تصور کنید سرنوشت تمدن بشری در دستان ۵۰ نفر در سانفرانسیسکو باشد که هیچکدام نمایندهی جامعه نیستند و تحمل عجیبی در برابر تغییرات اجتماعی ناگهانی دارند. این ادعای تکاندهنده کوین روز (Kevin Roose)، ستوننویس سابق نیویورک تایمز، در کتاب جدیدش به نام «تاریخچه AGI» (The AGI Chronicles) است که در اکتبر ۲۰۲۶ منتشر شد.
این روایت در زمانی میرسد که صنعت از هیجانات اولیه سال ۲۰۲۲ عبور کرده و به دورهای رسیده که روز آن را «واقعگرایی هوش مصنوعی» مینامد. برای اکثر ما، عصر AI با انتشار نسخه اول ChatGPT در اواخر ۲۰۲۲ آغاز شد؛ ابزاری که در عرض چند ماه کوتاه، بیش از ۱۰۰ میلیون دانلود داشت. در حالی که بسیاری این دوران را یک حباب مالی یا مجموعهای از ترفندهای بازاریابی میبینند — و حتی ژانر محبوبی از نقدها وجود دارد که ادعا میکند شرکتهایی مثل OpenAI یا Anthropic به زودی ورشکست میشوند — روز استدلال میکند که مخاطرات فعلی از نظر تاریخی بسیار حیاتی هستند. او فضای فعلی را با پروژه منهتن در سال ۱۹۴۳ مقایسه میکند و میگوید احساس میکند مانند یک تماشاگر در لوس آلاموس است که فقط ورود کامیونهای تجهیزات را نظاره میکند.
همانطور که در تحلیلهای قبلی ما دربارهی باز شدن ابزارهای AI برای سختافزارهای سفارشی توسط شرکتهایی مثل متا (Meta) اشاره کردیم، روند کلی به سمت ادغام این سامانهها در بافت فیزیکی و نهادی جامعه است. روز معتقد است اگر تاریخ این دهه — که در آن AI از «اصلاً کار نکردن» به «تهدید آینده بشریت» رسید — در پیامهای پاکشونده سیگنال (Signal) و اسلک (Slack) گم شود، یک تراژدی تاریخی رخ داده است.
واقعگرایی در برابر هایپ و حباب
روز و شریکش کیسی نیوتون (Casey Newton) فلسفهای به نام «واقعگرایی هوش مصنوعی» را ترویج میکنند. این رویکرد سعی دارد میان دو روایت غالب اما ناقص در پوششهای تکنولوژی فعلی، یک راه میانه پیدا کند.
از یک سو، روایت «هایپ» (Hype) است که اغلب در لینکدین یافت میشود و بر بهرهوریهای سطحی تمرکز دارد؛ مثلاً پستهایی با عنوان «۱۷ روش شگفتانگیز که کلود میتواند کسبوکار SaaS سازمانی شما را متحول کند»، در حالی که ریسکهای سیستمی را کاملاً نادیده میگیرد. از سوی دیگر، روایت «حباب» است که در آن منتقدان ادعا میکنند این ابزارها جعلی هستند، در واقع کسی از آنها استفاده نمیکند و در نهایت هیچ تأثیری بر اقتصاد نخواهند داشت.
واقعگرایی هوش مصنوعی پذیرفته است که این ابزارها قدرتمند، تحسینبرانگیز و در بسیاری از موارد خطرناک هستند، و در عین حال تلاش میکند بدون افتادن در دام ترویج کورکورانه، این فناوری را از حالت رمزآلود خارج کند.
ریشههای یک کینه قدیمی
به نقل از مصاحبه روز با مجله Wired در اواخر سپتامبر ۲۰۲۶، چشمانداز فعلی AI یک رقابت دوستانه نیست، بلکه مجموعهای از گسستها و شکافهاست. او میگوید این وضعیت شبیه رقابت تجاری «کوکاکولا و پپسی» نیست، بلکه یک «جنگ خونین» (Blood Feud) است که در آن همکاران سابق اکنون به دشمنان خونی یکدیگر تبدیل شدهاند.
