تصور کنید غولهای فناوری با ادعای «نجات بشریت»، از دولت بخواهند اجازه دهد آنها بدون ترس از قوانین ضد انحصار، با یکدیگر دست به اتفاقات محرمانه بزنند. این دقیقاً همان سناریویی است که جاناتان کانتر، رئیس سابق بخش ضد انحصار وزارت دادگستری آمریکا، آن را یک هشدار جدی برای «تسخیر مقررات» (Regulatory Capture) میداند.
به نقل از گفتگوهای مفصل کانتر در پادکست Decoder، او استدلال میکند که تلاش آزمایشگاههای بزرگ هوش مصنوعی برای به دست آوردن معافیتهای ضد انحصار، برخلاف ادعای آنها که آن را یک ضرورت ایمنی میدانند، در واقع استراتژیای برای خفه کردن رقابت است. او اشاره میکند که درخواست این شرکتها برای «تنظیم سرعت پیشروی» (Pace the Frontier) — عبارتی که داریو آمودی، مدیرعامل شرکت Anthropic به کار برده — در واقع یک چراغ قرمز برای شناسایی تلاشهای این صنعت جهت تسخیر نهادهای نظارتی است. این رویکرد یادآور پیمانهای شفاهی میان غولهای AI برای کاهش سرعت توسعه مدلهای پیشرو است که پیشتر به عنوان ابزاری برای کنترل بازار بررسی شده بود.
این بحث در حالی بالا گرفته که پژوهشگران Anthropic و Google DeepMind با استعفاهایی «پر سر و صدا» هشدار دادهاند که در رقابت برای رسیدن به هوش مصنوعی عمومی (AGI)، ایمنی به حاشیه رانده شده است. برخی از این متخصصان حتی تا آنجا پیش رفتهاند که ادعا کنند احتمال نابودی بشریت توسط AI بیش از ۱۰ درصد است. کانتر وضعیت فعلی صنعت را به جادهای تشبیه میکند که هیچ خطکشی ندارد؛ جایی که فناوریهای قدرتمند بدون قوانین ترافیکی پایه، تابلوی ایست یا محدودیت سرعت مستقر شدهاند.
زمینه: سیستمی در حال فروپاشی
کانتر که اکنون استاد حقوق در دانشگاه واشینگتن (WashU) و استاد سیاست فناوری در دانشگاه کارنگی ملون است، چشمانداز فعلی هوش مصنوعی را از دریچه یک تحول گستردهتر سیاسی و قانونی میبیند. او خاطرنشان میکند که ایالات متحده در حال حاضر در حال خروج از دوران «نیو دیل» (New Deal) در مدیریت دولتی و دوران «ریگان» در سیاستهای نئولیبرال است.
او استدلال میکند که رویکرد فعلی دولت فدرال «یک آشفتگی کامل» است. به باور او، در حالی که دولت ترامپ به نظر میرسد از مشارکت در تنظیم مقررات امتناع میکند، کنگره نیز به دلیل نفوذ تصمیمات قضایی مانند پرونده Citizens United و مهندسی حوزههای انتخاباتی (Gerrymandering)، عملاً ناکارآمد و فلج شده است. این وضعیت یک خلأ قدرت ایجاد کرده است که در آن قوه مجریه اغلب سیاستها را بدون یک فرآیند ساختارمند و صرفاً بر اساس تصمیمات لحظهای تعیین میکند.
فرسایش نهادهای نظارتی
کانتر به یک تناقض کلیدی در حکمرانی فعلی اشاره میکند. دیوان عالی آمریکا توانایی آژانسهای دولتی را برای وضع قوانین در مورد «موضوعات کلان» (Major Questions) محدود کرده است، با این هدف که این قدرت را به کنگره بازگرداند. اما چون کنگره فلج است، نتیجه این شده است که قوه مجریه بدون هیچ ورودی ساختارمند یا نظارتی عمل میکند.
