تصور کنید به جای گشتن در اپاستور برای یافتن ابزاری که دقیقاً نیازتان را برطرف کند، کافی باشد با زبان انگلیسی بگویید چه میخواهید و گوشی شما در لحظه آن برنامه را خلق کند. این دیگر یک رویای علمی-تخیلی نیست، بلکه هدف از ساخت سختافزار جدیدی است که میخواهد مفهوم «اپلیکیشن» را برای همیشه تغییر دهد. کورت و شریکش در حال ساخت دستگاهی هستند که زبان انگلیسی را به عنوان زبان اصلی برنامهنویسی در نظر میگیرد. این رویکرد به هر کاربر قدرتمندی اجازه میدهد تا ابزارهای سفارشی برای حل مشکلات بسیار خاص زندگیاش تولید کند.
این تغییر در حالی رخ میدهد که مرز بین توسعهدهنده و کاربر در حال فروپاشی است. برای دههها، دنیای محاسبات بر پایه مدل «کاهنان برنامهنویس» بود؛ متخصصانی که نرمافزارهای قطعی و ثابت میساختند و کاربران صرفاً مصرفکنندگان غیرفعال بودند. در این مدل سنتی، برنامهنویسان حرفهای اپلیکیشنهایی با توابع ثابت ایجاد میکردند که کاربران یا آنها را میخریدند یا دانلود میکردند. این ساختار یک شکاف سخت بین طبقه توسعهدهندگان و کاربران نهایی ایجاد کرد. اکنون هوش مصنوعی زاینده (Generative AI) — مثل یک مترجم همهفنحریف که زبان انسان را به کد تبدیل میکند — این سلسلهمراتب را میشکند و مرزهای بین توسعه بکاند (Backend) و فرانتاند (Frontend) را از بین میبرد. این تحول در نحوه تولید کد، بحثهای جدیدی را دربارهی ارزش مهارتهای سنتی در برابر سرعت ابزارهای جدید برانگیخته است، همانطور که در بررسی تضاد میان درک عمیق کد و خروجیهای سریع AI در محیطهای رقابتی به آن پرداختیم.
همانطور که در تحلیلهای قبلی ما دربارهی آیندهی عاملهای هوش مصنوعی اشاره کردیم، ما به سمتی میرویم که در آن نرمافزار دیگر یک محصول بسته نیست، بلکه یک موجود انعطافپذیر است.
تکامل توزیع نرمافزار
برای درک این تحول، باید به نحوه تحویل نرمافزار در دهههای گذشته نگاه کنیم. در گذشته، برنامهها محصولات فیزیکی بودند که از قفسه فروشگاههایی مانند Egghead Software خریداری میشدند. با گذشت زمان، آن قفسهها منسوخ شدند و نرمافزارهای جعبهای ناپدید گشتند.
سپس عصر سیدیرومها (CD-ROMs) فرا رسید. اصطلاح «ارسال» (Shipping) نرمافزار از همین دوران میآید؛ زیرا شرکتها به معنای واقعی کلمه باید برای ارسال دیسکها، لجستیک فیزیکی ترتیب میدادند. در نهایت، اینترنت این مدل را کاملاً پاک کرد و آن را با دانلودهای دیجیتال جایگزین نمود. اکنون، حتی مفهوم اپلیکیشنهای پیشساخته با توابع ثابت نیز در حال محو شدن است.
طبق گزارشی از وبسایت sockpuppet.org در ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۶، گوشیهای هوشمند فعلی ما در فلسفه طراحی دهه ۱۹۷۰ گیر کردهاند. هر گوشی رایجی که در سال ۲۰۲۶ در دسترس است، در سال ۲۰۲۳ برنامهریزی شده بود؛ زمانی که کامپیوترها هنوز به عنوان دستگاههایی برای اجرای نرمافزارهای ایستا که توسط متخصصان تولید شدهاند، دیده میشدند.
فروپاشی اپلیکیشنهای با تابع ثابت
فرضیه اصلی این پلتفرم جدید این است که «مخاطب» اکثر نرمافزارها در واقع فقط یک یا دو نفر است. اکثر مردم با «مشکلات زندگی عادی» روبرو هستند که برای یک شرکت نرمافزاری حرفهای، بیش از حد پیشپاافتاده هستند تا یک اپلیکیشن جدی برای آنها بسازند. اینها مشکلاتی هستند که هیچکس برایشان برنامه جدی نمیسازد، زیرا جامعه هدف بسیار کوچک است.
