تصور کنید یک برد سختافزاری پیچیده را تنها با نوشتن چند جمله ساده به زبان انگلیسی طراحی کنید؛ اتفاقی که تا پیش از این در قلمرو تخیلات بود، حالا توسط یک توسعهدهنده با استفاده از Fable 5 به واقعیت تبدیل شده است. طبق گزارش منتشر شده در ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۶، این کاربر توانست تمام مراحل، از انتخاب قطعات تا تولید فایلهای ساخت برای شرکت JLCPCB را بهطور کامل به یک عامل (Agent) — شبیه به یک مهندس ارشد که تمام نقشهها را در ذهن دارد و فقط دستورات شما را اجرا میکند — بسپارد. در این فرآیند، هوش مصنوعی به عنوان تنها مهندس پروژه عمل کرد و تمام مسئولیتهای فنی را بر عهده گرفت.
سالهاست که یادگیری ابزارهایی مثل KiCad، سدی بلند در برابر علاقهمندان به طراحی بردهای مدار چاپی (PCB) ایجاد کرده است. اکثر کاربران آماتور با دیواری از قوانین پیچیده مسیریابی و محدودیتهای سختگیرانه الکتریکی مواجه میشوند که ورود آنها به این حوزه را دشوار میکند. این پروژه در زمانی رخ میدهد که عاملهای هوش مصنوعی از نوشتن کد فراتر رفته و در حال یادگیری نحوه تعامل با نرمافزارهای طراحی فیزیکی و دستکاری ابزارهای مهندسی هستند.
زمینه: تکامل تولید بر اساس حس (Vibe-Generation)
همانطور که در تحلیلهای قبلی ما دربارهی Vibe Coding و برنامهنویسی بر اساس حس کلی اشاره کردیم، اکنون شاهد انتقال این رویکرد به دنیای سختافزار هستیم. سازنده این پروژه سالها در آرزوی تبدیل ایدههایش به بردهای برنامهریزیپذیر بود و مجذوب این ایده بود که بتوان یک مفهوم طراحی را به یک برد فیزیکی تبدیل کرد. اما تلاشهای اولیه برای «تولید سختافزار بر اساس حس» با شکست مواجه شد. یک تلاش قبلی با استفاده از مدل Claude Opus 4.8 نتایج فاجعهباری داشت؛ زیرا آن مدل هیچ درکی از جهتگیری قطعات نداشت و در انجام مسیریابیهای صحیح کاملاً ناتوان بود.
این تجربه منجر به دورهای از ناامیدی و این باور شد که ابزارهای هوش مصنوعی هنوز برای طراحی سختافزار آماده نیستند. اما این وضعیت با ظهور Fable 5 تغییر کرد. توسعهدهنده در یک عصر پنجشنبه، تقریباً ۱۰ ساعت پیش از بازنشانی (Reset) هفتگی محدودیتهای Claude، تصمیم گرفت آزمونی سختگیرانه را اجرا کند. او مجموعهای از محدودیتهای شدید را تعیین کرد: هیچ ویرایش دستی، هیچ بررسی انسانی و حل تمام مشکلات صرفاً توسط Fable. او در این فرآیند تنها نقش مشتری نهایی را داشت و مدیریت بودجه و کیف پول خود را به طور کامل به مدل سپرد.

جزئیات فرآیند طراحی
کاربر توصیف کوتاهی از یک برد توسعه مبتنی بر میکروکنترلر RP2350 که قادر به راهاندازی یک نمایشگر E-ink باشد، ارائه داد. با رعایت قانون «صفر درصد دخالت انسانی» در فاز طراحی، مدل برای چند ساعت بهطور خودکار و مستقل روی پروژه کار کرد.
