن متن نهایی از AI استفاده میکند. یکی از داستانهای او دربارهی یک «همسر دومِ مورد آزار» تنها در دو روز ۱.۵ میلیون بازدید گرفت.
وقتی خبرنگاران برای یک تبادل اطلاعاتی با او تماس گرفتند، BIGBEN در ابتدا این پرسوجو را با یک پیشنهاد شراکت اشتباه گرفت و پیشنهاد داد که اگر داستانها در Backchannel آپلود شوند، نویسنده میتواند «جریان نقدی» (Cash Flow) ایجاد کند. او با لحنی تجاری پرسید: «قبل از اینکه اهرم فشارم را لو بدهم، چه سودی برای من دارد؟»
در مقابل، X تلاش کرده است تا جلوی رفتارهای متقلبانه را بگیرد. طبق مستندات رسمی این پلتفرم:
- مه ۲۰۲۵: شکایت از ۸ تولیدکننده محتوا در ویتنام و ۲۵ شخص ناشناس (John Does) برای کسب درآمد جعلی از طریق انتشار محتوای ساختگی AI و استفاده از باتهای تعاملی برای بالا بردن Engagement.
- آوریل ۲۰۲۵: قطع پرداخت برای «تجمیعکنندگان» (Aggregators) که صرفاً اخبار منابع دیگر را بازنشر میکردند و تهدید به تحریم کسانی که بیش از حد از تگ BREAKING استفاده میکردند.
- ۱۶ ژوئیه ۲۰۲۵: حذف میلیونها پستی که محتوای پیشتر منتشر شده توسط دیگران را سرقت کرده بودند.
با این حال، حفرهی «ملودرامهای هوش مصنوعی» همچنان باز است. شرکت xAI (که اکنون بخشی از اکوسیستم SpaceX است)، هنوز توضیح رسمی نداده که چگونه این نوع قصهپردازیهای مصنوعی را طبقهبندی میکند یا قصد دارد چگونه با آنها مبارزه کند.
این داستانها موفقاند چون از روانشناسی انسان سوءاستفاده میکنند. حس پیروزی عدالت، پاداد شیمیایی ایجاد میکند که کاربر را به اسکرول کردن ادامه میدهد. این وضعیت یک حلقه بازخورد ایجاد میکند که در آن الگوریتم، دستکاریشدهترین محتواها را ترویج میکند چون «تعاملیترین» هستند.
برای کاربر عادی، این به معنای ناپدید شدن مرز بین تجربه انسانی واقعی و مهندسی پرامپتهای مصنوعی است. وقتی داستان تکبکزدن یک پسر در دادگاه برای نجات مادرش، تنها نتیجهی یک پرامپت ساده در نیجریه است، تمام آن واکنشهای احساسی کاربران توخالی است. در مورد داستان دادگاه BIGBEN، «پایان خوش» این بود که پسر یک ضبط صدای دیجیتال در دفتر پدرش کار گذاشته بود تا مادرش را تبرئه کرده و همسر را پشت میلههای زندان بیندازد.
این روند نشان میدهد که «تعامل اصیل» در آینده به کالایی تبدیل میشود که میتوان آن را برای سود مالی شبیهسازی کرد. با تبدیل شدن نوشتار AI به چیزی که از انسان قابل تشخیص نیست، هزینه اعتماد در شبکههای اجتماعی بهشدت افزایش مییابد. باید منتظر ماند و دید xAI چگونه مکانیزمهای شناسایی متنهای مصنوعی خود را تکامل میدهد، چرا که نبرد بین «سلاپهای درآمدمحور» و محتوای واقعی شدت میگیرد.
گام بعدی شما
- اگر محتوایی با ساختار «ظلم شدید $
ightarrow$ افشای مدرک $
ightarrow$ عدالت سریع» دیدید، احتمالاً با یک محصول AI روبرو هستید؛ تعامل با این پستها فقط باعث تغذیه الگوریتم سلاپ میشود. - برای تولیدکنندگان محتوا: تمرکز بر «شخصیتپردازی واقعی» تنها راه بقا در برابر سیل محتوای مصنوعی است.
- دنبال کنید که آیا xAI ابزارهای شناسایی متنهای مصنوعی را در سطح API برای کاربران Premium عرضه میکند یا خیر.
اما نبرد بین محتوای واقعی و «سلاپ» تازه شروع شده است؛ اثر این موج بر کاهش ارزش تبلیغات در X را در گزارش بعدی بررسی خواهیم کرد.




گفتگو