به نقل از توسعهدهندگان این پروژه، نیازهای بسیار خاص (Hyper-specific) جایی هستند که هوش مصنوعی میدرخشد. برای مثال:
- آبوهوای فوقمحلی: دریافت پیشبینی دقیق برای محله «راسکو ویلج» در شیکاگو، در حالی که نزدیکترین ایستگاههای هواشناسی در فرودگاه اوهر (O’Hare) هستند و اثرات دریاچه را نادیده میگیرند.
- منطق تردد شخصی: ابزاری که نقشهها را نادیده بگیرد و صرفاً به کاربر بگوید که آیا برای رسیدن به خانه باید از بزرگراه آیزنهاور خارج شود و مسیر روزولت، مدیسون یا لیک را دنبال کند یا خیر.
- ردیاب جلسات آنی: برنامهای که در یک ثانیه تشخیص دهد آیا همین لحظه جلسهای در جریان است که کاربر قرار بوده در آن شرکت کند؟
در این پارادایم، غریبهها دیگر اپلیکیشنهای تمامشده عرضه نمیکنند، بلکه «بلوکهای سازنده» را ارسال میکنند. کاربر ممکن است یکهفتم از منطق داخلی یک واژهپردازن را بیرون بکشد تا یک وظیفه خاص و شخصی را حل کند، بدون اینکه هرگز نیاز داشته باشد بداند یک حلقه (for-loop) چیست.
چرا سیستمعامل باید تغییر کند؟
این پروژه استدلال میکند که سیستمعاملهای مدرن عمدتاً برای جدا کردن اپلیکیشنها از یکدیگر و کنترل ارتباطات آنها وجود دارند. این مدل امنیتی زمانی که نرمافزاری را از غریبهها وارد میکنید ضروری است، اما وقتی نرمافزار از منبعی یکسان — یعنی خود کاربر — میآید، به یک مانع تبدیل میشود.
معماریهای سنتی سیستمعامل، «قلمروهای» (Fiefdoms) جداگانهای برای اپها میسازند. در دنیایی که اکثر نرمافزارهایی که برایشان قلمرو میسازیم از یک منبع واحد میآیند، این ساختار بیمعنی است. این موضوع در دنیایی که هر اپلیکیشن انعطافپذیر است و میتواند به میل سازندهاش «اندامهای جدیدی» رویاند، تقریباً هیچ منطقی ندارد.
فراتر از مدل اپاستور
توسعهدهندگان شرط میبندند که هوش مصنوعی کارهای «غیرمنطقی» انجام خواهد داد که چرخه فعلی محصولات را دور میزند. در حالی که گوشیهای فعلی با میلیونها پیکسل به زیبایی ساخته شدهاند، «روح» آنها همچنان شبیه به DEC PDP-11 است: ماشینی که برای اجرای نرمافزارهای پیشساخته طراحی شده است.
این فلسفه طراحی به دهه ۱۹۷۰ بازمیگردد؛ زمانی که مهندسان با سبیلهای بزرگ، روی ترمینالهای VT52 کد میزدند و آهنگ «More Than A Feeling» گروه Boston از رادیوهای FM پخش میشد. از آن زمان تاکنون، صنعت تنها همان طراحی را مقیاسبندی کرده و کوچک کرده است تا در جیب جا شود.
این دستگاه جدید روی بازیهای AAA موبایلی یا پلتفرمهای ویدیوهای کوتاه مانند تیکتاک تمرکز نخواهد کرد، هرچند میتواند در صورت درخواست کاربر آنها را فراهم کند. در عوض، این دستگاه اپلیکیشنها را روی خود سختافزار و بر اساس تقاضا، هر زمان که کاربر به قابلیت جدیدی نیاز داشته باشد، میسازد.
یادگیری مجدد محدودیتهای رایانش
این رویکرد نشاندهنده یک «یادگیری مجدد» بنیادین درباره نحوه کار کامپیوترها است. برای بسیاری، تجربه اولیه با رایانش ناامیدکننده بود. یکی از توسعهدهندگان به یاد میآورد که در کودکی یک مدل کپی از VTech Laser 200 داشت؛ دستگاهی با پردازنده Z80 و کیبورد کوچک که با نوار کاست کار میکرد. در حالی که او رویای ساخت بازیهای متنی مانند «راهنمای مسافرت به کهکشان» را داشت، ماشین مستقیماً وارد محیط BASIC میشد. او در هشت سالگی حاضر نبود BASIC یاد بگیرد و این منجر به این درس شد که کامپیوترها آنقدر که تصور میشد شگفتانگیز نیستند.
بعدها، کدنویسی برای سرورهای شبکه این ایده را تقویت کرد که ساخت اپلیکیشنهای پیچیده، مانند یک واژهپردازن، به اندازه ساخت یک لوکوموتیو دیزلی دلهرهآور است. اکنون هوش مصنوعی این اصطکاک را حذف کرده و محاسبات را به همان رویای کودکی بازمیگرداند: دستگاهی که هر چه را کاربر تصور کند، انجام دهد.