او اشاره میکند که ۵۰ سال پیش، دولت بهسادگی یک «وزارت ایمنی هوش مصنوعی» ایجاد میکرد تا قوانین را تعیین کند. اما امروز، این زیرساختهای اداری «تا روی استخوانها» تخریب شدهاند. او استدلال میکند که دقیقاً همین نبودِ ساختار است که منجر به تسخیر مقررات توسط لابیها و نتایج ناعادلانه میشود.
تئوری کارتل: ترس واقعی یا استراتژی مالی؟
کانتر دو تفسیر برای درخواست شرکتهایی مثل OpenAI، Anthropic، Google و حتی ایلان ماسک برای تنظیمات هماهنگ و نظارت مشترک ارائه میدهد:
اول، دیدگاه سخاوتمندانه: شرکتها واقعاً از یک سناریوی آخرالزمانی میترسند و معتقدند سرعت نوآوری از توانایی آنها برای کنترل آن پیشی گرفته است. آنها در یک «تنگنای زندانی» (Prisoner's Dilemma) قرار دارند و چون به یکدیگر اعتماد ندارند، میخواهند دولت چارچوبی را تحمیل کند تا همه مجبور به رعایت ایمنی شوند.
دوم، دیدگاه بدبینانه: آزمایشگاهها در حال سوزاندن مبالغ هنگفتی پول هستند و نمیتوانند هزینههای جاری خود را تحمل کنند. آنها میخواهند دولت سرعت پیشرفت را به اجبار کم کند تا بتوانند اقتصاد خود را اصلاح کرده و ارزش شرکتهایشان را پیش از عرضه اولیه سهام (IPO) حفظ کنند و از فشار رقابت «برنده-ببرد-همه» رها شوند.
کانتر ایده نیاز به هماهنگی برای ایمنی را به شدت رد میکند. او صنعت AI را با صنعت هوافضا مقایسه میکند و میگوید شرکت Boeing برای اینکه درهای هواپیما در حین پرواز باز نشود، نیازی به هماهنگی با Airbus ندارد. ایمنی یک مسئله مهندسی و تولید است، نه یک مسئله رقابتی. او استدلال میکند که اگر یک عامل هوش مصنوعی به فناوری شرکت دیگری نفوذ کند، تفاوتی با نفوذ یک کارمند انسانی ندارد و شرکت سازنده همچنان مسئول است.

مسئولیت محصول و «زندان رباتها»
طبق اعلام کانتر، راهکار در «مسئولیت سختگیرانه محصول» (Strict Product Liability) نهفته است. او معتقد است سرعت نوآوری عذری برای عرضه محصولات خطرناک نیست. اگر شرکتی باور دارد محصولش میتواند بشریت را نابود کند، پاسخ کانتر ساده و قاطع است: «آن را نسازید».
او تأکید میکند که نوآوری فعلی «نامتقارن» است چون ایمنی و امنیت را نادیده میگیرد. نوآوری واقعی یعنی حل این مشکلات در همان ابتدای مسیر. اگر محصولی از ابتدا ایمن و امن طراحی شود، در نهایت عملکرد بهتری خواهد داشت و ارزش بیشتری برای جامعه خلق میکند.
کانتر چارچوبی را پیشنهاد میکند که در آن دولت پیامدهای روشنی برای محصولات خطرناک تعریف کند:
- مسئولیت مستقیم: شرکتها باید مسئول هر اتفاق بدی باشند که عاملهای آنها — چه دیجیتال، چه باینری و چه انسانی — انجام میدهند. این شامل سرقت یا نفوذ به اموال به نمایندگی از کارفرما میشود.
- حذف از بازار: محصولاتی که استانداردهای ایمنی را پاس نمیکنند باید فوراً و بدون تأخیر از بازار جمعآوری شوند.
- زندان رباتها: کانتر استعارهای از یک «زندان رباتها» برای عاملهایی که باعث آسیب میشوند به کار میبرد تا مفهوم پاسخگویی دیجیتال را برساند.
