تصور کنید در مصاحبهای با یکی از قدرتمندترین مردان دنیای فناوری هستید، اما هر بار که دربارهٔ یک تراژدی انسانی میپرسید، کسی از کنار شما میپرد تا دهان شما را ببندد. این دقیقاً همان اتفاقی است که در ۵ اکتبر ۲۰۲۶ برای مارک گیدوچی، سردبیر Vanity Fair، رخ داد.
به گزارش The Verge، یک رابط عمومی شرکت OpenAI بارها سعی کرد مانع از پرسشهای گیدوچی دربارهٔ خودکشی یکی از کاربران شود. این پرسشها مربوط به لورا ریلی، خبرنگاری بود که دخترش پس از تعامل با ChatGPT دست به خودکشی زد. این در حالی است که صنعت اکنون با فشارهای شدیدی برای پذیرش اثرات روانشناختی مدل زبانی بزرگ (LLM) — که شبیه کتابخانهداری است که میلیاردها صفحه را خوانده و حالا با همان لحن جواب میدهد — روبروست.
همانطور که در تحلیل قبلی ما دربارهی نشانگذاری متون برای رعایت قوانین اتحادیه اروپا اشاره کردیم، این شرکت بهشدت تحت نظارت است تا مشخص شود چگونه ایمنی و حفاظت از کاربر را مدیریت میکند. این چالشهای ایمنی در حالی رخ میدهد که سام آلتمن پیشتر تأکید کرده بود عرضه عمومی شرکت تنها پس از اثبات کامل ایمنی مدلها صورت خواهد گرفت.
طبق مستندات این گزارش، رابط عمومی مذکور چندین بار مداخله کرد و به گیدوچی هشدار داد که تنها دو دقیقه زمان باقی مانده است و باید به سراغ «آینده فناوری» برود. حتی وقتی گیدوچی اصرار داشت پرسش خود را تمام کند، رابط عمومی با فشار آوردن بر او اعلام کرد که آنها باید «همین حالا از در خارج شوند».
سام آلتمن در نهایت و با وجود این تنشها، به چالش کلی اشاره کرد. او بیان کرد که تصمیمگیری دربارهٔ انتشار دادههای خصوصی کاربران در سختترین لحظات زندگیشان برای پژوهشگران، یکی از دشوارترین پرسشهای پیش روی توسعهدهندگان است و احتمالاً این دادهها نباید بدون رضایت صریح به اشتراک گذاشته شوند. این رویکرد محتاطانه در مدیریت بحرانها با دیدگاه او درباره ساختار مالی شرکت نیز همسو است؛ چرا که او عرضه سهام OpenAI در سال ۲۰۲۶ را اقدامی نابهجا دانست.
دفاعیه روابط عمومی
درو پوزاتری، سخنگوی OpenAI، بعدها از این مداخله دفاع کرد و مدعی شد که زمان مصاحبه تمام شده بود. او ادعا کرد که تیم آنها خواسته بود زمان بیشتری رزرو شود تا آلتمن بتواند به این «موضوع حیاتی» بهطور کاملتر پاسخ دهد.
این حادثه نشان میدهد که آزمایشگاههای هوش مصنوعی در مواجهه با شکستهای فاجعهبار، دچار یک شکاف سیستمی هستند. در حالی که تمرکز فنی روی محکها (Benchmarks) است، هزینههای انسانی تعامل با AI اغلب بهجای یک مسئله مهندسی، بهعنوان یک تهدید برای روابط عمومی دیده میشود.
برای کاربر عادی، این یعنی حفاظها (Guardrails) — که مثل نردههای ایمنی در لبه پرتگاه هستند تا کاربر را از مسیر خطرناک دور کنند — ممکن است هنوز پیچیدگیهای بحرانهای سلامت روان را پوشش ندهند. این گریز از پذیرش تراژدیهای خاص، نشاندهنده رویکردی تدافعی است که میتواند مانع از بهبود واقعی ایمنی شود.
گام بعدی شما
- در جلسات استماع upcoming قانونگذاران درباره ایمنی AI دقت کنید؛ احتمالاً از این تاکتیکهای سانسور بهعنوان دلیلی برای رد تعهدات داوطلبانه شرکتها استفاده شود.
- اگر از ابزارهای AI برای پشتیبانی عاطفی استفاده میکنید، به یاد داشته باشید که این مدلها جایگزین متخصص سلامت روان نیستند.
- گزارشهای مستقل دربارهٔ اثرات روانشناختی مدلهای زاینده را دنبال کنید تا بدانید حفاظهای ادعایی شرکتها تا چه حد واقعی هستند.
اما داستان سختافزاری این تحول حتی شگفتانگیزتر است — به تحلیل ما دربارهی تراشههای Blackwell مراجعه کنید.




گفتگو