این تغییر نشان میدهد آیندهای در پیش است که توزیع نرمافزار دیگر درباره «ارسال» یک محصول نیست، بلکه درباره فراهم کردن ظرفیت زاینده برای کاربران است تا محیط خود را بسازند. نتیجه، دستگاهی است که کمتر شبیه به کتابخانهای از ابزارها و بیشتر شبیه به یک «گل رس دیجیتال» است که بر اساس نیازهای فوری کاربر تغییر شکل میدهد.
زمینه و تغییرات فنی
وضعیت فعلی صنعت فناوری به گونهای توصیف شده که گویی «۱۰۰ سال پیشرفت در یک لحظه اتفاق میافتد». صنعت به گونهای بیثبات شده که از زمان ظهور کامپیوترهای شخصی دیده نشده است. هر محدودیتی که هوش مصنوعی با آن برخورد میکند، معمولاً ظرف یک ماه فرو میپاشد. این سطح از تغییرات بنیادین در ساختار زندگی و کار ما، یادآور هشدارهای بیل گیتس دربارهی گذار به عصر هوش مصنوعی به عنوان متلاطمترین دوران تاریخ بشر است.
این باور وجود دارد که هر آنچه اکنون با مدلهای پیشرو (Frontier Models) انجام میشود، در نهایت به صورت آنی و رایگان انجام خواهد شد. این شتاب است که چرخه فعلی سختافزار — جایی که گوشیها سالها زودتر برنامهریزی میشوند — را منسوخ میکند. هدف این است که از کلیشههای «اعلان استارتاپهای جدید» فاصله گرفته و بر واقعیت فنی تمرکز شود: مرز بین برنامهنویسان و کاربران در حال ناپدید شدن است.
جزئیات پلتفرم جدید
- رابط کاربری اصلی: زبان انگلیسی به عنوان زبان برنامهنویسی عمل میکند. کاربران برنامهها را برای خود خلق میکنند، به جای اینکه آنها را از یک فروشگاه دانلود کنند.
- ماهیت اپلیکیشن: نرمافزار دیگر یک ابزار با تابع ثابت نیست، بلکه موجودی انعطافپذیر است که میتواند بر اساس میل سازنده «اندامهای جدیدی» رویاند.
- هدف سختافزاری: گوشی طراحی شده مخصوص دنیایی که در آن اکثر اپلیکیشنها مخاطبی تنها شامل ۱ تا ۲ نفر دارند. برای دستیابی به چنین انعطافپذیری در سطح سختافزار، به پردازشهای محلی قدرتمندی نیاز است، مشابه آنچه در تحلیل معماری تراشههای اپل و بهینگی آنها برای هوش مصنوعی محلی بررسی کردیم.
- فلسفه توسعه: حرکت از دنیای «غریبههای متخصص» که اپها را تامین میکنند، به دنیایی که کاربران ابزارهای خود را با استفاده از بلوکهای سازنده فراهم شده میسازند.
- کاربر هدف: هر کاربر قدرتمندی که میخواهد مشکلات خاص کاری یا خانگی خود را بدون نیاز به دانستن مفاهیم فنی مانند حلقههای for-loop حل کند.
در حال حاضر، صنعت فناوری را میتوان به دورانی تشبیه کرد که «۱۰۰ سال پیشرفت در یک لحظه اتفاق میافتد». هر محدودیتی که مدلهای پیشرو با آن مواجه میشوند، معمولاً ظرف یک ماه فرو میپاشد. هدف نهایی این است که مرز بین برنامهنویس و کاربر کاملاً از بین برود و نرمافزار به جای یک کتابخانه از ابزارها، شبیه به یک «گل رس دیجیتال» شود که بر اساس نیاز کاربر تغییر شکل میدهد.
گام بعدی شما
- بررسی ابزارهای Vibe Coding برای تجربه ساخت نرمافزار بدون دانش عمیق برنامهنویسی.
- دنبال کردن پیشرفتهای سختافزارهای AI-native که سعی در حذف معماری سنتی OS دارند.
- سعی کنید نیازهای کوچک روزمره خود را لیست کنید که هیچ اپلیکیشنی برای آنها وجود ندارد تا آمادگی پذیرش این مدل از رایانش را داشته باشید.
اما داستان سختافزاری این تحول حتی شگفتانگیزتر است — به تحلیل ما دربارهی تراشههای Blackwell و پردازش لبه مراجعه کنید.




گفتگو