Fable 5 در نهایت بردی با مشخصات فنی زیر تولید کرد:
- ابعاد: ۳۱.۸ در ۳۷.۳۲ میلیمتر
- لایهها: PCB چهار لایه
- میکروکنترلر: RP2350A
- نمایشگر: E-ink مدل ۱.۵۴ اینچی (با رزولوشن ۲۰۰ در ۲۰۰)
- حافظه فلش: 8 MB QSPI
- هزینه تخمینی هر واحد: ۲۶ یورو
غلبه بر شکستهای فنی
اما این مسیر بدون نقص نبود و با چالشهای جدی همراه بود. به نقل از سازنده، وقتی طرح اولیه به یک همکار نشان داده شد، اولین اولویت بررسی قوانین طراحی (DRC) بود — که شبیه به یک غلطگیر املایی برای نقشههای الکترونیکی است. بررسیها نشان داد که برد دارای ۶۵ خطای DRC است. توسعهدهنده طبق استراتژی خود، فقط این خطاها را به Fable گزارش داد و اجازه داد مدل بهصورت تکرارشونده آنها را اصلاح کند.
با این حال، مدل در تطبیق بستهبندیهای فیزیکی قطعات (Footprints) و تطبیق پکیجها دچار توهم (Hallucination) شد:
- حافظه فلش SPI: مدل تراشه W25Q128JVS را انتخاب کرد. در حالی که این تراشه در بسته SOIC-8 Wide عرضه میشود، هوش مصنوعی جایگاههای (Pads) مربوط به بسته SOP-8 را طراحی کرد. در نتیجه، تراشه واقعی برای آن جایگاهها بیش از حد بزرگ بود.
- ترانزیستور بوست کانورتر: ترانزیستوری که برای سوئیچ کردن بوست کانورتر در مدار درایور E-ink استفاده شده بود، پکیجی اختصاص یافت که برای جایگاههای طراحی شده بیش از حد کوچک بود.
این خطاها تنها هنگام آپلود فایلها در سامانه JLCPCB کشف شدند. وقتی این موضوع با Claude بحث شد، مدل با اطمینان اصرار داشت که بسته SOP-8 برای تراشه W25Q128JVS وجود دارد، اما این قطعه در کتابخانه LCSC یافت نشد. در نهایت، پس از چندین تلاش، طراحی روی تراشه P25Q64SH تثبیت شد.
نبرد مسیریابی (Routing)
مسیریابی سختترین و چالشبرانگیزترین بخش کار بود. طرح شامل ۶۵ جایگاه قطعه، ۵۴ شبکه (Net) و ۱۱۸ خط متصلنشده بود. Fable برای مدیریت این پیچیدگی از پروژه متنباز Freerouting استفاده کرد.
نتایج استفاده از این ابزار بسیار ناکارآمد بود:
- ابزار به مدت ۲ دقیقه اجرا شد.
- پس از ۱۷ بار تکرار (Pass)، پیشرفت ابزار متوقف شد و روی ۶۹ اتصال باقی ماند.
- در نهایت ۴۹ اتصال همچنان باز و متصلنشده باقی مانده بود.
به دلیل ناتوانی Freerouting در به پایان رساندن کار، اتصالات باقیمانده مجبور شدند توسط Claude بهصورت دستی مسیریابی شوند.

در یک تحلیل پس از پروژه (Post-mortem)، توسعهدهنده با پروژه متنباز KiCadRoutingTools آشنا شد. وقتی این ابزار روی همان چیدمان قطعات تست شد، تنها در ۱.۲۵ ثانیه تمام اتصالات را بدون هیچ مشکلی مسیریابی کرد. این تفاوت فاحش نشان میدهد که اگرچه عاملهای هوش مصنوعی میتوانند طراحی کنند، اما انتخاب ابزارهای خارجی توسط آنها بهشدت بر کیفیت و سرعت خروجی نهایی تأثیر میگذارد.
تولید و نتایج نهایی
تولید بردها برای کسی که هرگز از تولیدکنندگان PCB سفارش نداده بود، فرآیندی دلهرهآور بود. اما Claude تمام مراحل را مدیریت کرد؛ پروژه را کامپایل کرد، فایلهای مورد نیاز برای JLCPCB را آماده کرد و دستورالعملهای دقیقی درباره اینکه چه گزینههایی در رابط کاربری (GUI) سایت JLCPCB انتخاب شوند، ارائه داد.