- گوگل (Google): پیشگام اصلی بود که دههها روی AI تحقیق کرد. آنها معماری ترنسفورمر (Transformer) — یعنی همان T در ChatGPT — را توسعه دادند که فناوری زیربنایی برای تمام مدلهای زبانی بزرگ (LLM) مدرن است.
- OpenAI: توسط افرادی مثل سم آلتمن (Sam Altman) و ایلان ماسک (Elon Musk) تأسیس شد. آنها این آزمایشگاه را دقیقاً برای به چالش کشیدن سلطه گوگل ساختند، زیرا میترسیدند گوگل «تمام بازی را به تنهایی ببرد» و انحصاری بر AGI ایجاد کند. روز اشاره میکند که ایمیلهای تأسیس این شرکت، قصد صریح آنها برای شکست دادن یا به چالش کشیدن گوگل را ثابت میکند. این رقابت اکنون به مرحلهای رسیده است که جنگ برای تسلط بر عاملهای خودگردان میان OpenAI، متا و آنتروپیک به یکی از محورهای اصلی استراتژیک این شرکتها تبدیل شده است.
- آنتروپیک (Anthropic): زمانی شکل گرفت که داریو آمودی (Dario Amodei) و شش همکارش OpenAI را ترک کردند. هدف آنها این بود که مطمئن شوند OpenAI بدون داشتن تدابیر ایمنی مناسب، زودتر از بقیه به آستانه بحرانی AGI نرسد.
منطق مسابقه: چرا متوقف نمیشوند؟
روز با مصاحبه با بیش از ۱۵۰ نفر از فعالان داخلی صنعت، دریافت که رهبرانی مثل آلتمن و آمودی معتقدند دستیابی به AGI اجتنابناپذیر است چون «دستور پخت» آن چندان سخت نیست. طبق گفته این منابع، فرآیند دستیابی به این قدرت شامل موارد زیر است:
- تأمین حجم عظیمی از محاسبات (Compute).
- جمعآوری مجموعهدادههای (Datasets) عظیم.
- ساخت چارچوبهای حمایتی (Scaffolding) درست.
- رشد مدل از طریق فرآیند ارگانیک کاهش گرادیان تصادفی (Stochastic Gradient Descent) و یادگیری تقویتی (Reinforcement Learning).
از آنجایی که این فرآیند نسبتاً مستقیم و مشخص است، آنها استدلال میکنند که اگر یک شرکت آمریکاییِ متعهد به ایمنی زودتر به هدف نرسد، یک گروه تروریستی، یک آزمایشگاه تحقیقاتی دانشگاهی یا یک شرکت AI چینی این کار را خواهد کرد. بنابراین، این مسابقه را برای بقای بشر ضروری میدانند، زیرا اولین نهادی که به هدف برسد، استانداردهای کل صنعت را تعیین خواهد کرد.
عنصر انسانی و بحران ایمنی
یکی از افشاهای تکاندهنده، نبود تنوع در میان تصمیمگیرندگان است. روز ادعا میکند حدود ۵۰ نفر در سانفرانسیسکو تصمیمات حیاتی آینده این فناوری را میگیرند. این افراد نمونهای معرف از جامعه نیستند؛ آنها «بسیار عجیب» هستند و تحمل بالایی در برابر «تغییرات اجتماعی اعلامنشده» دارند.
او این وضعیت را برای والدین معمولی که خواهان جامعهای آشنا و قابل شناسایی برای فرزندانشان هستند، یک کابوس مینامد. روز استدلال میکند که بارونهای رسانههای اجتماعی در دوران فیسبوک سادهلوح بودند و فقط زمانی به مشکلات فکر میکردند که توسط کنگره مورد بازخواست قرار بگیرند. در مقابل، رهبران AI سابقه طولانی در بیان این موضوع دارند که فناوریشان بالقوه خطرناک است، اما با این حال با تمام سرعت به سمت آن میتازند.
