تصور کنید در یک انتخابات محلی در منهتن، تصمیمگیرنده نهایی نه شهروندان نیویورک، بلکه معماران قدرتمندترین مدلهای زبانی جهان باشند. در ناحیه ۱۲ کنگره نیویورک، ایمنی هوش مصنوعی بهطور اتفاقی به رکن اصلی مبارزات انتخاباتی تبدیل شد و میدان نبردی برای یک جنگ نیابتی ۲۷.۸۳ میلیون دلاری میان Anthropic و OpenAI شد که اکنون در منهتن به یک بنبست رسیده است.
این تقابل در حالی رخ میدهد که آزمایشگاههای هوش مصنوعی بهشدت بهدنبال نهادینه کردن نفوذ خود در دولت ایالات متحده هستند. برای نخستین بار، شکاف ایدئولوژیک میان آزمایشگاههای «ایمنیمحور» و طرفداران «شتاب سریع»، از طریق کامههای سیاسی (Super PACs) چندمیلیون دلاری در یک انتخابات محلی به بحث و منازعه کشیده شد. تصور کنید در یک رقابت محلی، تامینکنندگان اصلی بودجه نه سازندگان محله، بلکه معماران قدرتمندترین مدلهای زبانی بزرگ (LLM) در جهان هستند.
زمینه: میدان نبرد نیویورک
رقابت برای کرسی باز مجلس نمایندگان در ناحیه ۱۲ نیویورک در منهتن، به یک میدان آزمایش پرمخاطره برای نفوذ فناوری تبدیل شد. در حالی که این منطقه به عنوان سرزمین «جنس و شهر» (Sex and the City) شناخته میشود، به یک میدان جنگ دیجیتال تغییر شکل داد. این انتخابات مقدماتی شامل طیف گستردهای از کاندیداها بود؛ از جمله الکس بورز (Alex Bores)، نماینده پیشرو در مجلس ایالتی نیویورک، جک شلوسبرگ (Jack Schlossberg) از نسل زد و نواده خانواده کندی، و جورج کانوی (George Conway)، چهره مشهور جمهوریخواه سابق که اکنون به جریان «هرگز ترامپ» پیوسته است.
یکی دیگر از رقبای کلیدی، مایکا لشر (Micah Lasher) بود که او نیز نماینده مجلس ایالتی است. طبق دادههای نظرسنجی کالج امرسون در ۲۱ می ۲۰۲۶، بورز و لشر در رقابتی تنگاتنگ و شانه به شانه بودند. لشر مزایای خاص خود را داشت، از جمله ارتباطات عمیق با ساختار سیاسی شهر نیویورک و حمایت مالی کامه سیاسی مایکل بلومبرگ.
نکته حیاتی این بود که این رقابت فاقد برخی فشارهای سیاسی معمول محلی بود. شهردار زوران ممدانی از تایید یا حمایت از هر یک از کاندیداها در ناحیه ۱۲ خودداری کرد. این بدان معنا بود که انتخابات مقدماتی کمتر درباره کسب تفویض اختیار پیشرو تحت رهبری ممدانی بود و بیشتر بر محور کاندیداهای فردی و حامیان خارجی آنها میچرخید.
خطوط نبرد مالی
به گزارش The Verge در ۲۳ ژوئن ۲۰۲۶، هزینههای این جنگ به دو اردوگاه متخاصم تقسیم شد:
بلوک ایمنی-طرفدار بورز: مجموعهای از کامههای سیاسی مجموعاً ۱۹.۴ میلیون دلار برای حمایت از الکس بورز هزینه کردند. این مبلغ کل حتی از هزینههای داخلی خودِ کمپین بورز و مبالغی که مخالفان او بهطور ویژه برای شکست دادنش هزینه کردند، بیشتر بود. این بلوک شامل موارد زیر است:
- Dream NYC: که اولین کمک مالی عظیم خود را از یک تککارمند شرکت Anthropic دریافت کرد. این شرکت در کنار تلاش برای نفوذ سیاسی، بر مسئولیتهای محیطزیستی نیز متمرکز است و تاکنون برای جبران ردپای کربنی هوش مصنوعی اقدامات متعددی انجام داده است.
- Jobs and Democracy: که مستقیماً توسط گروه Public First Action تأمین مالی شد؛ یک گروه حمایتی غیرانتفاعالی که ۲۰ میلیون دلار کمک مالی از خود شرکت Anthropic دریافت کرده بود.
- You Can Push Back: یک کامه سیاسی که توسط کریس لارسن (بنیانگذار Ripple و میلیاردر کریپتو) ایجاد شد تا از بورز حمایت کند و بهطور مشخص نفوذ سیاسی احتمالی OpenAI در کنگره را خنثی نماید.
بلوک شتابدهنده-مخالف بورز: کامه Leading the Future که بر حمایت از کاندیداهای تقویتکننده هوش مصنوعی برای انتخابات میاندورهای کنگره تمرکز داشت، از سال گذشته پخش تبلیغات ضد بورز را آغاز کرد. این گروه از طریق بازوی اجرایی خود به نام Think Big، مبلغ ۸.۱۵ میلیون دلار را بهطور ویژه برای شکست دادن الکس بورز هزینه کرد.
