تصور کنید یکی از فیلمسازان مورد علاقهتان ویدیویی خیرهکننده منتشر کند، اما بعداً بفهمید تمام آن تحسینها بخشی از یک قرارداد پنهان با یک شرکت فناوری بوده است. این دقیقاً همان اتفاقی است که اکنون برای طرفداران ماتی هاپویا (Matti Haapoja) و سم کولدر (Sam Kolder) رخ داده است.
در ۲۱ اوت ۲۰۲۶، اسکرینشاتهایی از پیشنهادهای همکاری شرکتهای روابط عمومی منتشر شد که نشان میداد این دو فیلمساز برجسته، ابزارهای هوش مصنوعی زاینده (Generative AI) — شبیه به دستیاری که میتواند از روی توصیفات شما، صحنههایی خلق کند که هرگز فیلمبرداری نشدهاند — متعلق به پلتفرم Higgsfield را بدون اعلام شفافِ ماهیت تبلیغاتیشان ترویج کردهاند. این استراتژی ترویج پنهان در حالی صورت میگیرد که Higgsfield اخیراً با تمرکز بر مدلهای B2B به ارزشگذاری ۵.۴ میلیارد دلاری دست یافته است.
این تنش در حالی رخ میدهد که هوش مصنوعی بهسرعت در حال نفوذ به تولیدات حرفهای ویدیو است. همانطور که در تحلیلهای قبلی ما دربارهی اخلاقیات مدلهای مولد اشاره کردیم، بحث اصلی دیگر فقط ابزارها نیستند، بلکه نحوه آموزش آنهاست؛ تقابلی میان کسانی که AI را ضربهزن بهرهوری میبینند و کسانی که آن را تهدیدی برای هنر انسانی میدانند. در همین راستا، برخی استارتاپها سعی دارند با مدلهای جایگزین، این شکاف را پر کنند؛ برای مثال پلتفرم Pippa رویکردی متفاوت را برگزیده و به هنرمندان بابت استفاده از سبکشان دستمزد میدهد.
به گزارش The Verge، این سازندگان قابلیت Seedance 2.5 را به نمایش گذاشتند. جزئیات این کمپین تبلیغاتی شامل موارد زیر بود:
- ویدیوی ماتی هاپویا با سبک «تبلیغات تلویزیونی» که در آن از نسخههای ساختهشده با AI از یوتیوبرهایی مثل Mikyle “N3on” Rafiq استفاده شده بود.
- فیلم کوتاه سم کولدر با عنوان «AI جای من را میگیرد» که تصاویر واقعی را با تصاویر عجیب یک ربات در موریتانی ترکیب کرده بود.
- قرار دادن لینک افیلیت در کپشن کولدر برای ارائه ۳۰ درصد تخفیف در اشتراکهای سالانه.
مارکز براونلی (Marques Brownlee)، بررسیکننده مشهور تکنولوژی، بهطور مشخص از هاپویا انتقاد کرد. براونلی استدلال کرد که مقایسه AI با دوربین Canon EOS 5D Mark II اشتباه است؛ زیرا دوربین یک ابزار فیزیکی است که به مهارت انسانی نیاز دارد، اما AI روی آثار انسانها آموزش دیده بدون اینکه به هنرمندان اصلی اعتباری داده شود.
این واکنشها نشان میدهد که مخاطبان دیگر با «مبلغان AI» مدارا نمیکنند. در حالی که بازیگران فیلم Cully Hill Boys به دلیل اجاره دادن چهرهشان مورد انتقاد شدید قرار نگرفتند، هاپویا و کولدر به دلیل نقش «سفیران پنهان برند» جریمه شدند. مخاطب اکنون بیش از آنکه به خود تکنولوژی واکنش نشان دهد، به فریب در همکاریها حساس است. این نگرانیها تنها محدود به شفافیت تبلیغاتی نیست، بلکه به تأثیرات روانی بر خالقان اثر نیز میرسد، مشابه تجربه هنک گرین که از کاهش خلاقیت به دلیل وابستگی به AI سخن گفت.
برای یک تولیدکننده محتوا، این یعنی دوران «ماه عسل» تبلیغات AI به پایان رسیده است. شفافیت اکنون یک ضرورت رقابتی است؛ چرا که عدم برچسبگذاری اسپانسرها سریعتر از آنکه AI گردشکار شما را تغییر دهد، مخاطبان وفادار را میراند.
گام بعدی شما
- اگر از ابزارهای AI در تولید محتوا استفاده میکنید، از همین حالا برچسبهای شفاف «ساخته شده با AI» را به آثار خود اضافه کنید.
- در قراردادهای همکاری با شرکتهای AI، بندهای مربوط به افشای شفافیت (Disclosure) را بازنگری کنید.
- بررسی کنید که آیا ابزارهای مورد استفاده شما، حق اثر هنرمندان اصلی را در آموزش مدلهای خود رعایت کردهاند یا خیر.
اما داستان سختافزاری این تحول حتی شگفتانگیزتر است — به تحلیل ما دربارهی تراشههای Blackwell مراجعه کنید.




گفتگو