- همکاری مشروع: او اشاره میکند که شرکتها میتوانند بدون نیاز به معافیتهای ضد انحصار، تهدیدات یا باتهای مخرب را از طریق یک مرکز تبادل اطلاعات (Clearinghouse) به اشتراک بگذارند، زیرا قوانین فعلی این نوع خاص از کارهای ایمنی را منع نمیکنند.
او به پروندههای اخیر مسئولیت محصول علیه Meta درباره تأثیر فیسبوک و اینستاگرام بر سلامت روان و ایمنی کودکان اشاره میکند. هرچند این پروندهها یک دهه زمان بردند تا به نتیجه برسند، اما ثابت کردند که این چارچوب قانونی میتواند غولهای فناوری را پاسخگو کند. او اشاره میکند که متا در نهایت تسویه کرد چون چارچوب مسئولیت محصول بالاخره اثر خود را نشان داد، هرچند اعتراف میکند که این فرآیند بسیار کند بود.
شبح چین و توهم قهرمانان ملی
آزمایشگاههای AI مکرراً استدلال میکنند که برای شکست دادن چین، ایجاد انحصارات داخلی ضروری است و آمریکا باید اجازه هماهنگی بدهد تا مدلهای چینی در رسیدن به AGI پیشی نگیرند. کانتر این ادعا را یک «شبح راحت» (Convenient Boogeyman) مینامد.
او به تجزیه شرکت AT&T در دوران ریگان استناد میکند. در آن زمان، AT&T مدعی بود که نباید تجزیه شود زیرا برای پیروزی در جنگ سرد به یک شبکه ملی ارتباطات قدرتمند نیاز است. دولت ریگان این استدلال را رد کرد. کانتر تأکید میکند که آمریکا با تکیه بر نقاط قوت خود یعنی بازار آزاد و رقابت تهاجمی پیروز میشود.
او استدلال میکند که اجازه دادن به انحصارات داخلی برای مبارزه با رقبای خارجی، در تضاد با مدل اقتصادی آمریکا است و به «مراسم چای بوستون» به عنوان انقلابی علیه انحصار اشاره میکند. او هشدار میدهد که رویکرد «قهرمانان ملی» — که مشابه مدل شرکتهای دولتی چین است — باعث ایجاد نقاط شکست مرکزی شده و کشور را کمتر آزاد میکند.
رقابت ژئوپلیتیک در مقابل انحصار داخلی
کانتر چارچوب درک قانون رقابت را از سیاست خارجی جدا میکند. در حالی که او میپذیرد چین از شرکتهای دولتی و سانسور برای کنترل فناوری استفاده میکند، استدلال میکند که آمریکا نباید از این مدل تقلید کند.
او به پروندهای در دهه ۱۹۸۰ اشاره میکند که در آن شرکتهای ژاپنی متهم شدند که تلویزیونها را به صورت کارتل سازماندهی کردهاند تا با قیمتهای پایینتر از هزینه در آمریکا، تولیدکنندگان داخلی را بیرون برانند. در حالی که سوالات مشروعی درباره نحوه برخورد با «دامپینگ» (Dumping) محصولات ارزان خارجی وجود دارد، کانتر اصرار دارد که پاسخ این نیست که انحصارات داخلی را تحمل کنیم. او معتقد است آمریکا زمانی آسیبپذیرتر است که به تعداد کمی از شرکتها تکیه کند که به جای منافع عمومی، به سهامداران خود وفادارند.
تغییر آرایش سیاسی
بحث AI اتحادهای عجیبی ایجاد کرده است. کانتر اشاره میکند که David Sacks (از نزدیکان ترامپ و czar سابق AI) با Lina Khan (رئیس سابق FTC) در مخالفت با معافیتهای ضد انحصار همنظر شدهاند. این نشاندهنده یک اجماع دوحزبی در حال رشد است که قدرت Big Tech باید مهار شود.