جنگ باتها و واکنش مردمی
کمپین زمانی متشنج شد که کاندیدا، جک شلوسبرگ، در شبکه X پستی منتشر کرد و به کنایه ادعا نمود که توسط باتها و حسابهای جعلی که برای الکس بورز کار میکنند، مورد «آستروتर्फینگ» (ساختن حمایتهای مصنوعی مردمی) قرار گرفته است. بررسیهای تکمیلی توسط Politico New York تأیید کرد که دستکم ۸ حساب جدید در تیکتاک و اینستاگرام وجود دارند که محتوای طرفدار بورز منتشر میکردند. پولیتیکو شواهدی یافت که نشان میداد این حسابها با کامه «You Can Push Back» متعلق به کریس لارسن مرتبط بودند، هرچند این کامه از اظهارنظر در این باره خودداری کرد.

در واکنش به این «جنگ میلیاردرها»، یک گروه مردمی به نام Guardrails Alliance (اتحاد حفاظها) شکل گرفت. این گروه که متشکل از اتحادیههای کارگری و کارکنان فنی بود — کسانی که ثروتهای نجومی ندارند — مبلغ ۲۵۰ هزار دلار را برای تبلیغات طرفدار بورز متعهد شدند.
شاون توماس، بنیانگذار این گروه، در گفتگو با نیویورک تایمز اعلام کرد که این اتحاد به عنوان یک وزنهی متقابل در برابر درگیری میلیاردرها ایجاد شده است. او تصریح کرد که هدف آنها این نبود که دلار به دلار با Leading the Future رقابت کنند، بلکه میخواستند یک «خانه سیاسی برای مردمی باشند که نگران روش دستکاری انتخابات توسط بخش ضدتنظیمگری فناوری هوش مصنوعی هستند».
پارادوکس کاندیدا
الکس بورز، که پیشتر کارمند بخش فناوری بود، یکی از حامیان مشترک (co-sponsor) نخستین قانون ایمنی هوش مصنوعی در کشور بود که با موفقیت تصویب شد. در کمال تعجب، بورز و کمپین او مکرراً تأکید کردند که هرگز قصد نداشتند ایمنی AI مرکز کمپین انتخاباتیشان باشد. در واقع، کامههای سیاسی متخاصم بهزور این برچسب را به او تحمیل کردند.
از نظر قانونی، کمپین بورز نمیتوانست در پیامرسانی با کامههای سیاسی حامی خود هماهنگ شود. در نتیجه، کمپین او بهشدت از بحث درباره گروههای همسو با Anthropic که بر سر نامزادی او میجنگیدند، پرهیز کرد. او صرفاً به این دلیل که قابلviableترین کاندیدای همسو با ایمنی در آن میدان بود، به هدف این جنگهای شرکتی تبدیل شد.
نتیجه
علیرغم هزینههای کلان، این استراتژی موفق به کسب پیروزی نشد. گزارشهای تکمیلی تأیید میکنند که بورز بهسختی در انتخابات مقدماتی دموکراتها شکست خورد. این نتیجه نشان میدهد که اگرچه ایمنی هوش مصنوعی میتواند باعث افزایش شهرت یک کاندیدا شود — لیز اسمیت، استراتژیست سیاسی، اشاره کرد که بورز پیش از آنکه هدف شرکتهای AI شود «دقیقاً چهرهای شناختهشده نبود» — اما ممکن است برای غلبه بر مسائل محلی کافی نباشد.
یک نظرسنجی غیررسمی از اهالی این ناحیه توسط نیویورکر نشان داد که ساکنان منهتن در درجه اول نگران موارد زیر بودند:
- استطاعت مالی (Affordability) و هزینههای زندگی.
- درگیریها در اسرائیل.
- مقابله و عقب راندن دونالد ترامپ.
- تغییر جهت کلی حزب دموکرات.
از آنجا که منهتن عمدتاً گرایش «آبی» (دموکرات) دارد، برنده این انتخابات مقدماتی در واقع برنده ماه نوامبر است. با این حال، تلاقی پول شرکتی و سیاست محلی، اصطکاک منحصربهفردی ایجاد کرد.
این اپیزود یک رویه خطرناک را آشکار میکند: آزمایشگاههای AI اکنون کرسیهای کنگره را به عنوان بنچمارکهایی برای سنجش نفوذ شرکتی خود میبینند. اثر ثانویه این است که ایمنی هوش مصنوعی (AI Safety) — یعنی تلاش برای جلوگیری از رفتارهای خطرناک مدلها، شبیه به نصب ترمز در یک ماشین سریع — از یک ضرورت فنی به یک بدهی سیاسی یا یک موضوع جداساز حزبی تبدیل شده است. اگر کاندیدایی به عنوان «کاندیدای Anthropic» شناخته شود، ممکن است رایدهندگانی را از دست بدهد که نفوذ شرکتی در فناوری را ذاتاً غیرقابل اعتماد میبینند، فارغ از اینکه برچسب «ایمنی» داشته باشد یا خیر.
باید منتظر ماند و دید که Guardrails Alliance و گروههای مردمی مشابه چگونه عملیات خود را برای انتخابات عمومی نوامبر گسترش میدهند. پرسش واقعی این است که آیا آزمایشگاههای AI تاکتیکهای خود را از تامین مالی کاندیداها به لابیگری در نزد برندگان این جنگهای نیابتی تغییر خواهند داد یا خیر.




گفتگو