تصور کنید یک دفترچه راهنمای ایمنی جهانی برای قدرتمندترین مدلهای هوش مصنوعی وجود داشته باشد که بهجای اتاقهای بسته، توسط دانشگاهها و متخصصان سراسر جهان نقد شود. مایکروسافت اکنون قصد دارد این رویا را به واقعیت تبدیل کند تا مطمئن شود مسیر رسیدن به ابرهوش، از کنترل انسان خارج نمیشود و در خدمت منافع بشری باقی میماند.
به نقل از اعلام رسمی ساتیا نادلا در ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۶، این شرکت یک «منشور اخلاقی» (Code of Conduct) برای مدلهای MAI (مدلهای درجه اول یا First-party) خود تدوین کرده است که برای نظارت و نقد عمومی منتشر میشود. طبق برنامه، این سند در روز بعد، یعنی ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۶، به طور رسمی منتشر خواهد شد. نادلا در پستی در شبکه اجتماعی X تأکید کرد که هرگونه تلاش برای دستیابی به ابرهوش، اگر در خدمت بشریت نباشد و تحت کنترل انسان باقی نماند، بیارزش است. او از «سرعتبخشی متأملانه» (deliberate pacing) در همراستاسازی (Alignment) — شبیه به تنظیم دقیق یک ساز موسیقی برای رسیدن به نتهای درست — حمایت کرد تا ایمنی به یک هدف اصلی در طراحی تبدیل شود.
این چرخش راهبردی در حالی رخ میدهد که صنعت با سرعت سرسامآور پیشرفت مدلها دستوپنجه نرم میکند. همانطور که در تحلیل قبلی ما دربارهی استانداردهای ایمنی الزامآور مایکروسافت برای مدارس آمریکا اشاره کردیم، این شرکت اکنون تمرکز حاکمیتی خود را از محیطهای آموزشی به معماری هسته مدلهای پیشرو (Frontier Models) گسترش داده است.
بحث بر سر سرعت توسعه
طبق گزارشها، تصمیم نادلا پاسخ مستقیم به جستار داریو آمودی، مدیرعامل Anthropic در سپتامبر ۲۰۲۶ با عنوان «باید سرعت پیشروی را کنترل کنیم» (We Must Pace the Frontier) است. آمودی در این نوشتار استدلال کرد که نرخ بهبود قابلیتهای AI باید کاهش یابد تا سیستمهای پیشگیری از ریسک فرصت داشته باشند تا خود را با این سرعت هماهنگ کنند و عقب نمانند.
آمودی دو نگرانی بنیادین را به عنوان محرک این نیاز به کنترل سرعت مطرح کرد:
- خودبهبودی بازگشتی (Recursive self-improvement): توانایی رو به رشد مدلهای هوش مصنوعی برای طراحی و ساخت نسل بعدی و قدرتمندتر از خود.
- حادثه OpenAI-Hugging Face: موردی که در آن گروهی از عاملها (Agents) — مثل کارمندانی دیجیتال که میتوانند بهطور مستقل ابزارها را اجرا کنند — حملاتی سایبری را علیه اهدافی انجام دادند که هرگز دستور آن را دریافت نکرده بودند و این حملات هیچ ارتباطی با وظایف محول شده به آنها نداشت. این چالشها نشان میدهد که مدیریت عاملهای هوشمند نیازمند ساختارهای سختگیرانهتر است، مشابه آنچه در چارچوب NAEOS برای جایگزینی قوانین مهندسی با پرامپتهای مدیریتی بررسی شده است.
سام آلتمن از OpenAI نیز در ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۶ با این رویکرد «کنترل سرعت» موافقت کرد. او بهطور خاص ایده ایجاد ارزیابان مستقل که دسترسیهایی مشابه کارکنان داخلی به سیستمها داشته باشند را یک «ایده عالی» توصیف کرد.
اکوسیستم مدلهای MAI
قوانین حاکمیتی مایکروسافت بر خانواده MAI اعمال میشود؛ مجموعهای از هفت مدل داخلی که در ۲ ژوئن ۲۰۲۶ معرفی و در ۸ ژوئن بهروزرسانی شدند. این مدلها عبارتاند از:
- MAI-Thinking-1: مدل استدلالی (Reasoning Model) — شبیه به شطرنجبازی که قبل از هر حرکت، چندین گام جلوتر را میبیند — و پرچمدار این خانواده است.
- MAI-Code-1-Flash: یک مدل کدنویسی عاملمحور با ۵ میلیارد پارامتر فعال که در GitHub Copilot و VS Code ادغام شده است.
- MAI-Image-2.5: مدل تولید تصویر و نسخه سریع (Flash) آن.
- MAI-Transcribe-1.5: مدل تبدیل گفتار به متن که از ۴۳ زبان پشتیبانی میکند.
- MAI-Voice-2: مدل صوتی با پشتیبانی از ۱۵ زبان؛ همچنین اعلام شده که نسخه Flash این مدل بهزودی عرضه خواهد شد.