او این وضعیت را «تغییر آرایشِ تغییر آرایش» مینامد؛ جایی که دو سر نعل سیاسی به هم میرسند. او به پوچی چشماندازی اشاره میکند که در آن دیوید ساکس تویییتهای لینا خان را بازنشر میکند، در حالی که برنی سندرز و استیو بننون در یک جایگاه ایستادهاند و خواستار توقف کامل توسعه AI هستند.
او تأکید میکند که بزرگترین دشمنان Big Tech اغلب شرکتهای فناوری کوچکتر هستند. کانتر به شوخی میگوید در زمان حضورش در وزارت دادگستری، به شرکتهای کوچکتر «عینک و سبیل مصنوعی» میداد تا به دولت در ساخت پرونده علیه انحصارگران کمک کنند، زیرا آنها میخواستند بر اساس شایستگی و کیفیت رقابت کنند.
مسیر پیش رو
نسخه کانتر برای سیاستگذاری AI شامل سه ستون اصلی است:
۱. پیامدهای روشن: مسئولیت فوری برای شرکتهایی که محصولاتشان آسیب ملموس میزند و برخورد با شکستهای AI به عنوان مسائل مسئولیت محصول.
۲. حفاظهای ارزشمحور: شفافیت کنگره در مورد حفاظت از ارزشهای خاص اجتماعی، از جمله سلامت روان، رقابت، اصالت اطلاعات و مالکیت معنوی مالکان محتوا.
۳. رقابت پویا: ترویج مدلهای وزنهای باز (Open Weights) تا تضمین شود که «چالشگران دیروز» صرفاً به «انحصارگران امروز» تبدیل نشوند.
کانتر به دوران رهبری خود در بخش ضد انحصار وزارت دادگستری بازمیگردد، جایی که او و لینا خان رویکرد «نئو-براندیسی» (Neo-Brandeisian) را دنبال کردند. او به پیروزیها علیه Google (دو بار پیروزی در دادگاه) و Ticketmaster (پیروزی در برابر هیئت منصفه) و همچنین پرونده جاری علیه Apple اشاره میکند که حتی تحت دولت ترامپ نیز از درخواستهای رد دعوا جان سالم به در برده است. او خاطرنشان میکند که اگرچه راهکارهای نهایی در پروندههای گوگل «ناامیدکننده» بود، اما پیروزیهای قانونی بازی را تغییر داد.
او معتقد است که محافظت از نقطه عطف بعدی، تنها راه اطمینان از سودمند بودن AI برای جامعه است. با جلوگیری از تاکتیکهای تهاجمی شرکتهای مسلط برای مسدود کردن تازهواردها — مانند کنترل اپل بر اپ استور یا پیوند دادن محصولات گوگل به یکدیگر — آمریکا میتواند تضمین کند که «هزار گل در مرزهایش شکوفه دهد» و سلطه اقتصادی خود را از طریق تنوع و نوآوری حفظ کند، نه از طریق الیگارشیهای تحت حمایت دولت.
گام بعدی شما
- اگر مدیر محصول یا توسعهدهنده هستید، به جای تکیه بر وعدههای ایمنی شرکتهای بزرگ، استانداردهای مسئولیت محصول (Product Liability) را در طراحی سیستمهای خود بگنجانید.
- مدلهای وزنهای باز را به عنوان جایگزینی برای مدلهای بسته بررسی کنید تا وابستگی شما به انحصارات احتمالی کاهش یابد.
- تحولات قانونی در مورد «تسخیر مقررات» (Regulatory Capture) را دنبال کنید تا بدانید کدام قابلیتها ممکن است به دلیل لابیهای صنعتی محدود شوند.
اما داستان سختافزاری این تحول حتی شگفتانگیزتر است — به تحلیل ما دربارهی تراشههای Blackwell مراجعه کنید.




گفتگو