با این حال، نشانههایی از تأثیرات چندرشتهای دیده میشود. روز به آماندا اسکل (Amanda Askell) در آنتروپیک اشاره میکند؛ دکتری فلسفه و متخصص «اخلاق فضیلت» که پیش از این در OpenAI کار میکرد.
- مادرِ کلود: اسکل مسئول شخصیت و رفتار مدل کلود است و یکی از قدرتمندترین زنان در سیلیکونولی محسوب میشود.
- اخلاق فضیلت: او چارچوبی بر اساس اخلاق فضیلت پیاده کرد تا تعیین کند سیستم چگونه باید عمل کند، چه ارزشهایی را نمایندگی کند و در چه زمانی باید از انجام وظایفی خاص خودداری کند.
- تغییر نهادی: کار او باعث شد آزمایشگاههای دیگر نیز فیلسوفان را برای آموزش مدلها جهت دستیابی به «خوب بودن اخلاقی» استخدام کنند.
AI در فرآیند خلق کتاب
روز صادقانه درباره استفاده از AI در نوشتن کتاب «تاریخچه AGI» صحبت کرده است. اگرچه متن کتاب کاملاً توسط انسان نوشته شده است — توسط یک «انسان خسته، بیشازحد مشغول و بیخواب» با کمک پژوهشگری به نام جازمین سان و ویراستاران FSG — اما او از یک گردشکار تقویتشده با AI استفاده کرد:
- NotebookLM: به عنوان یک تابع جستوجوی فوقپیشرفته برای پرسوجو از دفترچه عظیمی شامل متن مصاحبهها، مقالات مجلات و مقالات آکادمیک (مثلاً استخراج تمام داستانهای مربوط به پیشآموزش GPT-4).
- سربازان AI (AI Swarms): برای حقیقتسنجی (Fact-checking) و یافتن خطاهایی که هم نویسنده و هم حقیقتسنجهای انسانی از آنها غافل شده بودند.
- شورای کلودها: تیمی از نسخههای مختلف Claude که هر کدام پرسونای متفاوتی داشتند تا بازخورد تحریریه بدهند. این تیم شامل یک «شکاک سختگیر LLM» برای شناسایی موارد انسانانگاری (Anthropomorphism) و یک «آیندهنگر مدل کورزویل» برای گسترش چشمانداز آینده بود.
روز به یک پارادوکسی روانشناختی در نوشتن با AI اشاره میکند: تستهای کور نشان میدهند که مردم اغلب متنهای تولید شده توسط AI را به متنهای انسانی ترجیح میدهند، اما به محض اینکه بفهمند متن توسط AI تولید شده، میزان رضایتشان به شدت سقوط میکند. او معتقد است به همین دلیل است که نویسندگان اکنون باید فرآیند کار خود را فیلمبرداری کنند و تلاششان را به نمایش بگذارند تا ارتباط انسانی با مخاطب حفظ شود.
آینده روزنامهنگاری و امیدهای باقیمانده
روز همچنین به فروپاشی مسیر شغلی سنتی در روزنامهنگاری اشاره میکند؛ جایی که فرد از اتاق نامهها شروع میکرد و ۲۵ سال را نزد یک کارفرما میگذراند. او میگوید استعدادها از نهادهایی مثل نیویورک تایمز به سمت کسبوکارهای مستقل میروند، زیرا مخاطبان اکنون بیشتر با «افراد» ارتباط میگیرند تا با «نهادها».