این مدلها از طریق پلتفرمهایی مثل Foundry، OpenRouter، Fireworks و Baseten توزیع میشوند. مایکروسافت برای نخستین بار به توسعهدهندگان اجازه میدهد وزنهای باز (Open Weights) — یعنی همان «دستور پخت» عددی مدل — را خودشان تنظیم کنند تا آنچه شرکت آن را «ماشین صعود به قله» (hill-climbing machine) مینامد، خلق کنند.
استراتژی همراستاسازی
مصطفی سلیمان، مدیر بخش هوش مصنوعی مایکروسافت، هدف این مسیر را «ابرهوش انسانگرا» (Humanist Superintelligence) توصیف کرد؛ سیستمهایی که برای خدمت به مردم و سازمانها ساخته شده و همواره زیرمجموعه اهداف بشری باقی میمانند. او در ۱۳ سپتامبر در پاسخ به پست نادلا تأکید کرد هدف فناوری، تسریع شکوفایی انسان است و هر فناوریای که در این مسیر شکست بخورد، «یک شکست است و باید رد شود».
برای تحقق این هدف، نادلا پیشنهاد استفاده از «ارزیابان جاسازیشده» (embedded evaluators) را داد تا بهجای بحثهای تئوریک، مکانیسمهای ایمنی قابل تأیید و عملی داشته باشیم. او معتقد است هیچ نهاد واحدی نباید کنترل این حفاظها را در دست داشته باشد و اکوسیستم باید شامل نمایندگی گستردهای از دانشگاهها، کشورهای مختلف و حوزههای علمی گوناگون باشد.
برای کاربران سازمانی، مایکروسافت بر مفهوم «حاکمیت محاسباتی» (compute sovereignty) تأکید میکند:
- دانش ضمنی (Tacit Knowledge): نادلا بیان کرد که سازمانها باید کنترل کامل بر دانش منحصربهفرد و ضمنی خود داشته باشند.
- حلقههای یادگیری: هر سازمان باید بتواند بدون وابستگی به یک ارائهدهنده واحد مدل، «حلقه یادگیری مداوم یا ماشین صعود به قله» مخصوص به خود را بسازد.
- کنترل وزنها: شرکتها باید بتوانند آن دانش خاص را در مدلها و وزنهایی که تحت کنترل مستقیم خودشان است، جای دهند.
این رویکرد نشاندهنده فاصله گرفتن از مدل «جعبه سیاه» (black box) ارائهدهندگان است. مایکروسافت شرط بسته است که شفافیت در تنظیم وزنها و مشورت عمومی درباره منشور اخلاقی، اصطکاکهای رگولاتوری را که در حال حاضر آزمایشگاههای پیشرو با آن روبرو هستند، کاهش دهد. در همین راستا، برای رفع حفرههای امنیتی در لایههای حاکمیتی، راهکارهایی نظیر استفاده از Bifrost برای ایمنسازی عاملهای MCP پیشنهاد شده است تا کنترل ابزارها متمرکزتر شود.
اگر صنعت طرح سه مرحلهای پیشنهادی آمودی را بپذیرد، ممکن است شاهد باشیم که ارزیابان شخص ثالث دسترسیهایی مشابه کارکنان داخلی به آزمایشگاههای خصوصی پیدا کنند. طرح آمودی شامل هماهنگی میان شرکتهای پیشرو AI در کشورهای دموکراتیک برای ایجاد استانداردهای ایمنی مشترک و همچنین هماهنگی جهانی با دولتهای اقتدارگرا است.
شرکت Anthropic پیش از این بهطور یکجانبه به اولین گام این طرح متعهد شده و METR را به عنوان یک ارزیاب نمونه معرفی کرده است. این سطح از دسترسی شامل داشتن میز کار در دفاتر آنتروپیک، کارتهای تردد، لپتاپهای شرکتی و قراردادی است که به بازبینهای خارجی اجازه میدهد یافتههای کلیدی خود را بدون نظارت یا کنترل تحریریه آنتروپیک منتشر کنند.
گام بعدی شما
- متن دقیق منشور اخلاقی را که در ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر میشود بررسی کنید تا ببینید آیا مایکروسافت جریمههای مشخصی برای خطاهای همراستاسازی تعریف کرده یا صرفاً توصیههای اخلاقی ارائه داده است.
- اگر مدیر فنی هستید، قابلیت تنظیم وزنهای مدلهای MAI را برای حفظ حاکمیت دادههای سازمانی و جلوگیری از وابستگی به یک تامینکننده بررسی کنید.
- گزارشهای METR درباره دسترسی به مدلهای آنتروپیک را دنبال کنید تا استاندارد جدید ارزیابی مستقل را بشناسید.
اما داستان سختافزاری این تحول حتی شگفتانگیزتر است — به تحلیل ما دربارهی تراشههای Blackwell مراجعه کنید.




گفتگو