پس از چند بار اصلاح و بازبینی (به دلیل اینکه برخی قطعات انتخاب شده توسط Claude در دسترس نبودند)، سفارش نهایی شد. برای ۵ برد کاملاً مونتاژ شده، هزینه ۱۳۰ یورو پرداخت شد و نمایشگرهای E-ink از یک فروشگاه محلی تهیه شدند.
پس از دریافت محموله، توسعهدهنده یک بررسی ایمنی برای اطمینان از نبود اتصال کوتاه بین ۳.۳ ولت و زمین انجام داد — احتیاطی که پس از سوزاندن چندین ماژول USB برای یک لپتاپ Framework به آن عادت کرده بود. با نبود اتصال کوتاه، برد به لپتاپ متصل شد و بلافاصله توسط سیستم شناسایی گردید.
سختافزار توانست چندین برنامه نمونه (Proof-of-Concept) را با موفقیت اجرا کند:
- کرونومتر: که برای مدیریت زمان در کارهای متمرکز استفاده میشد.
- آلبوم تصاویر: قابلیتی که به دلیل ماهیت نمایشگرهای E-ink، اجازه میدهد تصاویر حتی پس از قطع کامل برق روی نمایشگر باقی بمانند.

هزینه انتزاع (The Cost of Abstraction)
این تجربه تنشی را در جامعه سازندگان (Makers) آشکار میکند. توانایی خلق سختافزارهای پیچیده با زبان ساده، سد ورود را برای غیرمهندسان میشکند و نمونهسازی سریع را ممکن میکند. اما در عین حال، این موضوع منجر به پدیدهای به نام «فرسایش مهارتها» میشود. توسعهدهنده اشاره کرد که اگرچه نتیجه نهایی کار میکرد، اما لذت کلنجار رفتن با مفاهیم فنی و فرآیند یادگیری در این مسیر حذف شده بود.
ما به سمتی میرویم که ساخت محصول در سطح انتزاع بالاتری رخ میدهد؛ جایی که انسان بهجای خالق و مهندس، در نقش مشتری است. برای کارهای حرفهای، بازبینی دقیق همچنان ضروری است زیرا در محیط کاری، رویکرد «هر چه پیش آید خوش آید» (YOLOing) یک گزینه نیست. اما برای پروژههای تفننی، اعتماد به هوش مصنوعی و اصلاح بر اساس شکستهای فیزیکی، به مسیری عملی تبدیل شده است. هدف نهایی، آیندهای است که تولیدکنندگانی مثل JLCPCB یا PCBWAY مستقیماً یک چتباکس برای دریافت ایدهها و تصویرسازیها داشته باشند و واسطههای نرمافزاری کاملاً حذف شوند.
منتظر تکرار بعدی این گردشکار باشید. توسعهدهنده در حال حاضر از Fable 5.1، KiCad و KiCadRoutingTools برای یک پروژه بلندپروازانهتر استفاده میکند: ساخت یک تبلت مبتنی بر NVIDIA Jetson Orin Nano. این بهروزرسانی در راستای بهینهسازیهای گستردهای است که آنتروپیک اعمال کرده است، از جمله کاهش چشمگیر هزینههای حافظه موقت در نسخه Fable 5.1 که بهرهوری عاملهای هوش مصنوعی را افزایش میدهد.
گام بعدی شما
- اگر به سختافزار علاقه دارید، ابزار KiCadRoutingTools را جایگزین مسیریابهای قدیمی کنید تا سرعت طراحیتان افزایش یابد.
- برای پروژههای کوچک، استراتژی «تکرار بر اساس شکست فیزیکی» را امتحان کنید و اجازه دهید مدلها ابتدا اشتباه کنند و سپس اصلاح نمایند.
- بررسی کنید که آیا مدلهای زبانی فعلی شما میتوانند فایلهای Gerber را تحلیل کنند یا خیر.
اما داستان سختافزاری این تحول حتی شگفتانگیزتر است — به تحلیل ما دربارهی تراشههای Blackwell و تاثیرشان بر استنتاج محلی مراجعه کنید.




گفتگو