او و کیسی نیوتون اخیراً Machine Gods Media را با همکاری NPR راهاندازی کردند. آنها NPR را به دلیل دسترسی گسترده مستقل و توزیع رادیویی انتخاب کردند، چرا که روز تأکید میکند رادیو هنوز یک رسانه عظیم است. این شراکت به آنها اجازه میدهد کنترل خلاقانه و فاصله عملیاتی خود را حفظ کنند، به جای اینکه کاملاً خریداری شوند. روز بهطور خاص از نادین زیلسترا، مدیر محتوای NPR، به عنوان یک «نیروی طبیعت» تعریف کرد.
او همچنان به کاربردهای AI در روزنامهنگاری امیدوار است، بهویژه برای:
- تحلیل اسناد در مقیاس عظیم: پردازش دادههایی که پیش از این غیرممکن بود.
- تصاویر ماهوارهای: برای تشخیص اینکه آیا یک کارخانه مهمات جابهجا شده است یا خیر.
- بهبود تحریریه: استفاده از AI برای تحقیق و صیقل دادن آثار جهت افزایش کیفیت خروجی، به جای پر کردن وبسایتها با «زبالههای محتوایی» (Slop).
در نهایت، روز در دو حوزه امیدوار است: اول، ورود بحث ایمنی AI به «پنجره اورتون» (جریان اصلی پذیرش اجتماعی). اگرچه او اعتراف میکند مدلها بهطور عینی «بدتر و ترسناکتر» میشوند، اما معتقد است جامعه اکنون در موقعیت بهتری است تا ریسکهایی را شناسایی و پیشگیری کند که پیشتر به عنوان هذیانهای «افراد عجیب در برکلی» رد میشدند.
دوم، او به پیشرفتهای علم و پزشکی اشاره میکند. روز که پدرش را بر اثر سرطان از دست داده، نسبت به توانایی AI در حل بیماریهای نادری که با کمبود نیروی انسانی و منابع مواجهاند، خوشبین است.
- دیپمایند (DeepMind): او به سیستم AI تاشدگی پروتئین اشاره میکند که برنده جایزه نوبل شد.
- شتاب پزشکی: او داستانی از مادری میگوید که از پژوهشگران دیپمایند پرسید آیا این پیشرفت میتواند به فرزندش که دچار یک بیماری ژنتیکی مرگبار است کمک کند. اگرچه آزمایشهای بالینی باعث میشود این پیشرفتها یک دهه طول بکشد تا به بیمار برسد، اما روز استدلال میکند که داروهای طراحی شده توسط AI میتوانند این بازه زمانی را به شدت کوتاه کنند.
این انتقال از تحقیقات تئوری به کاربردهای نجاتبخش، ملموسترین سود مسابقه AGI است، به شرطی که خطاهای انسانی مرتبط با استقرار این سیستمها مدیریت شود.
آنچه باید دید این است که آیا «واقعگرایی هوش مصنوعی» که روز ترویج میکند، میتواند بر انگیزههای مالی نخبگان سانفرانسیسکو غلبه کند یا خیر. باید منتظر چارچوبهای نظارتی آینده بود که تلاش میکنند قدرت تصمیمگیری را از آن «۵۰ نفر» گرفته و به ائتلافی گستردهتر از فیلسوفان، هنرمندان و حقوقدانان منتقل کنند.
گام بعدی شما
- اگر مدیر محصول یا استراتژیست هستید، به جای دنبال کردن هایپهای لینکدین، رویکرد «واقعگرایی AI» را برای ارزیابی ابزارها به کار بگیرید.
- برای درک بهتر نحوه تعامل با مدلها، متد «شورای مدلها» (استفاده از چندین پرسونای مختلف از یک مدل برای نقد اثر) را در بازبینی متون خود امتحان کنید.
- تغییرات در چارچوبهای قانونی برای انتقال قدرت از «۵۰ نفر سانفرانسیسکو» به نهادهای نظارتی گستردهتر را دنبال کنید.
اما داستان سختافزاری این تحول حتی شگفتانگیزتر است — به تحلیل ما دربارهی تراشههای Blackwell مراجعه کنید.




گفتگو